روانکاو

دریافت نوبت مطب در تهران و اصفهان و جلسه روانکاوی آنلاین برای مراجعین از سایر شهرهای ایران

ادامه

روانشناس روابط عاطفی

جلسات حل تعارض و بهبود روابط عاطفی

ادامه

 

 

 

تراپیست ایرانیان خارج از کشور

جلسات تخصصی برای مسائل فردی و عاطفی و بحران‌های مهاجرت

ادامه

دکتر ملینا شیرانی | خدمات تخصصی روانکاوی و مشاوره آنلاین روانشناسی

بیوگرافی و رزومه دکتر ملینا شیرانی

روانکاو و روانشناس روابط عاطفی ، برای کمک به شما در زمینه روانکاوی فردی  و حل مشکلات روابط

بخشی از سوابق دکتر ملینا شیرانی :

‌ رتبه سوم آزمون ورودی دکترا

 مسلط به زبان های انگلیسی و پرتغالی

پایه گذار پروتکل های موسیقی درمانی و پروتکل سایکودراما برای مبتلایان به وسواس برای اولین بار در دنیا که به تایید دکتر دنیل گیولاسا رسیده است

 عضو انجمن بین المللی پیشگیری و مداخلات زودهنگام سلامت روان – استرالیا

 عضو انجمن روانشناسی فرافردی اروپا

مدرس دانشگاه و استاد راهنمای پایان نامه های دانشگاهی 

ده سال تجربه تخصصی در روان درمانی بالینی 

برای مشاهده متن کامل رزومه و سوابق دکتر ملینا شیرانی بر روی لینک زیر کلیک کنید.

تماس با ما

آیا سوالی دارید؟ از طریق فرم زیر اقدام نمایید.

    captcha

    دکتر ملینا شیرانی بیدآبادی

    در چه زمینه‌هایی می‌توانید با دکتر ملینا شیرانی بیدآبادی جلسه داشته باشید؟

    دکتر ملینا شیرانی، روانکاو در تهران و اصفهان، با رویکرد روان‌درمانی تحلیلی، به ارائه خدمات روان‌درمانی برای افرادی می‌پردازد که درگیر تعارض‌های هیجانی، مشکلات روابط بین‌فردی، اضطراب و الگوهای تکرارشونده و عمیق در سطح فردی یا بین فردی هستند.

    مراجعین گرامی از سراسر کشور می توانید برای دریافت نوبت جلسه بر روی لینک رزرو نوبت ، کلیک کنید.

    مراجعین گرامی خارج از کشور نیز می توانند برای دریافت جلسه بر روی لینک رزرو نوبت مشاوره ایرانیان خارج از کشور ، کلیک کنند.

    زمینه‌های تخصصی جلسات دکتر ملینا شیرانی :

    زوج درمانی و بهبود روابط عاطفی (الگوهای دلبستگی ، حل تعارض ، درمان خیانت)

    خودشناسی و رشد فردی (خودآگاهی، عزت نفس و بهبود کیفیت زندگی )

    مقالات

    جدیدترین مقالات دکتر ملینا شیرانی

    • طرحواره استحقاق یکی از الگوهای روانی است که در آن فرد ممکن است انتظار داشته باشد خواسته‌ها، نیازها و ترجیحات او بیش از اندازه مورد توجه قرار بگیرند و دیگران، شرایط یا حتی جهان بیرونی مطابق انتظار او رفتار کنند. اما اگر بخواهیم این الگو را فقط در قالب چند نشانه رفتاری یا تعریف ساده از خودمحوری یا خودخواهی توضیح دهیم، بخش مهمی از معنای آن را از دست خواهیم داد. پشت احساس استحقاق می‌توان به مسئله‌ای عمیق‌تر در رابطه فرد با خود، دیگری، میل، ناکامی و جایگاه خویش در جهان رسید؛ جایی که روانکاوی می‌تواند پرسش‌های متفاوتی درباره ریشه و کارکرد این احساس مطرح کند. در ظاهر ممکن است فردی که احساس استحقاق دارد، انسانی بسیار مطمئن، خودباور و حتی قدرتمند به نظر برسد؛ کسی که خود را شایسته توجه، احترام، امتیاز یا رفتار ویژه می‌داند. اما همیشه نمی‌توان این ظاهر را معادل احساس عمیق ارزشمندی دانست. در برخی افراد، احساس استحقاق می‌تواند در خدمت دفاع در برابر احساس‌های دردناک‌تری مانند بی‌ارزشی، شرم، ضعف یا ترس از نادیده گرفته شدن قرار گیرد. البته این به آن معنا نیست که هر فرد دارای این طرحواره الزاماً در عمق خود احساس بی‌ارزشی دارد؛ در نظریه طرحواره، این الگو می‌تواند در زمینه‌های مختلف رشدی، از جمله تربیت بیش از حد سهل‌گیرانه و فقدان اعمال محدودیت‌های واقع‌بینانه در دوران کودکی نیز شکل بگیرد. برای بررسی دقیق تر این موضوع، لازم است میان باورهای بنیادین ذهنی ” من حق دارم نیاز داشته باشم “، “من ارزشمندم” و “دیگران موظف‌اند خواسته‌های مرا برآورده کنند” تفاوت بگذاریم. این سه گزاره از نظر روانی یکسان نیستند و گاهی مرز میان آنها چنان در ذهن فرد محو می‌شود که هر مخالفت یا محدودیتی به صورت حمله‌ای علیه ارزشمندی او تجربه می‌شود. طرحواره استحقاق چیست؟ طرحواره استحقاق در ادبیات طرحواره‌درمانی معمولاً Entitlement Schema یا Entitlement/Grandiosity Schema نامیده می‌شود. این مفهوم در نظریه طرحواره‌درمانی جفری یانگ در شمار طرحواره‌های ناسازگار اولیه قرار می‌گیرد؛ یعنی الگوهایی نسبتاً پایدار که بر نحوه ادراک فرد از خودش، دیگران و روابط تأثیر می‌گذارند و می‌توانند از تجربه‌های رشدی و نیازهای برآورده‌نشده یا به شکل‌های دیگری از محیط اولیه شکل بگیرند. در این طرحواره، فرد ممکن است احساس کند به دلیل ویژگی‌های خاص خود، خواسته‌هایش، رنج‌هایی که تحمل کرده، موفقیت‌هایش یا حتی صرفاً به دلیل اینکه “خود اوست”، سزاوار امتیازات ویژه‌ای است که دیگران الزاماً از آن برخوردار نیستند. مسئله زمانی جدی‌تر می‌شود که این احساس از یک انتظار انعطاف‌پذیر عبور کند و به یک قاعده درونی تبدیل شود: “دیگران باید با من به شیوه خاصی رفتار کنند”. در چنین شرایطی، خواسته فرد دیگر صرفاً یک خواسته نیست؛ به تدریج شکل حقی است که آن را بدیهی می پندارد و مخالفت دیگری ممکن است نه به عنوان تفاوت میان دو انسان، بلکه به عنوان بی‌احترامی، بی‌ارزش کردن یا حتی ظلم تجربه شود. طرحواره استحقاق چگونه بر زندگی فردی و روابط شخص تأثیر می‌گذارد؟ طرحواره استحقاق می‌تواند رابطه فرد با خود، دیگران و واقعیت را تحت تأثیر قرار دهد. فرد ممکن است در روابط عاطفی انتظار داشته باشد دیگری همیشه او را در اولویت قرار دهد، خواسته‌هایش را حدس بزند، محدودیت‌های خود را نادیده بگیرد یا حتی برای حفظ رابطه ، بیش از حد توان خود تلاش کند. در محیط کار نیز ممکن است فرد انتظار داشته باشد بدون آنکه متناسب با میزان مسئولیت یا عملکردش باشد، امتیاز بیشتری دریافت کند، دیگران بیشتر او را درک کنند یا قواعدی که برای دیگران وجود دارد در مورد او انعطاف‌پذیرتر باشد. مشکل اصلی در اینجا فقط  زیاد خواستن نیست؛ بلکه دشواری در پذیرش این واقعیت است که دیگری نیز دارای میل، نیاز، محدودیت و حق انتخاب است. فردی که درگیر این الگوست ممکن است در ابتدا حتی بسیار دوست‌داشتنی، قاطع یا بااعتمادبه‌نفس به نظر برسد، اما با گذشت زمان، اطرافیان ممکن است احساس کنند در رابطه با او جایی برای نیازهای خودشان ندارند. رابطه به تدریج از یک ارتباط دوطرفه به رابطه‌ای تبدیل می‌شود که در آن یک نفر انتظار دارد دیگری خودش را با او تنظیم کند. در موارد شدیدتر، فرد ممکن است آن‌قدر در دنیای درونی و خواسته‌های خودش غرق شود که اساساً توجه کافی نداشته باشد که رفتار او چه تأثیری بر دیگران می‌گذارد. اینجا دیگر مسئله فقط داشتن خواسته‌های زیاد نیست؛ بلکه کاهش ظرفیت دیدن دیگری به عنوان یک شخص مستقل مطرح می‌شود. تفاوت طرحواره استحقاق با خودشیفتگی چیست؟ طرحواره استحقاق و خودشیفتگی یک مفهوم واحد نیستند. ممکن است فردی احساس استحقاق داشته باشد، اما دچار اختلال شخصیت خودشیفته نباشد. از سوی دیگر، طرحواره استحقاق می‌تواند در برخی الگوهای خودشیفتگی و به‌ویژه در آسیب‌شناسی خودشیفتگی، جایگاه برجسته‌ای پیدا کند. در توصیف اختلال شخصیت خودشیفته نیز احساس استحقاق، انتظار رفتار ویژه، بهره‌کشی بین‌فردی و دشواری در همدلی از جمله ویژگی‌های شناخته‌شده هستند. در خودشیفتگی، مسئله گسترده‌تر است و می‌تواند شامل شیوه‌ای از سازمان‌یافتگی شخصیت، تنظیم عزت‌نفس، نیاز به تحسین، حساسیت نسبت به شکست و انتقاد، بزرگ‌منشی آشکار یا پنهان و شیوه خاصی از تجربه رابطه با دیگران باشد. در مقابل، طرحواره استحقاق می‌تواند یکی از الگوهای مشخصی باشد که حتی خارج از یک سازمان شخصیت خودشیفته نیز وجود داشته باشد. از منظر روان‌تحلیلی، این تفاوت اهمیت زیادی دارد؛ زیرا اگر هر رفتار خودمحورانه یا هر انتظار ویژه‌ای را فوراً خودشیفتگی بنامیم، پیچیدگی روانی فرد را از بین برده‌ایم. گاهی پشت رفتارهای ناشی از طرحواره استحقاق، احساس عمیق‌تری از آسیب‌پذیری و نیاز به محافظت از یک خود شکننده قرار دارد. در برخی صورت‌های آسیب‌شناسی خود شیفتگی نیز آنچه در سطح به صورت خودبزرگ‌بینی و استحقاق دیده می‌شود، می‌تواند در لایه‌های عمیق‌تر با یک خود تحقیرشده یا بی‌ارزش‌شده در ارتباط باشد. در ادبیات روان‌تحلیلی معاصر، این رابطه میان خود بزرگ‌منش و خود تحقیرشده به‌ویژه در تحلیل آسیب‌شناسی خودشیفتگی مورد توجه قرار گرفته است. برای مطالعه بیشتر درباره خودشیفتگی می توانید به مقاله ما با عنوان” خودشیفتگی از دیدگاه روانکاوی ” مراجعه کنید . تفاوت طرحواره استحقاق با عزت نفس و خویشتن‌دوستی چیست؟ یکی از اشتباه‌های رایج این است که طرحواره استحقاق را با عزت نفس بالا یا خویشتن‌دوستی اشتباه بگیریم. فردی که عزت نفس سالم دارد، لزوماً انتظار ندارد دیگران او را از دیگران مهم‌تر بدانند. او می‌تواند ارزش خود را بشناسد و در عین حال ارزش و […]

    • نشانه های سلامت روان همیشه در آرامش، شادی یا نداشتن اضطراب خلاصه نمی‌شوند. انسان سالم الزاما کسی نیست که هیچ‌گاه غمگین، خشمگین، مضطرب یا دچار تعارض نشود؛ بلکه سلامت روان بیشتر به ظرفیت فرد برای مواجهه با دنیای درونی، برقراری رابطه با دیگران و کنار آمدن با واقعیت مربوط می‌شود. یکی از مهم‌ترین نشانه های سلامت روان را می‌توان در رابطه فرد با عشق و کار مشاهده کرد. عشق و کار دو بخش مهم از زندگی انسان هستند که فرد را از دنیای صرفاً درونی خود به سمت رابطه با دیگری و ارتباط با جهان بیرونی می‌برند. به همین دلیل، از دیدگاه روانکاوی کیفیت رابطه انسان با عشق و کار می‌تواند اطلاعات مهمی درباره ساختار روانی، میزان بلوغ عاطفی و نحوه مواجهه او با میل، ناکامی و واقعیت در اختیار ما قرار دهد. سلامت روان از دیدگاه روانکاوی یعنی چه ؟ پیوند میان عشق و کار در روانکاوی بیش از هر چیز با نام فروید گره خورده است. عبارت مشهور عشق ورزیدن و کار کردن به فروید نسبت داده می‌شود و بعدها به یکی از تعبیرهای شناخته‌شده درباره سلامت روان تبدیل شد. از دیدگاه فروید، توانایی عشق ورزیدن و برقراری رابطه با دیگری، در کنار توانایی کار کردن و ارتباط با واقعیت، از ظرفیت‌های مهم زندگی روانی انسان هستند. در روانکاوی، سلامت روان به معنای حذف تمام تعارض‌های درونی که بر اساس آن  فرد دیگر هیچ اضطراب، خشم، ترس یا ناکامی را تجربه نکند، نیست. تعارض بخشی از زندگی روانی انسان است و حتی بسیاری از انتخاب‌ها و روابط ما تحت تأثیر تعارض‌هایی قرار دارند که همیشه به طور کامل آگاهانه نیستند. آنچه اهمیت دارد، نحوه مواجهه فرد با این تعارض‌هاست. یکی از نشانه های سلامت روان این است که فرد بتواند احساسات و امیال خود را تحمل و تا حدی آنها را بشناسد، بدون آنکه برای رهایی از فشار روانی ناچار باشد دائماً آنها را انکار کند، به دیگری فرافکنی کند یا از موقعیت‌های دشوار فرار کند. از این منظر، فرد سالم کسی نیست که هیچ‌گاه دچار آشفتگی نمی‌شود، بلکه کسی است که ظرفیت بیشتری برای مواجهه با واقعیت، تحمل ناکامی، برقراری رابطه و بازگشت به تعادل پس از تجربه بحران‌ها دارد. چرا عشق و کار از دیدگاه روانکاوی اهمیت دارند؟ عشق و کار صرفاً دو حوزه جداگانه در زندگی روزمره نیستند؛ هر دو نشان می‌دهند که فرد چگونه با میل خود، با دیگری و با واقعیت ارتباط برقرار می‌کند. در رابطه عاطفی، فرد باید بتواند دیگری را به عنوان انسانی مستقل ببیند؛ انسانی که خواسته‌ها، محدودیت‌ها، میل و دنیای روانی خودش را دارد و الزاماً مطابق انتظار ما رفتار نمی‌کند. در کار نیز فرد با واقعیت بیرونی، محدودیت‌ها، رقابت، شکست، مسئولیت و ضرورت به تعویق انداختن بخشی از خواسته‌های فوری خود مواجه می‌شود. به همین دلیل، در روانکاوی صرف داشتن رابطه یا داشتن شغل معیار سلامت روان نیست. آنچه اهمیت دارد، کیفیت رابطه فرد با عشق و کار و جایگاهی است که این دو در اقتصاد روانی او پیدا کرده‌اند. نشانه های سلامت روان در روابط عاطفی یکی از مهم‌ترین نشانه های سلامت روان در روابط عاطفی، توانایی نزدیک شدن به دیگری بدون از دست دادن خود است. فرد سالم می‌تواند وابستگی عاطفی را تجربه کند، دوست بدارد، دلتنگ شود، آسیب‌پذیر باشد و برای حفظ یک رابطه مهم تلاش کند، اما در عین حال هویت و مرزهای فردی خود را نیز حفظ کند. اینجا لازم است به نکته‌ای توجه کنیم که در بخشی از محتوای روانشناسی زرد گاهی به شکل افراطی بر آن تأکید می‌شود؛ اینکه فرد سالم کسی است که “به کسی نیاز ندارد”، نباید برای کسی تلاش کند و اگر دیگری فاصله گرفت، باید بدون هیچ تلاشی رابطه را رها کند تا مبادا عزت نفس یا استقلال او زیر سؤال برود. چنین تصویری، اگر به صورت مطلق مطرح شود، با پیچیدگی مفهوم عشق در روانکاوی فاصله دارد. از دیدگاه روانکاوی، توانایی عشق ورزیدن، خود یکی از دستاوردهای مهم رشد روانی است. عشق به این معنا نیست که فرد صرفاً احساس خوشایندی نسبت به دیگری داشته باشد؛ عشق مستلزم آن است که فرد بتواند برای دیگری، به عنوان یک شخص مستقل و جدا از خود، جایگاهی در زندگی روانی‌اش ایجاد کند. در این معنا، فرد باید بتواند از محدوده خودشیفتگی اولیه فاصله بگیرد و انرژی روانی و عاطفی خود را تنها در مدار خویشتن نگه ندارد. فروید خودشیفتگی اولیه را بخشی طبیعی از مراحل نخستین رشد روانی انسان می‌دانست؛ اما رشد روانی در ادامه باید امکان سرمایه‌گذاری عاطفی بر ابژه‌های بیرونی و شکل‌گیری رابطه با دیگری را نیز فراهم کند. به عبارت دیگر، انسان قرار نیست در تمام زندگی در موقعیتی باقی بماند که فقط خواسته‌ها و نیازهای خودش مرکز جهان روانی او باشند. از دیدگاه روانکاوی بلوغ روانی مستلزم آن است که فرد بتواند دیگری را دوست بدارد، خواسته‌های او را به رسمیت بشناسد و گاهی حتی دیگری را در اولویت قرار دهد و به خاطر او از خودگذشتگی نشان دهد، بدون آنکه این کار به معنای نابود کردن خود یا از دست دادن هویت فردی باشد. در اینجا تفاوت مهمی میان عشق و خودباختگی آشکار می‌شود. در عشق بالغ، فرد می‌تواند برای رسیدن به کسی که دوستش دارد تلاش کند، احساس خود را بیان کند، آسیب‌پذیر باشد و حتی در شرایطی از بخشی از خواسته‌های خودش بگذرد؛ اما این ازخودگذشتگی با انکار خویشتن تفاوت دارد. فرد سالم می‌تواند دیگری را مهم بداند، بدون آنکه خودش را بی‌ارزش بداند؛ می‌تواند برای رابطه تلاش کند، بدون آنکه مرزهای طرف مقابل را نادیده بگیرد؛ و می‌تواند گاهی دیگری را در اولویت قرار دهد، بدون آنکه تمام زندگی روانی خود را به دیگری واگذار کند. بنابراین، تلاش برای رسیدن به فرد مورد علاقه لزوماً نشانه وابستگی ناسالم نیست. همان‌طور که فاصله گرفتن و رها کردن رابطه نیز لزوماً نشانه بلوغ و سلامت روان نیست. اینکه فرد در یک رابطه چه می‌کند، تا حد زیادی به کیفیت رابطه او با میل، دیگری و واقعیت بستگی دارد. تلاش می‌تواند بخشی از عشق بالغ باشد و در عین حال باید با پذیرش آزادی و انتخاب دیگری همراه باشد؛ زیرا عشق در روانکاوی رابطه میان دو سوژه است، نه تلاشی برای تصاحب یا کنترل دیگری. در واقع، یکی از پرسش‌های مهم در بررسی […]

    • از دیدگاه روانکاوی، اختلال شخصیت نمایشی و یا ویژگی‌هایی که یک فرد را در طیف شخصیت نمایشی قرار می‌دهند، در مرحله فالیک یعنی ۳ تا ۶ سالگی در فرد ایجاد می‌شوند. این مرحله‌ای است که یک کودک به توجه والد جنس مخالف نیاز روانشناختی پیدا می‌کند و تمایل دارد که جایگاه ویژه ای در زندگی والد جنس مخالف داشته باشد. در این مرحله هر گونه کمبود توجه و یا افراط در توجه و یا محبت و تأیید نادرست از جانب والد جنس مخالف می‌تواند ویژگی‌های شخصیت نمایشی را در فرد ایجاد کند. البته این توضیح، مربوط به یک صورت‌بندی روانکاوانه درباره شکل‌گیری این ویژگی‌هاست و نباید آن را به عنوان یک علت قطعی و واحد برای همه افراد مبتلا به اختلال شخصیت نمایشی در نظر گرفت. شخصیت نمایشی و اختلال شخصیت نمایشی چه تفاوتی دارند؟ شخصیت نمایشی و اختلال شخصیت نمایشی به لحاظ شدت و تعداد علائم با یکدیگر متفاوت هستند. شخصیت نمایشی یعنی فرد برخی ویژگی های نمایشی را دارد بدون اینکه الزاما مسئله اختلال به لحاظ بالینی مطرح باشد؛ اما اختلال شخصیت نمایشی یعنی فرد معیارهای تشخیصی این اختلال را به اندازه کافی برآورده کرده و به طور رسمی می‌تواند تشخیص اختلال شخصیت نمایشی را دریافت کند. بنابراین هر فردی که رفتارهای نمایشی دارد، لزوماً مبتلا به اختلال شخصیت نمایشی نیست. مهم‌ترین گشتالت کامل نشده شخصیت نمایشی چیست؟ به طور کلی مهم‌ترین گشتالت کامل نشده یعنی مهم‌ترین نیاز ارضا نشده یک شخصیت نمایشی که اگر درمان نشود یک عمر به دنبال آن است، اثبات این مطلب به خودش و دیگران است که شخصی جذاب و به لحاظ جنسی اغواگر و تأثیرگذار است . او معمولا بر این تصور است که افراد زیادی هستند که در هر مقطع از زمان به دنبال او هستند و نیز اینکه او هر کسی را که بخواهد می‌تواند به دست آورد! در واقع مسئله فقط این نیست که دیگران او را دوست داشته باشند. مسئله این است که او نیاز دارد دائماً به خودش و دیگران اثبات کند که خواستنی است، جذاب است و می‌تواند توجه دیگران را به خودش جلب کند. به همین دلیل ممکن است برای یک شخصیت نمایشی، “مورد توجه قرار گرفتن” اهمیت بسیار زیادی پیدا کند. چرا شخصیت نمایشی در ابتدای آشنایی جذاب است؟ شخصیت نمایشی به خاطر اینکه وقت و زمان زیادی به رسیدگی به ظاهر خود اختصاص می‌دهد و برخورد گرم و صمیمانه و جالب توجهی دارد معمولاً برای برخی از افراد در ابتدای آشنایی فریبنده و جذاب است! اما همه افراد جذب این شخصیت‌ها نمی‌شوند، چرا که رفتارهای نمایشی اغراق آمیز، برای بسیاری از افراد حتی خسته‌کننده و منزجرکننده است. شخصیت نمایشی معمولاً در ابتدای آشنایی می‌تواند انرژی زیادی برای جلب توجه، ایجاد هیجان و تحت تأثیر قرار دادن طرف مقابل صرف کند. به همین دلیل ممکن است رابطه در ابتدا بسیار پرشور، هیجان‌انگیز و حتی رؤیایی به نظر برسد. اما جذابیت اولیه با توانایی حفظ یک رابطه عاطفی عمیق و متقابل یکی نیست. نشانه‌های شخصیت نمایشی چیست؟ برخی از نشانه هایی که ممکن است در یک شخصیت نمایشی دیده شوند عبارت‌اند از: آرایش افراطی لباس‌های بسیار متنوع و جلب توجه‌کننده خنده‌های بلند صحبت کردن با صدای بلند Chase کردن و دنبال کردن جنس مخالف در اوایل آشنایی، مثل شوخی کردن‌ها یا اصرار برای مکالمه البته هیچ‌کدام از این رفتارها به تنهایی به معنی وجود اختلال شخصیت نمایشی نیستند و تشخیص شخصیت نمایشی در افراد فقط در اتاق درمان و توسط متخصص بالینی و پس از ارزیابی های لازم انجام می شود. شخصیت نمایشی در مردها چگونه خودش را نشان می‌دهد؟ این ویژگی‌ها فقط در زنان دیده نمی‌شوند. در مردها نیز ممکن است شخصیت نمایشی خودش را به شکل‌های متفاوتی نشان دهد؛ برای مثال: اصرار زیاد بر نشان دادن عضلات قوی و قدرتمند بودن، یا حرکات نمایشی و اغراق آمیز با اتومبیل‌های با شکوه، و یا اصرار بر اعلام اینکه دختران و زنان زیادی در حال رقابت با یکدیگر برای رسیدن به او هستند و تا کنون هیچ زنی جواب رد به او نداده است. در چنین شرایطی ممکن است فرد تلاش کند از طریق نمایش قدرت، ظاهر، ثروت، محبوبیت یا تعداد افرادی که خواهان او هستند، جذابیت خودش را به خودش و دیگران اثبات کند. معمولاً چه افرادی بیشتر جذب اشخاص نمایشی می‌شوند؟ این سؤال بسیار مهمی است. چرا یک نفر ممکن است از همان ابتدا جذب فردی شود که دائماً به دنبال جلب توجه است؟ گاهی فردی که خودش نیاز زیادی به دریافت توجه، هیجان و تأیید دارد، ممکن است در ابتدا از بودن کنار یک شخصیت نمایشی لذت زیادی ببرد. رابطه برای او پر از هیجان، توجه و احساس خواستنی بودن است. اما گاهی مسئله عمیق‌تر از این است. ممکن است فردی که در کودکی یا روابط قبلی خود با کمبود توجه، بی‌توجهی یا عشق مشروط روبه‌رو بوده، ناخودآگاه به رابطه‌ای جذب شود که در آن توجه بسیار زیاد و هیجان زیادی وجود دارد. در چنین رابطه‌ای ممکن است فرد در ابتدا با خودش بگوید: “بالاخره کسی پیدا شده که واقعاً من را می‌بیند”. اما بعد از مدتی ممکن است متوجه شود که بخش زیادی از توجه طرف مقابل، نه به دلیل توانایی او برای ایجاد یک رابطه عمیق، بلکه به دلیل نیاز خود فرد نمایشی به دریافت توجه و اثبات جذابیت خودش بوده است. اینجاست که یک سؤال مهم برای شریک عاطفی ایجاد می‌شود: چرا من جذب چنین فردی شده‌ام؟ پاسخ به این سؤال گاهی به اندازه شناخت شخصیت نمایشی اهمیت دارد. مهم‌ترین بحران رابطه عاطفی با فرد نمایشی شخصیت‌های نمایشی معمولاً به دنبال تعهد و روابط بلندمدت نیستند، چون همانگونه که شرح داده شد در مرحله اثبات جذابیت خود، به خودشان و دیگران گیر کرده‌اند و هدف آن‌ها به طور ناهشیار جذب افراد است؛ اما پس از جذب و اینکه موقتاً به خودشان اثبات کردند که جذاب هستند، تمایلی به ماندن در رابطه ندارند و سریعاً وسوسه برای اینکه آیا شخص دیگری را هم می‌توانند جذب کنند به سراغ آن‌ها می‌آید. البته این توصیف درباره یک الگوی شخصیتی است و به این معنا نیست که هر فرد دارای ویژگی‌های نمایشی الزاماً چنین رفتاری خواهد داشت یا هیچ‌گاه نمی‌تواند وارد یک رابطه متعهدانه شود. مسئله اصلی این است که وقتی “جذب […]

    جلسات گروه درمانی آنلاین دکتر ملینا شیرانی با رویکرد نمایش درمانی

    مصاحبه ها

    مصاحبه های خبری دکتر ملینا شیرانی

    مصاحبه اخیر دکتر ملینا شیرانی با ایمنا: چتری برای سلامت روان
    مصاحبه ها

    مصاحبه اخیر دکتر ملینا شیرانی با ایمنا: چتری برای سلامت روان

    "در حقیقت وابستگی زندگی موفق انسان‌ها به سلامت روان انکارناپذیر است، با توجه به اهمیت این موضوع در مورد تأثیر...
    ادامه مطلب
    مصاحبه خبر گذاری ایسنا با دکتر ملینا شیرانی : روانشناسی پزشکی
    مصاحبه ها

    مصاحبه خبر گذاری ایسنا با دکتر ملینا شیرانی : روانشناسی پزشکی

    روانشناسی پزشکی بر این اصل استوار است که سلامت انسان تنها به درمان بیماری‌های جسمانی محدود نمی‌شود و عوامل روان‌شناختی...
    ادامه مطلب
    مصاحبه خبر گذاری ایسنا با دکتر ملینا شیرانی : اضطراب ابتلا به بیماری کرونا
    مصاحبه ها

    مصاحبه خبر گذاری ایسنا با دکتر ملینا شیرانی : اضطراب ابتلا به بیماری کرونا

    اضطراب ابتلا به بیماری کرونا یکی از شایع‌ترین واکنش‌های روان‌شناختی در دوران همه‌گیری بود. نگرانی مداوم درباره بیمار شدن، انتقال...
    ادامه مطلب
    مصاحبه خبر گذاری ایسنا با دکتر ملینا شیرانی : انعطاف پذیری شناختی
    مصاحبه ها

    مصاحبه خبر گذاری ایسنا با دکتر ملینا شیرانی : انعطاف پذیری شناختی

    انعطاف پذیری شناختی یکی از مهم‌ترین توانایی‌های روان‌شناختی برای سازگاری با شرایط جدید و مدیریت تغییرات زندگی است. افرادی که...
    ادامه مطلب
    مصاحبه خبر گذاری ایسنا با دکتر ملینا شیرانی : خشونت ناشی از ناکامی
    مصاحبه ها

    مصاحبه خبر گذاری ایسنا با دکتر ملینا شیرانی : خشونت ناشی از ناکامی

    خشونت ناشی از ناکامی یکی از واکنش‌هایی است که ممکن است در اثر فشارهای روانی، احساس شکست یا انباشته شدن...
    ادامه مطلب