روانکاو

دریافت نوبت مطب در تهران و اصفهان و جلسه روانکاوی آنلاین برای مراجعین از سایر شهرهای ایران

ادامه

روانشناس روابط عاطفی

جلسات حل تعارض و بهبود روابط عاطفی

ادامه

 

 

 

تراپیست ایرانیان خارج از کشور

جلسات تخصصی برای مسائل فردی و عاطفی و بحران‌های مهاجرت

ادامه

دکتر ملینا شیرانی | خدمات تخصصی روانکاوی و مشاوره آنلاین روانشناسی

بیوگرافی و رزومه دکتر ملینا شیرانی

روانکاو و روانشناس روابط عاطفی ، برای کمک به شما در زمینه روانکاوی فردی  و حل مشکلات روابط

بخشی از سوابق دکتر ملینا شیرانی :

‌ رتبه سوم آزمون ورودی دکترا

 مسلط به زبان های انگلیسی و پرتغالی

پایه گذار پروتکل های موسیقی درمانی و پروتکل سایکودراما برای مبتلایان به وسواس برای اولین بار در دنیا که به تایید دکتر دنیل گیولاسا رسیده است

 عضو انجمن بین المللی پیشگیری و مداخلات زودهنگام سلامت روان – استرالیا

 عضو انجمن روانشناسی فرافردی اروپا

مدرس دانشگاه و استاد راهنمای پایان نامه های دانشگاهی 

ده سال تجربه تخصصی در روان درمانی بالینی 

برای مشاهده متن کامل رزومه و سوابق دکتر ملینا شیرانی بر روی لینک زیر کلیک کنید.

تماس با ما

آیا سوالی دارید؟ از طریق فرم زیر اقدام نمایید.

    captcha

    دکتر ملینا شیرانی بیدآبادی

    در چه زمینه‌هایی می‌توانید با دکتر ملینا شیرانی بیدآبادی جلسه داشته باشید؟

    دکتر ملینا شیرانی، روانکاو در تهران و اصفهان، با رویکرد روان‌درمانی تحلیلی، به ارائه خدمات روان‌درمانی برای افرادی می‌پردازد که درگیر تعارض‌های هیجانی، مشکلات روابط بین‌فردی، اضطراب و الگوهای تکرارشونده و عمیق در سطح فردی یا بین فردی هستند.

    مراجعین گرامی از سراسر کشور می توانید برای دریافت نوبت جلسه بر روی لینک رزرو نوبت ، کلیک کنید.

    مراجعین گرامی خارج از کشور نیز می توانند برای دریافت جلسه بر روی لینک رزرو نوبت مشاوره ایرانیان خارج از کشور ، کلیک کنند.

    زمینه‌های تخصصی جلسات دکتر ملینا شیرانی :

    زوج درمانی و بهبود روابط عاطفی (الگوهای دلبستگی ، حل تعارض ، درمان خیانت)

    خودشناسی و رشد فردی (خودآگاهی، عزت نفس و بهبود کیفیت زندگی )

    مقالات

    جدیدترین مقالات دکتر ملینا شیرانی

    • مراجعه به روانشناس می‌تواند یکی از مهم‌ترین تصمیم‌های زندگی فرد برای شناخت بهتر خود، کاهش رنج روانی و ایجاد تغییرات عمیق در زندگی باشد. با این حال، گاهی تجربه مراجعه به روانشناس برای فرد آن‌طور که انتظار داشته پیش نمی‌رود و حتی ممکن است به تجربیات تلخ مراجعه به روانشناس تبدیل شود. اگرچه بخشی از این تجربه‌های ناخوشایند ممکن است به عملکرد نامناسب یا غیر تخصصی درمانگر مربوط باشد و به همین علت است که به افراد توصیه می شود هنگام انتخاب درمانگر دقت و توجه داشته باشند اما بخش دیگری از این تجربه‌ها از جایی شکل می‌گیرد که مراجع و درمانگر تصور متفاوتی از ماهیت رابطه درمانی دارند. بعضی مراجعین انتظار دارند رواندرمانگر مانند یک دوست صمیمی، عضو خانواده یا فردی نزدیک و همیشه در دسترس با آنها رفتار کند. ممکن است انتظار داشته باشند درمانگر آنها را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کند، خارج از زمان جلسه با آنها صحبت کند، درباره زندگی شخصی خود توضیح بدهد، در مناسبت‌های خانوادگی آنها شرکت کند و یا هنگام اتمام زمان جلسه ، همچنان به صحبت کردن با آنان ادامه دهد. وقتی درمانگر چنین درخواست‌هایی را نمی‌پذیرد، ممکن است مراجع احساس کند درمانگر سرد و بی‌تفاوت است یا فقط انگیزه های مالی برای او اهمیت دارند در حالی که بسیاری از این رفتارها می‌توانند دقیقاً نشان‌دهنده پایبندی درمانگر به مرزهای درمانی و اصول اخلاق حرفه‌ای باشند. رابطه میان مراجع و رواندرمانگر یک رابطه دوستانه یا خانوادگی نیست. این رابطه، یک رابطه رسمی و تخصصی است که با هدف مشخصی شکل گرفته است: کمک به مراجع برای شناخت بهتر خود، درک عمیق تر تعارض‌ها و الگوهای روانی و حرکت به سوی تغییر. به همین دلیل، آشنایی با مرزهای درمانی برای هر فردی که قصد مراجعه به روانشناس یا رواندرمانگر دارد اهمیت زیادی دارد. این مقاله با هدف افزایش آگاهی، اطلاع‌رسانی و کمک به فرهنگ‌سازی در زمینه ارتباط حرفه‌ای میان مراجع و رواندرمانگر، به قلم دکتر ملینا شیرانی نوشته شده است. مرزهای درمانی و تجربیات تلخ مراجعه به روانشناس مرزهای درمانی مجموعه‌ای از اصول و چارچوب‌هایی هستند که رابطه میان درمانگر و مراجع را از روابط معمول اجتماعی، دوستانه و خانوادگی جدا می‌کنند. یک روانشناس خوب برای اینکه بتواند نقش حرفه‌ای خود را حفظ کند، باید رابطه را در چارچوب مشخصی نگه دارد. بنابراین اگر بعضی رفتارهای درمانگر برای مراجع عجیب یا حتی ناراحت‌کننده به نظر برسد، پیش از آنکه آن رفتار را نشانه بی‌مهری یا انگیزه های مالی صرف و بی تفاوتی درمانگر بدانیم و یا آن ها را جزو تجربیات تلخ مراجعه به روانشناس طبقه بندی کنیم، لازم است بدانیم آیا این رفتار بخشی از مرزهای حرفه‌ای درمانگر است یا خیر. چارچوب های فضای رواندرمانی مطابق با اصول اخلاق حرفه ای مطابق با استانداردهای جهانی اخلاق حرفه ای برای یک رواندرمانگر : 1-درمانگر نمی‌تواند خارج از تایم جلسه با مراجع گفت‌وگوی تلفنی یا ملاقات داشته باشد 2-درمانگر نمی‌تواند مراجع را در شبکه‌های اجتماعی شخصی خود فالو یا دنبال کند 3-درمانگر نمی‌تواند در فضایی غیر از اتاق درمان با مراجع دیدار داشته باشد 4-درمانگر نمی‌تواند در جشن تولد یا سایر مناسبت های شخصی مراجع حضور یابد 5-درمانگر در برخی موارد نمی‌تواند به سؤال‌های مراجع درباره زندگی شخصی و خصوصی خودش پاسخ بدهد 6-درمانگر نمی‌تواند هدایای مراجع را بپذیرد 7-اگر مراجع ، درمانگر را به هر روش دیگری می‌شناسد ( مثلا با درمانگر همسایه است یا از درمانگر از او خرید می کند) ، آن درمانگر نمی‌تواند به او مشاوره بدهد چرا درمانگر هنگام تمام شدن وقت جلسه دیگر به مکالمه ادامه نمی‌دهد؟ این یکی از مواردی است که ممکن است بیشترین سوءتفاهم را در زمینه تجربیات تلخ مراجعه به روانشناس ایجاد کند. فرض کنید زمان جلسه تمام شده است اما مراجع هنوز صحبت می‌کند. درمانگر اعلام می‌کند که زمان جلسه به پایان رسیده و گفت‌وگو را خاتمه می‌دهد. ممکن است مراجع با خود فکر کند: “پس برای او فقط پول مهم است”. یا: “اگر واقعاً به من اهمیت می‌داد، چند دقیقه دیگر به حرف‌هایم گوش می‌کرد.” اما این برداشت لزوماً درست نیست. درمانگر باید چارچوب زمانی جلسه را رعایت کند. تمام کردن جلسه در زمان تعیین‌شده می‌تواند بخشی از اخلاق حرفه‌ای و حفظ ساختار درمان باشد. این رفتار به معنای بی‌اهمیت بودن رنج یا احساسات مراجع نیست. برعکس، یک درمانگر حرفه‌ای می‌داند که رابطه درمانی بدون چارچوب می‌تواند به رابطه‌ای مبهم و غیرتخصصی تبدیل شود. بنابراین اگر درمانگر شما دقیقاً در پایان زمان جلسه گفت‌وگو را متوقف کرده است، این موضوع به‌تنهایی نشانه بی تفاوتی یا انگیزه های مالی او نیست. او در حال رعایت مرز و چارچوبی است که برای کیفیت درمان ضروری است.  سخن پایانی درباره تجربیات تلخ مراجعه به روانشناس یکی از مهم‌ترین بخش‌های فرهنگ‌سازی درباره رواندرمانی، آشنایی مراجعین با ماهیت واقعی رابطه درمانی است. اگر درمانگر، شما را در شبکه‌های اجتماعی خود دنبال نکرده، دعوت شخصی شما را نپذیرفته، درباره زندگی خصوصی خود صحبت نکرده، خارج از زمان جلسه با شما گفت‌وگوی طولانی نکرده، هدیه شما را نپذیرفته یا به محض پایان زمان جلسه ، گفت‌وگو را متوقف کرده است، این رفتارها به‌تنهایی دلیل کافی برای نتیجه‌گیری درباره بی‌توجهی یا پول‌دوستی او نیستند. گاهی چیزی که از نگاه مراجع “فاصله” یا تجربیات تلخ مراجعه به روانشناس به نظر می‌رسد، از نگاه حرفه‌ای یک “مرز سالم ” است. او در یک رابطه تخصصی و حرفه‌ای قرار دارد و همین رابطه برای اینکه بتواند کارکرد درمانی خود را حفظ کند، به چارچوب و مرز نیاز دارد. در صورت تمایل به کسب اطلاعات بیشتر می توانید مقاله” تفاوت روانشناس و رواندرمانگر ” را مطالعه نمایید. از طریق کلیک بر روی آیکن واتس آپ می توانید با دکتر ملینا شیرانی جلسه حضوری مطب یا نوبت مشاوره آنلاین دریافت کنید :

    • مادر حسود و تاثیر مخربی که می تواند بر فرزند دختر داشته باشد موضوع این مقاله است که به قلم دکتر ملینا شیرانی ، روانکاو و روانشناس روابط نوشته شده است. در بسیاری از جوامع، پدر و مادر چنان جایگاه آرمانی و غیرقابل انتقاد پیدا کرده‌اند که گاهی فراموش می‌کنیم آنان نیز پیش از آنکه پدر یا مادر باشند، انسان‌هایی با تاریخچه‌ی روانی خود هستند که ممکن است زخم‌هایی پنهان، تعارض‌هایی حل‌نشده و بخش‌هایی نادیده از شخصیت خویش را با خود حمل کنند. این باور که والدین همواره درست می‌اندیشند، هرگز اشتباه نمی‌کنند و هرگز نمی‌توانند به فرزند خود آسیب بزنند، اگرچه از عشق و احترام به والدین سرچشمه می‌گیرد، اما می‌تواند خطری عمیق برای روان کودک به همراه داشته باشد. مهم‌ترین خطر این باور آن است که هشیاری فرزند را در برابر والدین کاهش می‌دهد. کودک یاد می‌گیرد که در جهان بیرون مراقب باشد؛ در انتخاب دوستان، در مواجهه با رقبا، در روابط اجتماعی و در برخورد با افراد مختلف، مرزها و حساسیت‌های لازم را حفظ کند؛ اما در برابر پدر و مادر، همان کسانی که عمیق‌ترین پیوند عاطفی زندگی‌اش را با آنان دارد، گاهی سپر خود را کنار می‌گذارد و هشیاری‌اش را تسلیم رابطه می‌کند. اگر والدینی که وارد مسیر فرزندآوری شده‌اند، قبل از آن با بخش‌های آسیب‌دیده‌ی روان خود، زخم‌های قدیمی، احساس ناکامی یا تعارض‌های حل‌نشده‌ی خویش مواجه نشده باشند، ممکن است ناخواسته یا حتی گاهی آگاهانه، این بخش‌های حل‌نشده را متوجه فرزند خود کنند. در چنین شرایطی، آسیبی که فرزند از والد خود دریافت می‌کند، می‌تواند زخمی عمیق‌تر از بسیاری از آسیب‌های بیرونی باشد؛ زیرا از سوی فردی وارد شده است که کودک از ابتدا او را منبع امنیت، عشق و پناه می‌دانسته است. گاهی فرزند تنها زمانی متوجه عمق این آسیب‌ها می‌شود که سال‌های زیادی از زندگی خود را در تلاش برای جبران اثرات آن سپری کرده است؛ سال‌هایی که شاید می‌توانست صرف رشد، شکوفایی و تجربه‌ی آرامش شود، اما اکنون باید صرف شناخت زخم‌ها و بازسازی خویشتن شود. این مسئله در مورد دخترانی که با حسادت یا رقابت ناخودآگاه والدین خود، به‌ویژه مادر، مواجه می‌شوند اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. درد و رنج چنین دخترانی در فرهنگ‌هایی که والدین تنها به دلیل بخشیدن زندگی زیستی به کودک، فراتر از نقد و بررسی قرار می‌گیرند، دیده نمی شود.  آنان نه‌تنها ممکن است از سوی اطرافیان درک نشوند، بلکه گاهی با سرزنش نیز مواجه می‌شوند؛ با این پرسش دردناک که چگونه می‌توانی از مادرت یا پدرت شکایت داشته باشی؟ در سال‌های فعالیت حرفه‌ای خود در اتاق درمان و همچنین در تجربه‌های انسانی پیرامونم، با مادرانی مواجه شده‌ام که درگیر حسادت‌ها، رنج‌ها و تعارض‌های حل‌نشده‌ی خود بوده‌اند؛ تعارض‌هایی که گاهی نه از روی ناآگاهی، بلکه از بطن بخش‌های حل‌نشده‌ی روانی آنان، به رابطه با دخترشان وارد شده و زندگی روانی آن دختر را تا مرز فرسودگی پیش برده است. سال‌ها پیش، در دوران دانشجویی، در یکی از کتاب‌های روانکاوی با مفهومی از اریک برن، روان‌تحلیل‌گر برجسته، مواجه شدم که تصویری عمیق از تأثیر والدین بر روان کودک ارائه می‌کرد: اریک برن نوشته بود کودکان با ظرفیت عشق، خلاقیت و شکوفایی متولد می‌شوند؛ اما گاهی تجربه‌های رابطه‌ای با والدین می‌تواند بال‌های روانی آن ها را قیچی کند و کودک را از آنچه می‌توانست باشد، دور سازد. اگر شما نیز تجربه کرده‌اید که رنج‌هایتان در رابطه با مادرتان دیده نشده است؛ اگر بارها تلاش کرده‌اید احساسات خود را بیان کنید اما به جای همدلی با قضاوت و سرزنش مواجه شده‌اید، بدانید که تجربه‌ی شما شایسته‌ی شنیده شدن و فهمیده شدن است. من به عنوان یک روانکاو، تلاش می‌کنم این تجربه‌ها را با نگاهی عمیق، انسانی و روانکاوانه بررسی کنم. آسیب‌های ناشی از رابطه با یک مادر حسود یا مادری که درگیر رقابت ناخودآگاه با دختر خود است، نیازمند شناخت و رسیدگی روانشناختی است. مادر حسود چگونه با دختر خود رفتار می کند؟ رابطه مادر و دختر از دیرباز یکی از پیچیده‌ترین و عمیق‌ترین موضوعات مورد توجه روانکاوان بوده است. بسیاری از نظریه‌پردازان روانکاوی تلاش کرده‌اند ابعاد مختلف این رابطه را بررسی کنند؛ رابطه‌ای که در آن عشق، همانندسازی، وابستگی، میل به استقلال، رقابت و حتی تعارض‌های ناخودآگاه می‌توانند همزمان حضور داشته باشند. مادر نخستین تصویری است که دختر از زن بودن، دوست‌داشتنی بودن و ارزشمندی دریافت می‌کند. دختر در سال‌های نخست زندگی، بخشی از هویت روانی خود را در آینه رابطه با مادر شکل می‌دهد. اما زمانی که یک مادر، خودش با زخمی عمیق در تصویر ذهنی‌اش از خویشتن زندگی می‌کند، این رابطه می‌تواند پیچیدگی‌های بیشتری پیدا کند. اگر مادری عزت نفس کافی نداشته باشد، اگر خودپنداره‌ی مناسبی از خویش نساخته باشد و در عمق وجود خود، احساس کند زیبا، توانمند، جذاب یا شایسته‌ی احترام نیست؛ اگر در گذشته محبت کافی دریافت نکرده باشد، به‌ویژه در رابطه با والدین خود، یا اگر در زندگی عاطفی و زناشویی خویش با ناکامی‌هایی مواجه شده باشد که هرگز فرصت پردازش و حل آن‌ها را پیدا نکرده است، ورود یک دختر به زندگی او می‌تواند به جای آنکه تجربه‌ای از شادی و عشق باشد، به شکلی ناخودآگاه زخم‌های قدیمی او را فعال کند. در چنین شرایطی، دختر ممکن است به جای آنکه  فرزند مادر باشد، به شکلی ناآگاهانه تبدیل به آینه‌ای شود که بخش‌هایی از زندگی مادر را به او یادآوری می‌کند؛ بخش‌هایی که مادر شاید هنوز برای پذیرش و سوگواری درباره آن‌ها آماده نیست. برای مثال، اگر دختر خردسال مورد توجه پدر قرار گیرد، اگر زیبایی، هوش، استعداد یا ویژگی‌های شخصیتی او توسط دیگران تحسین شود، ممکن است این تحسین‌ها در مادری که تصویر سالم و باثباتی از خود ندارد، احساسات دردناکی را فعال کند. گویی موفقیت یا درخشش دختر، به جای آنکه تنها موجب شادی شود، ناخودآگاه یادآور فرصت‌های از دست رفته، کمبودهای تجربه‌شده یا آرزوهای تحقق‌نیافته‌ی مادر می‌شود. این حسادت ممکن است با رشد دختر و نزدیک شدن او به دوران جوانی شدت بیشتری پیدا کند؛ زیرا در این مرحله، دختر ممکن است به زنی جوان، مستقل، جذاب و موفق تبدیل شود. توجه دیگران به او، موفقیت‌های تحصیلی و شغلی، توانمندی‌هایی که مادر شاید فرصت تجربه آن‌ها را نداشته است، روابط عاطفی سالم یا تجربه‌ی یک ازدواج عاشقانه، می‌تواند در مادری که هنوز با بخش‌هایی از زندگی خود آشتی نکرده […]

    • گاهی اطرافیان درباره یک نفر با تعجب می‌گویند :”همیشه می‌خندید، سر کار می‌رفت، با همه شوخی می‌کرد؛ اصلاً فکر نمی‌کردیم حالش بد باشد.” واقعیت این است که همه افراد مبتلا به افسردگی، غمگین، منزوی یا بی‌انرژی به نظر نمی‌رسند. بعضی افراد سال‌ها درد، ناامیدی و احساس پوچی را پشت لبخند، موفقیت و عملکرد ظاهراً طبیعی پنهان می‌کنند. در منابع انگلیسی این الگو با عنوان Smiling Depression شناخته می‌شود که در این مقاله از آن با عنوان افسردگی خندان (افسردگی پنهان) یاد می‌کنیم و درباره این مطلب توضیح می دهیم که چرا بعضی افراد ممکن است رنج خود را پشت لبخند و آرامش مخفی کنند؟ اگرچه افسردگی خندان یک تشخیص مستقل در DSM-5-TR نیست، اما روانشناسان و روانپزشکان از این اصطلاح برای توصیف افرادی استفاده می‌کنند که با وجود تجربه علائم افسردگی، تلاش می‌کنند هیچ‌کس از رنج درونی آن‌ها باخبر نشود. افسردگی خندان یعنی چه ؟ افسردگی خندان (افسردگی پنهان) به وضعیتی اشاره دارد که فرد از بیرون، آرام، اجتماعی، موفق و حتی شاد به نظر می‌رسد، اما در درون خود احساس ناامیدی، پوچی یا خستگی روانی را تجربه می‌کند. این افراد معمولاً نقش خود را در محیط کار، خانواده یا جمع دوستان به خوبی ایفا می‌کنند و همین موضوع باعث می‌شود اطرافیان کمتر متوجه مشکلات آن‌ها شوند. برخلاف تصور رایج، افسردگی همیشه با گریه، انزوا یا کاهش عملکرد همراه نیست. گاهی فرد تمام توان خود را صرف این می‌کند که هیچ‌کس متوجه حال واقعی او نشود. لبخند زدن، شوخی کردن یا حتی موفق بودن در محیط کار، لزوماً به معنای سلامت روان نیست. به همین دلیل، بسیاری از افراد مبتلا به افسردگی خندان (افسردگی پنهان) ، مدت‌ها بدون دریافت کمک تخصصی به زندگی خود ادامه می‌دهند؛ زیرا نه اطرافیان و نه حتی گاهی خود فرد، شدت مشکل را تشخیص نمی‌دهند. علائم افسردگی خندان افسردگی خندان به وضعیتی اشاره دارد که فرد از بیرون آرام، اجتماعی، موفق و حتی شاد به نظر می‌رسد، اما در درون خود احساس ناامیدی، پوچی یا خستگی روانی را تجربه می‌کند. این افراد معمولاً نقش خود را در محیط کار، خانواده یا جمع دوستان به خوبی ایفا می‌کنند و همین موضوع باعث می‌شود اطرافیان کمتر متوجه مشکلات آن‌ها شوند. برخلاف تصور رایج، افسردگی همیشه با گریه، انزوا یا کاهش عملکرد همراه نیست. گاهی فرد تمام توان خود را صرف این می‌کند که هیچ‌کس متوجه حال واقعی او نشود. لبخند زدن، شوخی کردن یا حتی موفق بودن در محیط کار، لزوماً به معنای سلامت روان نیست. به همین دلیل، بسیاری از افراد مبتلا به افسردگی خندان (افسردگی پنهان)، مدت‌ها بدون دریافت کمک تخصصی به زندگی خود ادامه می‌دهند؛ زیرا نه اطرافیان و نه حتی گاهی خود فرد، شدت مشکل را تشخیص نمی‌دهند. افراد مبتلا به افسردگی خندان معمولاً تلاش می‌کنند احساسات واقعی خود را پنهان کنند، اما این به معنای نبود علائم افسردگی نیست. بسیاری از آن‌ها در خلوت خود با مشکلاتی دست‌وپنجه نرم می‌کنند که دیگران هرگز آن را نمی‌بینند. برخی از نشانه‌های شایع عبارت‌اند از: احساس پوچی یا بی‌معنا بودن زندگی، حتی در روزهایی که ظاهراً همه چیز خوب پیش می‌رود. خستگی دائمی که با استراحت نیز برطرف نمی‌شود. مشکلات خواب، مانند دیر خوابیدن، بیدار شدن‌های مکرر یا بیدار شدن با احساس خستگی. از دست دادن لذت نسبت به فعالیت‌هایی که قبلاً دوست‌داشتنی بودند. اضطراب، تحریک‌پذیری یا خشم پنهان. احساس گناه یا سرزنش دائمی خود. نیاز همیشگی به خوب، موفق یا قوی به نظر رسیدن. لبخند زدن و شوخی کردن، حتی زمانی که در درون احساس رنج و ناامیدی وجود دارد. نکته مهم این است که هیچ‌کدام از این علائم به تنهایی به معنای ابتلا به افسردگی پنهان نیستند. تشخیص این اختلال نیازمند ارزیابی تخصصی توسط روانشناس یا روانپزشک است؛ اما اگر این نشانه‌ها برای مدت طولانی ادامه پیدا کرده‌اند و کیفیت زندگی فرد را تحت تأثیر قرار داده‌اند، بهتر است جدی گرفته شوند. چرا اطرافیان متوجه رنج شخص مبتلا نمی‌شوند؟ بیشتر ما افسردگی را با گریه، انزوا، بی‌حوصلگی یا کاهش فعالیت‌های روزمره می‌شناسیم. به همین دلیل، زمانی که فردی همچنان به محل کار خود می‌رود، با دیگران صحبت می‌کند، لبخند می‌زند و حتی شوخ‌طبع به نظر می‌رسد، کمتر کسی احتمال می‌دهد که او در حال تجربه یک افسردگی عمیق باشد. افراد مبتلا به افسردگی پنهان معمولاً سال‌ها تلاش کرده‌اند احساسات واقعی خود را پنهان کنند. آن‌ها نمی‌خواهند باعث نگرانی اطرافیان شوند، از قضاوت شدن می‌ترسند یا تصور می‌کنند بیان ناراحتی نشانه ضعف است. در نتیجه، اطرافیان نیز همان تصویری را می‌بینند که خود فرد سال‌ها برای ساختن آن تلاش کرده است. به همین دلیل، گاهی پس از یک بحران جدی یا حتی اقدام به خودکشی، خانواده و دوستان با ناباوری می‌گویند: “اصلاً فکرش را نمی‌کردیم؛ همیشه حالش خوب به نظر می‌رسید.” در حالی که واقعیت این است که پنهان، همیشه نشانه آرامش نیست؛ گاهی فقط پوششی برای پنهان کردن رنجی است که سال‌ها دیده نشده است.   دیدگاه روانکاوی درباره افسردگی خندان از نگاه روانکاوی، افسردگی پنهان تنها به معنای پنهان کردن غم نیست، بلکه می‌تواند نتیجه سال‌ها زندگی کردن با احساساتی باشد که هرگز فرصت بیان پیدا نکرده‌اند. بسیاری از این افراد از کودکی آموخته‌اند که نباید ناراحت، عصبانی یا آسیب‌پذیر باشند. شاید بارها جملاتی مانند “قوی باش”، “گریه نکن”، “دیگران را ناراحت نکن” یا “همیشه باید موفق باشی” را شنیده‌اند. به مرور زمان، روان برای سازگار شدن با این شرایط، از مکانیسم‌های دفاعی استفاده می‌کند. سه مکانیسم دفاعی که در بسیاری از افراد مبتلا به افسردگی خندان دیده می‌شود، انکار و سرکوب و واکنش وارونه هستند. در انکار، فرد به تدریج حتی برای خودش نیز نمی‌پذیرد که وضعیت روانی مناسبی ندارد. او ممکن است بارها با خود تکرار کند: “من فقط خسته‌ام”، “همه همین مشکلات را دارند” یا “چیزی نیست، درست می‌شود.” در سرکوب نیز احساساتی مانند غم، خشم، تنهایی یا ناامیدی به جای آنکه تجربه و پردازش شوند، به اعماق روان رانده می‌شوند. این احساسات از بین نمی‌روند؛ بلکه ممکن است بعدها خود را به شکل اضطراب، بی‌خوابی، خستگی مزمن، مشکلات جسمانی یا حتی روابط عاطفی دشوار نشان دهند. در مکانیسم دفاعی  واکنش وارونه (Reaction Formation) فرد به جای آنکه احساس واقعی خود را نشان دهد، رفتاری کاملاً برعکس آن بروز می‌دهد. برای مثال، ممکن است در درون احساس غم، […]

    جلسات گروه درمانی آنلاین دکتر ملینا شیرانی با رویکرد نمایش درمانی

    مصاحبه ها

    مصاحبه های خبری دکتر ملینا شیرانی

    مصاحبه اخیر دکتر ملینا شیرانی با ایمنا: چتری برای سلامت روان
    مصاحبه ها

    مصاحبه اخیر دکتر ملینا شیرانی با ایمنا: چتری برای سلامت روان

    "در حقیقت وابستگی زندگی موفق انسان‌ها به سلامت روان انکارناپذیر است، با توجه به اهمیت این موضوع در مورد تأثیر...
    ادامه مطلب
    مصاحبه خبر گذاری ایسنا با دکتر ملینا شیرانی : روانشناسی پزشکی
    مصاحبه ها

    مصاحبه خبر گذاری ایسنا با دکتر ملینا شیرانی : روانشناسی پزشکی

    روانشناسی پزشکی بر این اصل استوار است که سلامت انسان تنها به درمان بیماری‌های جسمانی محدود نمی‌شود و عوامل روان‌شناختی...
    ادامه مطلب
    مصاحبه خبر گذاری ایسنا با دکتر ملینا شیرانی : اضطراب ابتلا به بیماری کرونا
    مصاحبه ها

    مصاحبه خبر گذاری ایسنا با دکتر ملینا شیرانی : اضطراب ابتلا به بیماری کرونا

    اضطراب ابتلا به بیماری کرونا یکی از شایع‌ترین واکنش‌های روان‌شناختی در دوران همه‌گیری بود. نگرانی مداوم درباره بیمار شدن، انتقال...
    ادامه مطلب
    مصاحبه خبر گذاری ایسنا با دکتر ملینا شیرانی : انعطاف پذیری شناختی
    مصاحبه ها

    مصاحبه خبر گذاری ایسنا با دکتر ملینا شیرانی : انعطاف پذیری شناختی

    انعطاف پذیری شناختی یکی از مهم‌ترین توانایی‌های روان‌شناختی برای سازگاری با شرایط جدید و مدیریت تغییرات زندگی است. افرادی که...
    ادامه مطلب
    مصاحبه خبر گذاری ایسنا با دکتر ملینا شیرانی : خشونت ناشی از ناکامی
    مصاحبه ها

    مصاحبه خبر گذاری ایسنا با دکتر ملینا شیرانی : خشونت ناشی از ناکامی

    خشونت ناشی از ناکامی یکی از واکنش‌هایی است که ممکن است در اثر فشارهای روانی، احساس شکست یا انباشته شدن...
    ادامه مطلب