روانکاو

روانکاو به چه افرادی کمک می کند و روانکاوی برای چه افرادی مناسب نیست ؟

ادامه

نمایش درمانگر

نمایش درمانگر کیست ؟ و چگونه به درمان افراد کمک می کند؟

ادامه

روانشناس بالینی

روانشناس بالینی در رشته روانشناسی با گرایش بالینی تحصیل کرده است. علم روان شناسی شامل گرایش های گوناگون  مانند روان شناسی سلامت …

ادامه

دکتر ملینا شیرانی | خدمات تخصصی روانکاوی و مشاوره آنلاین روانشناسی

بیوگرافی و رزومه دکتر ملینا شیرانی

روانکاو و روانشناس روابط عاطفی ، برای کمک به شما در زمینه روانکاوی فردی  و حل مشکلات روابط

بخشی از سوابق دکتر ملینا شیرانی :

‌ رتبه سوم آزمون ورودی دکترا

 مسلط به زبان های انگلیسی و پرتغالی

پایه گذار پروتکل های موسیقی درمانی و پروتکل سایکودراما برای مبتلایان به وسواس برای اولین بار در دنیا که به تایید دکتر دنیل گیولاسا رسیده است

 عضو انجمن بین المللی پیشگیری و مداخلات زودهنگام سلامت روان – استرالیا

 عضو انجمن روانشناسی فرافردی اروپا

مدرس دانشگاه و استاد راهنمای پایان نامه های دانشگاهی 

ده سال تجربه تخصصی در روان درمانی بالینی 

برای مشاهده متن کامل رزومه و سوابق دکتر ملینا شیرانی بر روی لینک زیر کلیک کنید.

تماس با ما

آیا سوالی دارید؟ از طریق فرم زیر اقدام نمایید.

    captcha

    دکتر ملینا شیرانی بیدآبادی

    در چه زمینه‌هایی می‌توانید با دکتر ملینا شیرانی بیدآبادی جلسه داشته باشید؟

    دکتر ملینا شیرانی، روانکاو در تهران و اصفهان، با رویکرد روان‌درمانی تحلیلی، به ارائه خدمات روان‌درمانی برای افرادی می‌پردازد که درگیر تعارض‌های هیجانی، مشکلات روابط بین‌فردی، اضطراب و الگوهای تکرارشونده و عمیق در سطح فردی یا بین فردی هستند.

    مراجعین گرامی از سراسر کشور می توانید برای دریافت نوبت جلسه بر روی لینک رزرو نوبت ، کلیک کنید.

    مراجعین گرامی خارج از کشور نیز می توانند برای دریافت جلسه بر روی لینک رزرو نوبت مشاوره ایرانیان خارج از کشور ، کلیک کنند.

    زمینه‌های تخصصی جلسات دکتر ملینا شیرانی :

    روانکاوی فردی (درمان افسردگی ، درمان اضطراب، درمان اختلال وسواس فکری-عملی (OCD) )

    زوج درمانی و بهبود روابط عاطفی (الگوهای دلبستگی ، حل تعارض ، درمان خیانت)

    گروه درمانی

    خودشناسی و رشد فردی (خودآگاهی، عزت نفس و بهبود کیفیت زندگی )

    مقالات

    جدیدترین مقالات دکتر ملینا شیرانی

    • مادر حسود و تاثیر مخربی که می تواند بر فرزند دختر داشته باشد موضوع این مقاله است که به قلم دکتر ملینا شیرانی ، روانکاو و روانشناس روابط نوشته شده است. در بسیاری از جوامع، پدر و مادر چنان جایگاه آرمانی و غیرقابل انتقاد پیدا کرده‌اند که گاهی فراموش می‌کنیم آنان نیز پیش از آنکه پدر یا مادر باشند، انسان‌هایی با تاریخچه‌ی روانی خود هستند که ممکن است زخم‌هایی پنهان، تعارض‌هایی حل‌نشده و بخش‌هایی نادیده از شخصیت خویش را با خود حمل کنند. این باور که والدین همواره درست می‌اندیشند، هرگز اشتباه نمی‌کنند و هرگز نمی‌توانند به فرزند خود آسیب بزنند، اگرچه از عشق و احترام به والدین سرچشمه می‌گیرد، اما می‌تواند خطری عمیق برای روان کودک به همراه داشته باشد. مهم‌ترین خطر این باور آن است که هشیاری فرزند را در برابر والدین کاهش می‌دهد. کودک یاد می‌گیرد که در جهان بیرون مراقب باشد؛ در انتخاب دوستان، در مواجهه با رقبا، در روابط اجتماعی و در برخورد با افراد مختلف، مرزها و حساسیت‌های لازم را حفظ کند؛ اما در برابر پدر و مادر، همان کسانی که عمیق‌ترین پیوند عاطفی زندگی‌اش را با آنان دارد، گاهی سپر خود را کنار می‌گذارد و هشیاری‌اش را تسلیم رابطه می‌کند. اگر والدینی که وارد مسیر فرزندآوری شده‌اند، قبل از آن با بخش‌های آسیب‌دیده‌ی روان خود، زخم‌های قدیمی، احساس ناکامی یا تعارض‌های حل‌نشده‌ی خویش مواجه نشده باشند، ممکن است ناخواسته یا حتی گاهی آگاهانه، این بخش‌های حل‌نشده را متوجه فرزند خود کنند. در چنین شرایطی، آسیبی که فرزند از والد خود دریافت می‌کند، می‌تواند زخمی عمیق‌تر از بسیاری از آسیب‌های بیرونی باشد؛ زیرا از سوی فردی وارد شده است که کودک از ابتدا او را منبع امنیت، عشق و پناه می‌دانسته است. گاهی فرزند تنها زمانی متوجه عمق این آسیب‌ها می‌شود که سال‌های زیادی از زندگی خود را در تلاش برای جبران اثرات آن سپری کرده است؛ سال‌هایی که شاید می‌توانست صرف رشد، شکوفایی و تجربه‌ی آرامش شود، اما اکنون باید صرف شناخت زخم‌ها و بازسازی خویشتن شود. این مسئله در مورد دخترانی که با حسادت یا رقابت ناخودآگاه والدین خود، به‌ویژه مادر، مواجه می‌شوند اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. درد و رنج چنین دخترانی در فرهنگ‌هایی که والدین تنها به دلیل بخشیدن زندگی زیستی به کودک، فراتر از نقد و بررسی قرار می‌گیرند، دیده نمی شود.  آنان نه‌تنها ممکن است از سوی اطرافیان درک نشوند، بلکه گاهی با سرزنش نیز مواجه می‌شوند؛ با این پرسش دردناک که چگونه می‌توانی از مادرت یا پدرت شکایت داشته باشی؟ در سال‌های فعالیت حرفه‌ای خود در اتاق درمان و همچنین در تجربه‌های انسانی پیرامونم، با مادرانی مواجه شده‌ام که درگیر حسادت‌ها، رنج‌ها و تعارض‌های حل‌نشده‌ی خود بوده‌اند؛ تعارض‌هایی که گاهی نه از روی ناآگاهی، بلکه از بطن بخش‌های حل‌نشده‌ی روانی آنان، به رابطه با دخترشان وارد شده و زندگی روانی آن دختر را تا مرز فرسودگی پیش برده است. سال‌ها پیش، در دوران دانشجویی، در یکی از کتاب‌های روانکاوی با مفهومی از اریک برن، روان‌تحلیل‌گر برجسته، مواجه شدم که تصویری عمیق از تأثیر والدین بر روان کودک ارائه می‌کرد: اریک برن نوشته بود کودکان با ظرفیت عشق، خلاقیت و شکوفایی متولد می‌شوند؛ اما گاهی تجربه‌های رابطه‌ای با والدین می‌تواند بال‌های روانی آن ها را قیچی کند و کودک را از آنچه می‌توانست باشد، دور سازد. اگر شما نیز تجربه کرده‌اید که رنج‌هایتان در رابطه با مادرتان دیده نشده است؛ اگر بارها تلاش کرده‌اید احساسات خود را بیان کنید اما به جای همدلی با قضاوت و سرزنش مواجه شده‌اید، بدانید که تجربه‌ی شما شایسته‌ی شنیده شدن و فهمیده شدن است. من به عنوان یک روانکاو، تلاش می‌کنم این تجربه‌ها را با نگاهی عمیق، انسانی و روانکاوانه بررسی کنم. آسیب‌های ناشی از رابطه با یک مادر حسود یا مادری که درگیر رقابت ناخودآگاه با دختر خود است، نیازمند شناخت و رسیدگی روانشناختی است. مادر حسود چگونه با دختر خود رفتار می کند؟ رابطه مادر و دختر از دیرباز یکی از پیچیده‌ترین و عمیق‌ترین موضوعات مورد توجه روانکاوان بوده است. بسیاری از نظریه‌پردازان روانکاوی تلاش کرده‌اند ابعاد مختلف این رابطه را بررسی کنند؛ رابطه‌ای که در آن عشق، همانندسازی، وابستگی، میل به استقلال، رقابت و حتی تعارض‌های ناخودآگاه می‌توانند همزمان حضور داشته باشند. مادر نخستین تصویری است که دختر از زن بودن، دوست‌داشتنی بودن و ارزشمندی دریافت می‌کند. دختر در سال‌های نخست زندگی، بخشی از هویت روانی خود را در آینه رابطه با مادر شکل می‌دهد. اما زمانی که یک مادر، خودش با زخمی عمیق در تصویر ذهنی‌اش از خویشتن زندگی می‌کند، این رابطه می‌تواند پیچیدگی‌های بیشتری پیدا کند. اگر مادری عزت نفس کافی نداشته باشد، اگر خودپنداره‌ی مناسبی از خویش نساخته باشد و در عمق وجود خود، احساس کند زیبا، توانمند، جذاب یا شایسته‌ی احترام نیست؛ اگر در گذشته محبت کافی دریافت نکرده باشد، به‌ویژه در رابطه با والدین خود، یا اگر در زندگی عاطفی و زناشویی خویش با ناکامی‌هایی مواجه شده باشد که هرگز فرصت پردازش و حل آن‌ها را پیدا نکرده است، ورود یک دختر به زندگی او می‌تواند به جای آنکه تجربه‌ای از شادی و عشق باشد، به شکلی ناخودآگاه زخم‌های قدیمی او را فعال کند. در چنین شرایطی، دختر ممکن است به جای آنکه  فرزند مادر باشد، به شکلی ناآگاهانه تبدیل به آینه‌ای شود که بخش‌هایی از زندگی مادر را به او یادآوری می‌کند؛ بخش‌هایی که مادر شاید هنوز برای پذیرش و سوگواری درباره آن‌ها آماده نیست. برای مثال، اگر دختر خردسال مورد توجه پدر قرار گیرد، اگر زیبایی، هوش، استعداد یا ویژگی‌های شخصیتی او توسط دیگران تحسین شود، ممکن است این تحسین‌ها در مادری که تصویر سالم و باثباتی از خود ندارد، احساسات دردناکی را فعال کند. گویی موفقیت یا درخشش دختر، به جای آنکه تنها موجب شادی شود، ناخودآگاه یادآور فرصت‌های از دست رفته، کمبودهای تجربه‌شده یا آرزوهای تحقق‌نیافته‌ی مادر می‌شود. این حسادت ممکن است با رشد دختر و نزدیک شدن او به دوران جوانی شدت بیشتری پیدا کند؛ زیرا در این مرحله، دختر ممکن است به زنی جوان، مستقل، جذاب و موفق تبدیل شود. توجه دیگران به او، موفقیت‌های تحصیلی و شغلی، توانمندی‌هایی که مادر شاید فرصت تجربه آن‌ها را نداشته است، روابط عاطفی سالم یا تجربه‌ی یک ازدواج عاشقانه، می‌تواند در مادری که هنوز با بخش‌هایی از زندگی خود آشتی نکرده […]

    • گاهی اطرافیان درباره یک نفر با تعجب می‌گویند :”همیشه می‌خندید، سر کار می‌رفت، با همه شوخی می‌کرد؛ اصلاً فکر نمی‌کردیم حالش بد باشد.” واقعیت این است که همه افراد مبتلا به افسردگی، غمگین، منزوی یا بی‌انرژی به نظر نمی‌رسند. بعضی افراد سال‌ها درد، ناامیدی و احساس پوچی را پشت لبخند، موفقیت و عملکرد ظاهراً طبیعی پنهان می‌کنند. در منابع انگلیسی این الگو با عنوان Smiling Depression شناخته می‌شود که در این مقاله از آن با عنوان افسردگی خندان (افسردگی پنهان) یاد می‌کنیم و درباره این مطلب توضیح می دهیم که چرا بعضی افراد ممکن است رنج خود را پشت لبخند و آرامش مخفی کنند؟ اگرچه افسردگی خندان یک تشخیص مستقل در DSM-5-TR نیست، اما روانشناسان و روانپزشکان از این اصطلاح برای توصیف افرادی استفاده می‌کنند که با وجود تجربه علائم افسردگی، تلاش می‌کنند هیچ‌کس از رنج درونی آن‌ها باخبر نشود. افسردگی خندان یعنی چه ؟ افسردگی خندان (افسردگی پنهان) به وضعیتی اشاره دارد که فرد از بیرون، آرام، اجتماعی، موفق و حتی شاد به نظر می‌رسد، اما در درون خود احساس ناامیدی، پوچی یا خستگی روانی را تجربه می‌کند. این افراد معمولاً نقش خود را در محیط کار، خانواده یا جمع دوستان به خوبی ایفا می‌کنند و همین موضوع باعث می‌شود اطرافیان کمتر متوجه مشکلات آن‌ها شوند. برخلاف تصور رایج، افسردگی همیشه با گریه، انزوا یا کاهش عملکرد همراه نیست. گاهی فرد تمام توان خود را صرف این می‌کند که هیچ‌کس متوجه حال واقعی او نشود. لبخند زدن، شوخی کردن یا حتی موفق بودن در محیط کار، لزوماً به معنای سلامت روان نیست. به همین دلیل، بسیاری از افراد مبتلا به افسردگی خندان (افسردگی پنهان) ، مدت‌ها بدون دریافت کمک تخصصی به زندگی خود ادامه می‌دهند؛ زیرا نه اطرافیان و نه حتی گاهی خود فرد، شدت مشکل را تشخیص نمی‌دهند. علائم افسردگی خندان افسردگی خندان به وضعیتی اشاره دارد که فرد از بیرون آرام، اجتماعی، موفق و حتی شاد به نظر می‌رسد، اما در درون خود احساس ناامیدی، پوچی یا خستگی روانی را تجربه می‌کند. این افراد معمولاً نقش خود را در محیط کار، خانواده یا جمع دوستان به خوبی ایفا می‌کنند و همین موضوع باعث می‌شود اطرافیان کمتر متوجه مشکلات آن‌ها شوند. برخلاف تصور رایج، افسردگی همیشه با گریه، انزوا یا کاهش عملکرد همراه نیست. گاهی فرد تمام توان خود را صرف این می‌کند که هیچ‌کس متوجه حال واقعی او نشود. لبخند زدن، شوخی کردن یا حتی موفق بودن در محیط کار، لزوماً به معنای سلامت روان نیست. به همین دلیل، بسیاری از افراد مبتلا به افسردگی خندان (افسردگی پنهان)، مدت‌ها بدون دریافت کمک تخصصی به زندگی خود ادامه می‌دهند؛ زیرا نه اطرافیان و نه حتی گاهی خود فرد، شدت مشکل را تشخیص نمی‌دهند. افراد مبتلا به افسردگی خندان معمولاً تلاش می‌کنند احساسات واقعی خود را پنهان کنند، اما این به معنای نبود علائم افسردگی نیست. بسیاری از آن‌ها در خلوت خود با مشکلاتی دست‌وپنجه نرم می‌کنند که دیگران هرگز آن را نمی‌بینند. برخی از نشانه‌های شایع عبارت‌اند از: احساس پوچی یا بی‌معنا بودن زندگی، حتی در روزهایی که ظاهراً همه چیز خوب پیش می‌رود. خستگی دائمی که با استراحت نیز برطرف نمی‌شود. مشکلات خواب، مانند دیر خوابیدن، بیدار شدن‌های مکرر یا بیدار شدن با احساس خستگی. از دست دادن لذت نسبت به فعالیت‌هایی که قبلاً دوست‌داشتنی بودند. اضطراب، تحریک‌پذیری یا خشم پنهان. احساس گناه یا سرزنش دائمی خود. نیاز همیشگی به خوب، موفق یا قوی به نظر رسیدن. لبخند زدن و شوخی کردن، حتی زمانی که در درون احساس رنج و ناامیدی وجود دارد. نکته مهم این است که هیچ‌کدام از این علائم به تنهایی به معنای ابتلا به افسردگی پنهان نیستند. تشخیص این اختلال نیازمند ارزیابی تخصصی توسط روانشناس یا روانپزشک است؛ اما اگر این نشانه‌ها برای مدت طولانی ادامه پیدا کرده‌اند و کیفیت زندگی فرد را تحت تأثیر قرار داده‌اند، بهتر است جدی گرفته شوند. چرا اطرافیان متوجه رنج شخص مبتلا نمی‌شوند؟ بیشتر ما افسردگی را با گریه، انزوا، بی‌حوصلگی یا کاهش فعالیت‌های روزمره می‌شناسیم. به همین دلیل، زمانی که فردی همچنان به محل کار خود می‌رود، با دیگران صحبت می‌کند، لبخند می‌زند و حتی شوخ‌طبع به نظر می‌رسد، کمتر کسی احتمال می‌دهد که او در حال تجربه یک افسردگی عمیق باشد. افراد مبتلا به افسردگی پنهان معمولاً سال‌ها تلاش کرده‌اند احساسات واقعی خود را پنهان کنند. آن‌ها نمی‌خواهند باعث نگرانی اطرافیان شوند، از قضاوت شدن می‌ترسند یا تصور می‌کنند بیان ناراحتی نشانه ضعف است. در نتیجه، اطرافیان نیز همان تصویری را می‌بینند که خود فرد سال‌ها برای ساختن آن تلاش کرده است. به همین دلیل، گاهی پس از یک بحران جدی یا حتی اقدام به خودکشی، خانواده و دوستان با ناباوری می‌گویند: “اصلاً فکرش را نمی‌کردیم؛ همیشه حالش خوب به نظر می‌رسید.” در حالی که واقعیت این است که پنهان، همیشه نشانه آرامش نیست؛ گاهی فقط پوششی برای پنهان کردن رنجی است که سال‌ها دیده نشده است.   دیدگاه روانکاوی درباره افسردگی خندان از نگاه روانکاوی، افسردگی پنهان تنها به معنای پنهان کردن غم نیست، بلکه می‌تواند نتیجه سال‌ها زندگی کردن با احساساتی باشد که هرگز فرصت بیان پیدا نکرده‌اند. بسیاری از این افراد از کودکی آموخته‌اند که نباید ناراحت، عصبانی یا آسیب‌پذیر باشند. شاید بارها جملاتی مانند “قوی باش”، “گریه نکن”، “دیگران را ناراحت نکن” یا “همیشه باید موفق باشی” را شنیده‌اند. به مرور زمان، روان برای سازگار شدن با این شرایط، از مکانیسم‌های دفاعی استفاده می‌کند. سه مکانیسم دفاعی که در بسیاری از افراد مبتلا به افسردگی خندان دیده می‌شود، انکار و سرکوب و واکنش وارونه هستند. در انکار، فرد به تدریج حتی برای خودش نیز نمی‌پذیرد که وضعیت روانی مناسبی ندارد. او ممکن است بارها با خود تکرار کند: “من فقط خسته‌ام”، “همه همین مشکلات را دارند” یا “چیزی نیست، درست می‌شود.” در سرکوب نیز احساساتی مانند غم، خشم، تنهایی یا ناامیدی به جای آنکه تجربه و پردازش شوند، به اعماق روان رانده می‌شوند. این احساسات از بین نمی‌روند؛ بلکه ممکن است بعدها خود را به شکل اضطراب، بی‌خوابی، خستگی مزمن، مشکلات جسمانی یا حتی روابط عاطفی دشوار نشان دهند. در مکانیسم دفاعی  واکنش وارونه (Reaction Formation) فرد به جای آنکه احساس واقعی خود را نشان دهد، رفتاری کاملاً برعکس آن بروز می‌دهد. برای مثال، ممکن است در درون احساس غم، […]

    • چرا گاهی بدون دلیل جذب یک شخص می‌شویم؟ عشق در نگاه اول ، گاهی در نخستین برخورد با فردی دیگر، تجربه می شود که می تواند تجربه‌ای متفاوت و شگفت‌انگیز باشد؛ احساسی که به نظر می‌رسد فراتر از یک علاقه ساده به ظاهر،  یا یک کشش جنسی است. فرد ممکن است بگوید: ” نمی ‌دانم چرا، اما چیزی در او وجود هست که مرا جذب می کند ” یا  “احساس کردم او برای من آشناست، انگار سال‌هاست او را می‌شناسم”. برای بسیاری از افراد این سوال مطرح است که چگونه ممکن است تنها با دیدن یک فرد برای نخستین بار، احساس نزدیکی، علاقه یا حتی شیفتگی شکل بگیرد؟ این مقاله به قلم دکتر ملینا شیرانی ، روانکاو نوشته شده و مبحث عشق در نگاه اول از دیدگاه روانکاوی را توضیح می دهد : از دیدگاه روانکاوی، این اتفاق تنها یک واکنش سطحی و لحظه‌ای نیست. پشت این تجربه، فرآیندهای عمیق ناهشیار وجود دارند که در انتخاب‌ها و احساسات ما نقش دارند. ما انسان‌ها هنگام ورود به یک رابطه، تنها با بخش آگاه ذهن خود انتخاب نمی‌کنیم. تجربه‌های کودکی، رابطه با والدین، نیازهای عاطفی، خاطرات هیجانی و تصاویری که در طول زندگی از عشق و صمیمیت ساخته‌ایم، همگی در نحوه علاقه مند شدن ما به دیگران نقش دارند. به همین دلیل، گاهی یک فرد می‌تواند در همان نگاه اول احساسی از آشنایی عمیق در ما ایجاد کند؛ گویی بخشی از روان ما پیش از شناخت منطقی او، چیزی را در او تشخیص داده است. ضمیر ناخودآگاه (ذهن ناهشیار) و عشق در نگاه اول از دیدگاه روانکاوی ذهن ناهشیار انسان بسیار گسترده‌تر از بخش آگاه روان است. ما همیشه از تمام دلایلی که باعث علاقه مند شدنمان به یک فرد می‌شوند، آگاه نیستیم. بسیاری از اطلاعات و نشانه‌ها قبل از آنکه به سطح آگاهی ( ذهن هشیار ) ما برسند، توسط ذهن ناهشیار  پردازش می‌شوند. حالت نگاه، نوع لبخند، شیوه صحبت کردن، زبان بدن، میزان آرامش، اعتماد به ‌نفس و حتی نحوه حضور یک فرد در یک موقعیت، می ‌توانند پیام‌هایی ظریف به ذهن ناهشیار ما ارسال کنند. احساس‌هایی مانند ” او برای من آشناست ” یا  ” نمی‌دانم چرا ؟ اما به او اعتماد دارم ” می‌توانند نتیجه همین پردازش‌های ناهشیار باشند. سه دلیل برای عشق در نگاه اول از دیدگاه روانکاوی دلیل اول : تداعی ویژگی های والدین در طرف مقابل یکی از مفاهیم مهم روانکاوی این است که تجربه‌های اولیه زندگی، به‌خصوص رابطه کودک با والدین، می‌توانند در روابط عاطفی بزرگسالی اثرگذار باشند. فروید معتقد بود که انتخاب‌های عاشقانه انسان کاملاً تصادفی نیستند و تجربه‌های اولیه کودک در شکل‌گیری الگوهای علاقه‌مندی او نقش دارند. بر این اساس، گاهی فردی در بزرگسالی ما را جذب می‌کند، زیرا ویژگی‌هایی دارد که برای ذهن ناهشیار ما آشنا هستند؛ ویژگی‌هایی که ممکن است ما را به یاد یکی از والدین، به‌خصوص والد جنس مخالف، بیندازند. این شباهت الزاماً ظاهری نیست. ممکن است مربوط به نوع محبت کردن، شیوه حمایت، میزان قدرت، آرامش، توجه یا حتی نحوه ارتباط گرفتن فرد باشد. عشق در نگاه اول به خاطر تداعی ویژگی های والدین، همیشه منفی نیست. افراد زیادی جذب ویژگی‌های سالمی می‌شوند که در والدین خود تجربه کرده‌اند. اما اگر رابطه فرد با والدین همراه با زخم‌های حل‌نشده، خشم، محرومیت عاطفی یا وابستگی شدید بوده باشد، ممکن است رابطه جدید به جای تجربه یک ارتباط تازه، تبدیل به تکرار یک الگوی قدیمی شود. دلیل دوم : نیمه پنهان وجود یا سایه (Shadow) در روانشناسی تحلیلی یونگ، مفهوم سایه به بخش‌هایی از شخصیت اشاره دارد که فرد آن‌ها را نپذیرفته، سرکوب کرده یا اجازه رشد و بروز به آن‌ها نداده است. گاهی ما در فرد دیگری جذب ویژگی‌هایی می‌شویم که خودمان در زندگی کمتر تجربه کرده‌ایم. برای مثال، فردی که همیشه بسیار منطقی، محتاط و کنترل‌شده بوده است، ممکن است به فردی آزاد، جسور و هیجان‌طلب جذب شود. این جذب فقط به دلیل تفاوت میان آن دو نیست؛ بلکه ممکن است فرد مقابل نماینده بخشی از شخصیت خود او باشد که تاکنون فرصت ظهور پیدا نکرده است. شخص مقابل، گاهی مانند آینه‌ای عمل می‌کند که بخش‌های فراموش‌شده یا ناهشیار وجود ما را به ما نشان می‌دهد. اما اگر فرد نتوانسته باشد با این بخش‌های سایه خود مواجه شود، ممکن است عشق در نگاه اول بعدها به تعارض تبدیل شود. چیزی که ابتدا بسیار جذاب به نظر می‌رسید، ممکن است به دلیل نپذیرفتن همان ویژگی‌ها، باعث اضطراب و تنش شود. دلیل سوم : عشق در نگاه اول از جایگاه یک ایگوی سالم و مستقل؛ علاقه مندی از روی بلوغ روانی عشق در نگاه اول همیشه از کمبود، زخم یا نیازهای حل‌نشده سرچشمه نمی‌گیرد. گاهی فردی با یک ایگوی سالم، منسجم و مستقل جذب شخص دیگری می‌شود، زیرا در او نیز ویژگی‌هایی مشابه با بلوغ روانی خودش می‌بیند. در این حالت، فرد مقابل انتخاب نمی‌شود تا جای خالی چیزی را پر کند. او قرار نیست منبع ارزشمندی، هویت یا امنیت روانی فرد باشد. دو فرد سالم می‌توانند یکدیگر را انتخاب کنند، نه به این دلیل که یکی چیزی دارد که دیگری ندارد، بلکه به این دلیل که هر دو دارای ظرفیت شناخت خود، ارتباط سالم و رشد هستند. در این نوع علاقه، هدف ، گرفتن و جبران کردن نیست؛ بلکه اشتراک گذاشتن است. دو انسان با جهان‌های درونی خود وارد رابطه می‌شوند تا تجربه‌ها، افکار، ارزش‌ها و احساساتشان را با یکدیگر سهیم شوند. این نوع عشق بیشتر از آنکه از وابستگی سرچشمه بگیرد، از انتخاب آگاهانه و همراهی دو فرد مستقل شکل می‌گیرد.   آیا عشق در نگاه اول از دیدگاه روانکاوی خوب است یا بد؟ روانکاوی، عشق در نگاه اول را نه به طور کامل رد می‌کند و نه آن را نشانه قطعی یک عشق حقیقی یا موفق می داند. این تجربه می‌تواند از مسیرهای مختلفی شکل بگیرد: گاهی از انتقال الگوهای قدیمی، گاهی از مواجهه با بخش‌های ناهشیار شخصیت و گاهی از انتخاب سالم یک فرد بالغ و مستقل. اگر عشق در نگاه اول  بیشتر از نیاز شدید، ترس از تنهایی، وابستگی یا تلاش برای ترمیم زخم‌های گذشته ایجاد شده باشد، ممکن است رابطه در ادامه با مشکلاتی روبه‌رو شود. اما اگر این جذب از یک ایگوی سالم و شناخت نسبتاً واقع‌بینانه از خود و دیگری […]

    جلسات گروه درمانی آنلاین دکتر ملینا شیرانی با رویکرد نمایش درمانی

    مصاحبه ها

    مصاحبه های خبری دکتر ملینا شیرانی

    مصاحبه اخیر دکتر ملینا شیرانی با ایمنا: چتری برای سلامت روان
    مصاحبه ها

    مصاحبه اخیر دکتر ملینا شیرانی با ایمنا: چتری برای سلامت روان

    "در حقیقت وابستگی زندگی موفق انسان‌ها به سلامت روان انکارناپذیر است، با توجه به اهمیت این موضوع در مورد تأثیر...
    ادامه مطلب
    مصاحبه خبر گذاری ایسنا با دکتر ملینا شیرانی : روانشناسی پزشکی
    مصاحبه ها

    مصاحبه خبر گذاری ایسنا با دکتر ملینا شیرانی : روانشناسی پزشکی

    روانشناسی پزشکی بر این اصل استوار است که سلامت انسان تنها به درمان بیماری‌های جسمانی محدود نمی‌شود و عوامل روان‌شناختی...
    ادامه مطلب
    مصاحبه خبر گذاری ایسنا با دکتر ملینا شیرانی : اضطراب ابتلا به بیماری کرونا
    مصاحبه ها

    مصاحبه خبر گذاری ایسنا با دکتر ملینا شیرانی : اضطراب ابتلا به بیماری کرونا

    اضطراب ابتلا به بیماری کرونا یکی از شایع‌ترین واکنش‌های روان‌شناختی در دوران همه‌گیری بود. نگرانی مداوم درباره بیمار شدن، انتقال...
    ادامه مطلب
    مصاحبه خبر گذاری ایسنا با دکتر ملینا شیرانی : انعطاف پذیری شناختی
    مصاحبه ها

    مصاحبه خبر گذاری ایسنا با دکتر ملینا شیرانی : انعطاف پذیری شناختی

    انعطاف پذیری شناختی یکی از مهم‌ترین توانایی‌های روان‌شناختی برای سازگاری با شرایط جدید و مدیریت تغییرات زندگی است. افرادی که...
    ادامه مطلب
    مصاحبه خبر گذاری ایسنا با دکتر ملینا شیرانی : خشونت ناشی از ناکامی
    مصاحبه ها

    مصاحبه خبر گذاری ایسنا با دکتر ملینا شیرانی : خشونت ناشی از ناکامی

    خشونت ناشی از ناکامی یکی از واکنش‌هایی است که ممکن است در اثر فشارهای روانی، احساس شکست یا انباشته شدن...
    ادامه مطلب