نمایش درمانگر

نمایش درمانی و بدن انسان

یکی از مواردی که نمایش درمانگر در طول جلسات نمایش درمانی به آن توجه دارد ارتباط و هماهنگی بین جسم و ذهن مراجعین است . در بسیاری از اختلالات روانی مانند افسردگی و اضطراب ، تماس انسان با جسم و آن چه در جسم میگذرد ، کاهش می یابد، به طور مثال شخص افسرده زبان بدن و حرکات بدنی خشک دارد ، ممکن است ساعت ها به شکل یکنواخت در جایی بنشیند بدون اینکه احساس خستگی کند ، یک فرد مضطرب ممکن است در طول شبانه روز هیج توجهی به تنفس و نفس کشیدن خود نداشته باشد و همین یک چرخه معیوب را تشکیل می دهد یعنی یک فرد مضطرب یا مبتلا به دیگر اختلالات روانی تماس خود با بدنش را از دست می دهد و همین قطع تماس با بدن ، به تداوم آن اختلال روانی کمک می کند ، به طور مثال یک شخص افسرده دوست ندارد که حرکت کند و یا ورزش و پیاده روی انجام بدهد و همین عدم تحرک به تشدید و تداوم افسردگی او کمک می کند.

یکی از مزیت های نمایش درمانی این است که علاوه بر پرداختن به ذهن و مسائل روان شناختی و هیجانات افراد ، به جسم انسان ها نیز می پردازد و به افراد کمک می کند که تماس قطع شده با جسم خود را بازیابند ، متخصص نمایش درمانگر در این زمینه نقش مهمی را ایفا می کند که در ادامه به آن می پردازیم :

نمایش درمانی و بدن انسان

همه ما درباره ارتباط متقابل جسم و روان ، تاکنون مطالب زیادی را شنیده و خوانده ایم  مانند اینکه عقل سالم در بدن سالم است و یا اینکه بیماری های جسمانی می توانند اختلالات روانی ایجاد کنند و یا حتی اختلالات روانی نیز می توانند بر وخیم شدن بیماری های جسمانی اثرگذار باشند .

اگر چه این دو بعد از وجود انسان با همدیگر پیوندی ناگسستنی دارند اما متخصصان هر حوزه تقریبا به مطالعه و اهمیت تشخیص و درمان در حوزه مربوط به فعالیت خودشان تاکید دارند . کمتر پزشکی را می بینیم که به طور مثال بیمار مبتلا به دیابت و یا مشکل باروری را به روانکاو و رواندرمانگر ارجاع بدهد و یا  بسیار به ندرت پیش می آید که در اتاق های روان درمانی ، درمانگران به حالات جسمانی و آنچه در آن لحظه بیماران در جسم خود تجربه می کنند توجه کنند  که البته این بسته به رویکرد رواندرمانگران می تواند متفاوت باشد .

در بسیاری از اختلالات روانی ، افراد از جسم خود و تجربیات جسمانی خود غافل می شوند ، به طور مثال در بیماران مبتلا به اسکیزوفرنیا ، رفتاری دیده می شود به نام کاتاتونیا یا جمود جسمانی ، و این به معنای آن است که بیماران اسکیزوفرنیک ممکن است ساعت های طولانی یک حالت بدنی را اتخاذ کنند بدون اینکه احساس خستگی و درد نمانید . در فاز شیدایی اختلال دو قطبی نیاز به خواب که یک نیاز فیزیولوژیک است به شدت کاهش پیدا می کند بدون اینکه فرد احساس نیاز برای خواب داشته باشد ، و حتی در بیماران افسرده کندی روانی – حرکتی دیده می شود یعنی حالتی از سستی عضلات و کندی در راه رفتن و صحبت کردن و انجام اعمال روزانه .

نه تنها برای نمایش درمانگر و سایر رواندرمانگران ، بلکه برای افراد غیر روان شناس نیز شناسایی یک فرد افسرده و یا فردی که اعتماد به نفس ندارد و یا مضطرب است در یک جمع از افراد ، کار سختی نیست . گاهی بدون اینکه افراد سخن بگویند و یا ما از شرایط و احساسات آن ها آگاه باشیم می توانیم این افراد را از روی مشخصه های ژست های جسمانی و زبان بدن شناسایی کنیم.

فردی که اعتماد به نفس ندارد ، زبان بدنش خشک و غریب است . گویی که در پوست خودش راحت نیست و نمی تواند حالات هیجانی خود را از طریق انعطاف پذیری جسمانی خود در مناسبات اجتماعی نشان دهد ، و به عنوان مثال فردی که مضطرب است غالبا بدون اینکه آگاه باشد پاهای خود را تکان می دهد و یا در اتاق قدم می زند و فرد افسرده حالت هایی از کندی را در صدا و سخن گفتن و حرکات بدنی اش نشان می دهد ، در جلسات نمایش درمانی به افراد کمک می شود تا بتوانند درباره زبان بدن خود آگاهی بیشتری کسب کنند، تمرین  کنند که با تغییر ژست ها و فرمان دادن به عضلات بدن ، حالت های  هیجانی و روانی متفاوتی را تجربه کنند و یا در جلسات گروهی این بازخورد را دریافت کنند که زبان بدن آن ها چه تاثیری بر اطرافیان می تواند داشته باشد.

اینکه آیا در ابتدا وضعیت ذهنی و روانی شخص است که بر روی جسم تاثیر می گذارد و یا وضعیت جسمانی در ابتدا حالات خلقی و حالات روانی را مشخص می کند تا کنون محل بحث بوده و متخصصین نظریات متفاوتی در این باره ارائه کرده اند ، به عنوان مثال آیا چروک انداختن به پیشانی و اخم در چهره و خمیده نشستن ، فرد را اندوهگین و افسرده می کند و یا افسردگی سبب می شود که شخص در ژست چهره و حرکات بدن تغییراتی را نشان دهد ؟  اما آن چه روشن و واضح است این است که حالات جسمانی و حالات روانی بر یکدیگر تاثیر متقابل دارند و ما با تغییر یکی می توانیم دیگری را تغییر بدهیم .

نمایش درمانگر چگونه به هماهنگی جسم و ذهن کمک می کند؟

رواندرمانگران بالینی ، هر کدام نظریات و روش های خود را برای درمان بیماران دارند ، به طور مثال در رویکرد روانکاوی بر تغییر هیجانات و حالات روانی تاکید می شود و یک روانکاو معتقد است که با تغییر حالات ذهنی و روانی ، وضعیت های جسمانی تغییر خواهند کرد ، اما یک نمایش درمانگر ، معتقد است که  دست یابی به حالت های فیزیولوژیک و جسمانی افراد و تغییر آن آسان تر و سریع تر از دست یابی به لایه های پنهان ذهن ناهشیار است و می توان در برخی مواقع ، با آگاهی نسبت به تجربیات فیزیولوژیک و تغییر آن سریع تر بر روی حالت های ذهنی و روانی اثر گذار بود و درمان را سرعت بخشید . بنابراین نمایش درمانگر ، یک استراتژی کامل تری از روان درمانی را ترسیم می کند  و به اجرا در می آورد ، هم دست یابی به لایه های ذهن ناهشیار و تغییر  هیجانات و هم تغییر تجربیات فیزیولوژیک و جسمانی .

 دکتر ملینا شیرانی، متخصص نمایش درمانی ، یک روان شناس و روان درمانگر است که در اتاق درمان ، به جسم مراجعین و تجربیات فیزیولوژیک آنان توجه می کند . ما در نمایش درمانی ، از تکنیک های مختلفی مانند تکنیک مجسمه استفاده می کنیم که افراد را با بدن خود آشتی می دهد و این سر آغاز اثر بخشی روان درمانی و حتی سرعت بخشیدن به فرایند روان درمانی است.

این مطلبی است که در مدیتیشن ، و آیین های ذن که می توان گفت تاثیر مشرق زمین بر روان شناسی غربی هستند نیز بر آن تاکید شده است . به طوری که گفته می شود توجه کردن بر تنفس در مدیتیشن منجر به قطع رشته تسلسل افکار و بدین ترتیب حالتی خلسه مانند و در نتیجه کاهش اضطراب می شود . آیا چند نفر از ما در میان مشغله های شبانه روزی ، بر ریتم تنفس خود توجه و تمرکز می کنیم ؟ با صنعتی شدن جوامع و اینکه بیشتر در آمد های افراد در عصر امروز از طریق کارهای فکری انجام می شود تا کارهای جسمانی ، افراد از جسم خود غافل می شوند ، ورزش نمی کنند ، بازی نمی کنند ، خواب و  برنامه غذایی منظم ندارند و حتی تنفس آنان منقطع است و از تنفس عمیق هم محروم هستند که اینها عوامل ایجاد کننده و یا وخیم کننده اختلالات روانی در جوامع صنعتی هستند .

وقتی یک نمایش درمانگر ، پلن درمان یا برنامه درمانی را مشخص می کند ، در آن به انجام فعالیت های بدنی و حرکات جسمانی و حتی نشان دادن یک حالت ذهنی با زبان بدن توسط بیماران می پردازد . بدین ترتیب تصویر بدنی افراد تغییر می کند ، آن ها می آموزند که در طول شبانه روز بیشتر با بدن خود در ارتباط باشند، اعتماد به نفس آنان را افزایش می دهد ، سطح خلق افراد بالا می رود و آن ها احساس شادی  و آسودگی بیشتری را تجربه می کنند .

این مقاله به قلم دکتر ملینا شیرانی بیدآبادی ، متخصص روانشناسی بالینی نوشته شده است .

دکتر ملینا شیرانی – نمایش درمانگر | تهران