روانشناس بالینی
روانشناس بالینی در رشته روانشناسی با گرایش بالینی تحصیل کرده است. علم روان شناسی شامل گرایش های گوناگون مانند روان شناسی سلامت …

بیوگرافی و رزومه دکتر ملینا شیرانی
روانکاو و روانشناس روابط عاطفی ، برای کمک به شما در زمینه روانکاوی فردی و حل مشکلات روابط
بخشی از سوابق دکتر ملینا شیرانی :
رتبه سوم آزمون ورودی دکترا
مسلط به زبان های انگلیسی و پرتغالی
پایه گذار پروتکل های موسیقی درمانی و پروتکل سایکودراما برای مبتلایان به وسواس برای اولین بار در دنیا که به تایید دکتر دنیل گیولاسا رسیده است
عضو انجمن بین المللی پیشگیری و مداخلات زودهنگام سلامت روان – استرالیا
عضو انجمن روانشناسی فرافردی اروپا
مدرس دانشگاه و استاد راهنمای پایان نامه های دانشگاهی
ده سال تجربه تخصصی در روان درمانی بالینی
برای مشاهده متن کامل رزومه و سوابق دکتر ملینا شیرانی بر روی لینک زیر کلیک کنید.
تماس با ما
آیا سوالی دارید؟ از طریق فرم زیر اقدام نمایید.
دکتر ملینا شیرانی بیدآبادی
در چه زمینههایی میتوانید با دکتر ملینا شیرانی بیدآبادی جلسه داشته باشید؟
دکتر ملینا شیرانی، روانکاو در تهران و اصفهان، با رویکرد رواندرمانی تحلیلی، به ارائه خدمات رواندرمانی برای افرادی میپردازد که درگیر تعارضهای هیجانی، مشکلات روابط بینفردی، اضطراب و الگوهای تکرارشونده و عمیق در سطح فردی یا بین فردی هستند.
مراجعین گرامی از سراسر کشور می توانید برای دریافت نوبت جلسه بر روی لینک رزرو نوبت ، کلیک کنید.
مراجعین گرامی خارج از کشور نیز می توانند برای دریافت جلسه بر روی لینک رزرو نوبت مشاوره ایرانیان خارج از کشور ، کلیک کنند.
زمینههای تخصصی جلسات دکتر ملینا شیرانی :
روانکاوی فردی (درمان افسردگی ، درمان اضطراب، درمان اختلال وسواس فکری-عملی (OCD) )
زوج درمانی و بهبود روابط عاطفی (الگوهای دلبستگی ، حل تعارض ، درمان خیانت)
گروه درمانی
خودشناسی و رشد فردی (خودآگاهی، عزت نفس و بهبود کیفیت زندگی )
مقالات
جدیدترین مقالات دکتر ملینا شیرانی
چرا گاهی بدون دلیل جذب یک شخص میشویم؟ عشق در نگاه اول ، گاهی در نخستین برخورد با فردی دیگر، تجربه می شود که می تواند تجربهای متفاوت و شگفتانگیز باشد؛ احساسی که به نظر میرسد فراتر از یک علاقه ساده به ظاهر، یا یک کشش جنسی است. فرد ممکن است بگوید: ” نمی دانم چرا، اما چیزی در او وجود هست که مرا جذب می کند ” یا “احساس کردم او برای من آشناست، انگار سالهاست او را میشناسم”. برای بسیاری از افراد این سوال مطرح است که چگونه ممکن است تنها با دیدن یک فرد برای نخستین بار، احساس نزدیکی، علاقه یا حتی شیفتگی شکل بگیرد؟ این مقاله به قلم دکتر ملینا شیرانی ، روانکاو نوشته شده و مبحث عشق در نگاه اول از دیدگاه روانکاوی را توضیح می دهد : از دیدگاه روانکاوی، این اتفاق تنها یک واکنش سطحی و لحظهای نیست. پشت این تجربه، فرآیندهای عمیق ناهشیار وجود دارند که در انتخابها و احساسات ما نقش دارند. ما انسانها هنگام ورود به یک رابطه، تنها با بخش آگاه ذهن خود انتخاب نمیکنیم. تجربههای کودکی، رابطه با والدین، نیازهای عاطفی، خاطرات هیجانی و تصاویری که در طول زندگی از عشق و صمیمیت ساختهایم، همگی در نحوه علاقه مند شدن ما به دیگران نقش دارند. به همین دلیل، گاهی یک فرد میتواند در همان نگاه اول احساسی از آشنایی عمیق در ما ایجاد کند؛ گویی بخشی از روان ما پیش از شناخت منطقی او، چیزی را در او تشخیص داده است. ضمیر ناخودآگاه (ذهن ناهشیار) و عشق در نگاه اول از دیدگاه روانکاوی ذهن ناهشیار انسان بسیار گستردهتر از بخش آگاه روان است. ما همیشه از تمام دلایلی که باعث علاقه مند شدنمان به یک فرد میشوند، آگاه نیستیم. بسیاری از اطلاعات و نشانهها قبل از آنکه به سطح آگاهی ( ذهن هشیار ) ما برسند، توسط ذهن ناهشیار پردازش میشوند. حالت نگاه، نوع لبخند، شیوه صحبت کردن، زبان بدن، میزان آرامش، اعتماد به نفس و حتی نحوه حضور یک فرد در یک موقعیت، می توانند پیامهایی ظریف به ذهن ناهشیار ما ارسال کنند. احساسهایی مانند ” او برای من آشناست ” یا ” نمیدانم چرا ؟ اما به او اعتماد دارم ” میتوانند نتیجه همین پردازشهای ناهشیار باشند. سه دلیل برای عشق در نگاه اول از دیدگاه روانکاوی دلیل اول : تداعی ویژگی های والدین در طرف مقابل یکی از مفاهیم مهم روانکاوی این است که تجربههای اولیه زندگی، بهخصوص رابطه کودک با والدین، میتوانند در روابط عاطفی بزرگسالی اثرگذار باشند. فروید معتقد بود که انتخابهای عاشقانه انسان کاملاً تصادفی نیستند و تجربههای اولیه کودک در شکلگیری الگوهای علاقهمندی او نقش دارند. بر این اساس، گاهی فردی در بزرگسالی ما را جذب میکند، زیرا ویژگیهایی دارد که برای ذهن ناهشیار ما آشنا هستند؛ ویژگیهایی که ممکن است ما را به یاد یکی از والدین، بهخصوص والد جنس مخالف، بیندازند. این شباهت الزاماً ظاهری نیست. ممکن است مربوط به نوع محبت کردن، شیوه حمایت، میزان قدرت، آرامش، توجه یا حتی نحوه ارتباط گرفتن فرد باشد. عشق در نگاه اول به خاطر تداعی ویژگی های والدین، همیشه منفی نیست. افراد زیادی جذب ویژگیهای سالمی میشوند که در والدین خود تجربه کردهاند. اما اگر رابطه فرد با والدین همراه با زخمهای حلنشده، خشم، محرومیت عاطفی یا وابستگی شدید بوده باشد، ممکن است رابطه جدید به جای تجربه یک ارتباط تازه، تبدیل به تکرار یک الگوی قدیمی شود. دلیل دوم : نیمه پنهان وجود یا سایه (Shadow) در روانشناسی تحلیلی یونگ، مفهوم سایه به بخشهایی از شخصیت اشاره دارد که فرد آنها را نپذیرفته، سرکوب کرده یا اجازه رشد و بروز به آنها نداده است. گاهی ما در فرد دیگری جذب ویژگیهایی میشویم که خودمان در زندگی کمتر تجربه کردهایم. برای مثال، فردی که همیشه بسیار منطقی، محتاط و کنترلشده بوده است، ممکن است به فردی آزاد، جسور و هیجانطلب جذب شود. این جذب فقط به دلیل تفاوت میان آن دو نیست؛ بلکه ممکن است فرد مقابل نماینده بخشی از شخصیت خود او باشد که تاکنون فرصت ظهور پیدا نکرده است. شخص مقابل، گاهی مانند آینهای عمل میکند که بخشهای فراموششده یا ناهشیار وجود ما را به ما نشان میدهد. اما اگر فرد نتوانسته باشد با این بخشهای سایه خود مواجه شود، ممکن است عشق در نگاه اول بعدها به تعارض تبدیل شود. چیزی که ابتدا بسیار جذاب به نظر میرسید، ممکن است به دلیل نپذیرفتن همان ویژگیها، باعث اضطراب و تنش شود. دلیل سوم : عشق در نگاه اول از جایگاه یک ایگوی سالم و مستقل؛ علاقه مندی از روی بلوغ روانی عشق در نگاه اول همیشه از کمبود، زخم یا نیازهای حلنشده سرچشمه نمیگیرد. گاهی فردی با یک ایگوی سالم، منسجم و مستقل جذب شخص دیگری میشود، زیرا در او نیز ویژگیهایی مشابه با بلوغ روانی خودش میبیند. در این حالت، فرد مقابل انتخاب نمیشود تا جای خالی چیزی را پر کند. او قرار نیست منبع ارزشمندی، هویت یا امنیت روانی فرد باشد. دو فرد سالم میتوانند یکدیگر را انتخاب کنند، نه به این دلیل که یکی چیزی دارد که دیگری ندارد، بلکه به این دلیل که هر دو دارای ظرفیت شناخت خود، ارتباط سالم و رشد هستند. در این نوع علاقه، هدف ، گرفتن و جبران کردن نیست؛ بلکه اشتراک گذاشتن است. دو انسان با جهانهای درونی خود وارد رابطه میشوند تا تجربهها، افکار، ارزشها و احساساتشان را با یکدیگر سهیم شوند. این نوع عشق بیشتر از آنکه از وابستگی سرچشمه بگیرد، از انتخاب آگاهانه و همراهی دو فرد مستقل شکل میگیرد. آیا عشق در نگاه اول از دیدگاه روانکاوی خوب است یا بد؟ روانکاوی، عشق در نگاه اول را نه به طور کامل رد میکند و نه آن را نشانه قطعی یک عشق حقیقی یا موفق می داند. این تجربه میتواند از مسیرهای مختلفی شکل بگیرد: گاهی از انتقال الگوهای قدیمی، گاهی از مواجهه با بخشهای ناهشیار شخصیت و گاهی از انتخاب سالم یک فرد بالغ و مستقل. اگر عشق در نگاه اول بیشتر از نیاز شدید، ترس از تنهایی، وابستگی یا تلاش برای ترمیم زخمهای گذشته ایجاد شده باشد، ممکن است رابطه در ادامه با مشکلاتی روبهرو شود. اما اگر این جذب از یک ایگوی سالم و شناخت نسبتاً واقعبینانه از خود و دیگری سرچشمه […]
خیانت زن یکی از پیچیده ترین موضوعات در روابط عاطفی است؛ موضوعی که معمولاً با قضاوت، خشم و احساسات شدید همراه میشود. بسیاری از افراد زمانی که با این اتفاق روبهرو می شوند، تنها یک سؤال در ذهن دارند: دلیل خیانت زن چیست؟ پاسخ به این سؤال از نگاه روانکاوی، برخلاف تصور رایج، ساده نیست. روانکاوی معتقد است رفتارهای انسان تنها بر اساس تصمیمهای آگاهانه شکل نمی گیرند، بلکه بخش مهمی از انتخابهای ما تحت تأثیر تجربههای دوران کودکی، تعارضهای ناهشیار، کیفیت روابط اولیه با والدین و ساختار شخصیت قرار دارد. به همین دلیل، دو زن ممکن است رفتار مشابهی داشته باشند، اما ریشههای روانی آن رفتار در هر یک کاملاً متفاوت باشد. در برخی افراد، فقدان صمیمیت و امنیت عاطفی نقش پررنگتری دارد و در برخی دیگر، تجربههای حلنشده دوران کودکی، نیاز به تأیید یا تعارضهای ناهشیار، زمینهساز آسیبپذیری بیشتر می شوند. البته باید تأکید کرد که شناخت ریشههای روانی خیانت، به معنای توجیه آن نیست. خیانت در هر رابطهای میتواند اعتماد، امنیت و احساس ارزشمندی هر دو نفر را به شدت آسیب بزند. هدف روانکاوی، قضاوت کردن یا مقصر دانستن افراد نیست؛ بلکه تلاش میکند بفهمد چه فرایندهایی در روان انسان رخ میدهد که گاهی او را به سمت انتخابهایی میبرد که حتی با ارزشها و باورهای خودش نیز در تعارض است. در سالهای فعالیت حرفهای، بعضا با زنانی روبهرو شدهام که پس از آشکار شدن خیانت، بیش از هر چیز از خودشان میپرسیدند: چرا من این کار را انجام دادم؟ بسیاری از آنها نه قصد پایان دادن به زندگی مشترک را داشتند و نه تصور میکردند روزی وارد رابطهای خارج از چارچوب ازدواج شوند. همین تجربهها نشان میدهد که برای فهم دلیل خیانت زن، باید فراتر از ظاهر رفتارها رفت و لایه های عمیقتر روان را شناخت. در این مقاله، با تکیه بر دیدگاههای فروید، ملانی کلاین، وینیکات و لاکان، تلاش میکنیم به این پرسش پاسخ دهیم که روانکاوی، خیانت زن را چگونه تبیین میکند و چه عواملی میتوانند برخی زنان را در برابر آن، آسیبپذیرتر کنند؟ اگر احساس می کنید رابطه شما با کاهش صمیمیت، تعارضهای تکرارشونده یا بحران اعتماد روبهرو شده است، مراجعه به دکتر روانکاو میتواند به شناخت ریشههای این مشکلات و انتخاب مسیر مناسب درمان کمک کند. در مقاله دیگری به مبحث دلیل خیانت مرد پرداخته ایم که برای مطالعه بیشتر می توانید به مقاله روانکاوی خیانت مرد ، مراجعه کنید. دلیل خیانت زن از دیدگاه روانکاوی چیست؟ از دیدگاه روانکاوی، خیانت زن معمولاً نتیجه یک علت واحد نیست. برخلاف باورهای سادهانگارانه که خیانت را تنها ناشی از نارضایتی جنسی یا پایان عشق میدانند، روانکاوی معتقد است این رفتار حاصل تعامل پیچیدهای از عوامل مختلف است؛ عواملی مانند تجربههای دوران کودکی، تعارضهای ناهشیار، کیفیت دلبستگی، ساختار شخصیت، احساس فقدان عاطفی و شرایط رابطه فعلی. در واقع روانکاوی به جای اینکه بپرسد چه کسی مقصر است؟، سؤال دیگری مطرح میکند: چه اتفاقی در دنیای درونی این زن افتاده که او را به سمت چنین انتخابی سوق داده است؟ گاهی زن سالها در یک رابطه زندگی کرده است، اما به تدریج احساس کرده دیگر دیده نمیشود، شنیده نمیشود و کسی دنیای درونی او را درک نمیکند. گاهی نیز ریشه مسئله به سالهای نخست زندگی بازمیگردد؛ زمانی که الگوهای اولیه عشق، امنیت و ارزشمندی در ذهن او شکل گرفتهاند. به همین دلیل، روانکاوی معتقد است شناخت علت خیانت، تنها با بررسی رفتار امروز فرد ممکن نیست؛ بلکه باید تاریخچه روابط عاطفی، تجربههای کودکی و ساختار شخصیت او نیز مورد توجه قرار گیرد. فقدان عاطفی؛ زمانی که زن دیگر خود را در نگاه شریک عاطفیاش نمی بیند یکی از مهمترین مفاهیمی که در روانکاوی میتواند به درک بهتر دلیل خیانت زن کمک کند، مفهوم فقدان عاطفی است. بسیاری از زنان، بیش از آنکه از کمبود امکانات، هدایا یا حتی رابطه جنسی شکایت داشته باشند، از یک احساس مشترک سخن می گویند: دیگر احساس نمیکنم همسرم مرا میبیند. اما منظور از ” دیده شدن “چیست؟ از نگاه روانکاوی، زن تنها نیاز ندارد که شریک عاطفیاش زیبایی او را تحسین کند یا علاقه خود را با کلمات ابراز نماید. او نیاز دارد احساس کند که هیجانها، نگرانیها، خستگیها، آرزوها و رنجهایش توسط شریک زندگیاش فهمیده می شوند. برای مثال، زمانی که مرد به همسرش می گوید: احساس میکنم امروز ناراحتی، دوست داری دربارهاش صحبت کنیم؟ میبینم این روزها خیلی خستهای و فشار زیادی را تحمل می کنی. میدانم این اتفاق چقدر تو را ناراحت کرده است. در واقع تنها در حال صحبت کردن نیست؛ بلکه هیجانهای همسرش را به او انعکاس می دهد. در روانکاوی، این فرایند را Mirroring یا انعکاس هیجانی مینامند؛ یعنی انسان احساس کند فرد مهم زندگیاش، دنیای درونی او را میبیند و آن را به رسمیت میشناسد. بسیاری از زنان زمانی که این تجربه را برای مدت طولانی از دست میدهند، به تدریج احساس تنهایی عاطفی میکنند؛ حتی اگر سالها در کنار همسر خود زندگی کرده باشند. در چنین شرایطی، اگر فرد دیگری بتواند احساس توجه، درک شدن و ارزشمندی را در آنها زنده کند، ممکن است زمینه شکلگیری یک وابستگی عاطفی فراهم شود. البته باید تأکید کرد که فقدان عاطفی هرگز خیانت را توجیه نمیکند. بسیاری از زنانی که چنین کمبودهایی را تجربه میکنند، هرگز وارد رابطه ای خارج از زندگی مشترک نمیشوند و با گفتوگو، زوجدرمانی یا رواندرمانی تلاش میکنند مشکلات رابطه را حل کنند. اما از دیدگاه روانکاوی، این کمبودها میتوانند برخی افراد را در برابر این آسیب، آسیبپذیرتر کنند. گاهی خیانت، از لحظه آشنایی با فردی جدید آغاز نمیشود؛ بلکه از زمانی آغاز میشود که زن برای مدت طولانی احساس می کند دیگر در نگاه شریک عاطفی خود دیده، شنیده و فهمیده نمی شود. نقش رابطه پدر و دختر در شکلگیری روابط عاطفی زن از دیدگاه فروید، سالهای سه تا شش سالگی یکی از مهمترین دورههای رشد شخصیت کودک است. در این مرحله، دختر برای نخستین بار رابطه خود با پدر را به عنوان مهمترین مرد زندگی تجربه میکند و بخشی از تصویر ذهنی او از عشق، امنیت، توجه و ارزشمندی شکل می گیرد. روانکاوی معتقد است اگر پدر بتواند با حفظ مرزهای سالم، محبت، احترام و پذیرش را به دختر خود منتقل کند، او به تدریج احساس ارزشمندی را درونی میکند و […]
تعبیر خواب از گذشته تاکنون ذهن بسیاری از انسانها را به خود مشغول کرده است. اما آیا رؤیاها واقعاً معنای مشخص و ثابتی دارند یا باید آنها را در بستر زندگی و شخصیت هر فرد بررسی کرد؟ در روانکاوی، فروید و یونگ هر دو رؤیا را پنجرهای به دنیای درونی انسان میدانستند، اما درباره منشأ و معنای آن دیدگاههای متفاوتی ارائه کردند. در این مقاله با مهمترین شباهتها و تفاوتهای این دو نظریه آشنا میشویم. چرا رؤیا در روانکاوی اهمیت دارد؟ تقریباً همه ما دستکم یک بار پس از دیدن خوابی عجیب از خود پرسیدهایم: آیا این خواب معنایی دارد؟ شاید دیدن یک فرد قدیمی در خواب، سقوط از ارتفاع، گم شدن در مکانی ناشناس یا حتی تکرار یک رؤیای مشابه در طول سالها، این سؤال را در ذهنمان ایجاد کرده باشد که آیا خوابها فقط حاصل فعالیت مغز هستند یا پیام مهمی در خود دارند؟ در روانکاوی، رؤیا صرفاً مجموعهای از تصاویر تصادفی یا داستانی بیمعنا نیست. بسیاری از روانکاوان معتقدند که رؤیا میتواند دریچهای برای شناخت دنیای درونی انسان باشد؛ دنیایی که بخش زیادی از آن در زندگی روزمره از آگاهی ما پنهان میماند. البته باید به یک سوءتفاهم رایج اشاره کرد. وقتی از تعبیر خواب صحبت میکنیم، منظور کتابهایی نیست که برای هر نماد، یک معنای ثابت ارائه میدهند؛ مثلاً اینکه دیدن آب همیشه نشانه ثروت است یا دیدن مار همیشه معنای مشخصی دارد. روانکاوی چنین نگاهی به خواب ندارد. در جلسات روانکاوی، خواب هر فرد در ارتباط با زندگی، روابط، تجربههای گذشته، هیجانها و تعارضهای شخصی او بررسی میشود. به همین دلیل ممکن است دو نفر خواب تقریباً مشابهی ببینند، اما معنای روانشناختی آن برای هر کدام کاملاً متفاوت باشد. به همین علت، دکتر ملینا شیرانی در جلسات روانکاوی، رؤیا را نه به عنوان یک پیشگویی یا رمز ثابت، بلکه به عنوان بخشی از داستان زندگی هر مراجع بررسی میکند؛ داستانی که تنها در کنار شناخت ویژگیهای فرد، گذشته او و رابطه درمانی قابل درک است. در میان نظریهپردازان روانکاوی، دو نام بیش از همه با مفهوم تعبیر خواب گره خوردهاند: زیگموند فروید و کارل گوستاو یونگ. هر دو معتقد بودند که رؤیاها معنا دارند، اما درباره منشأ و هدف آنها دیدگاههای متفاوتی ارائه کردند. دیدگاه زیگموند فروید درباره تعبیر خواب زیگموند فروید در سال ۱۹۰۰ کتابی در این زمینه منتشر کرد ، کتابی که هنوز هم یکی از مهمترین آثار تاریخ روانکاوی به شمار میرود. فروید در این کتاب جملهای را مطرح کرد که بعدها به یکی از شناختهشدهترین جملات روانکاوی تبدیل شد: رؤیا، شاهراهی به سوی ناخودآگاه است از نگاه فروید، بسیاری از افکار، احساسات، آرزوها و تعارضهای انسان به دلایل مختلف از سطح آگاهی کنار گذاشته میشوند. این محتواها از بین نمیروند، بلکه در ناخودآگاه باقی میمانند و گاهی در قالب رؤیا خود را نشان میدهند. اما اگر قرار باشد رؤیا مستقیماً این خواستهها و تعارضها را نمایش دهد، ممکن است باعث اضطراب یا بیدار شدن فرد شود. به همین دلیل ذهن هنگام خواب، محتوای اصلی را تغییر شکل میدهد و آن را به صورت نمادها، داستانها و تصاویر مختلف نمایش میدهد. به همین دلیل است که فروید میان دو سطح از رؤیا تفاوت قائل میشود: محتوای آشکار رؤیا؛ همان چیزی که فرد پس از بیدار شدن به خاطر میآورد. محتوای نهفته رؤیا؛ معنای عمیقتر و ناخودآگاه که پشت تصاویر خواب پنهان شده است. از دیدگاه فروید، وظیفه روانکاو این نیست که با استفاده از یک فرهنگ نمادها، خواب را تفسیر کند؛ بلکه باید به کمک تداعی آزاد از خود فرد بخواهد هر آنچه با اجزای خواب به ذهنش میرسد بیان کند. به همین دلیل، ممکن است یک تصویر مشابه برای دو نفر، معانی کاملاً متفاوتی داشته باشد. رؤیا، راهی به ناخودآگاه فروید معتقد بود که رؤیاها معمولاً راهی هستند برای بیان آن دسته از خواستهها، احساسات یا تعارضهایی که در بیداری امکان بیان مستقیم آنها وجود ندارد. به همین دلیل، رؤیاها اغلب پیچیده، غیرمنطقی یا حتی عجیب به نظر میرسند. با این حال، فروید تأکید میکرد که ظاهر عجیب رؤیا نباید ما را فریب دهد؛ زیرا پشت این تصاویر، معمولاً منطقی روانشناختی وجود دارد که تنها با بررسی زندگی همان فرد قابل فهم است. نمادها و امیال واپسراندهشده در نظریه فروید یکی از مشهورترین بخشهای نظریه فروید درباره رؤیاها، بحث نمادها است. بسیاری از افراد تصور میکنند فروید برای هر تصویر در خواب، معنای مشخص و ثابتی در نظر گرفته است؛ اما واقعیت کمی پیچیدهتر از این است. فروید معتقد بود زمانی که ذهن در خواب تلاش میکند آرزوها یا تعارضهای ناخودآگاه را بیان کند، آنها را به شکل مستقیم نشان نمیدهد؛ بلکه برای کاهش اضطراب، آنها را در قالب نمادها، داستانها یا تصاویر مختلف پنهان میکند. به همین دلیل ممکن است یک رؤیا در ظاهر کاملاً بیربط یا حتی عجیب به نظر برسد، اما اگر آن را در کنار زندگی فرد بررسی کنیم، معنای روانشناختی آن آشکار شود. با این حال، فروید تأکید میکرد که هیچ فرهنگ لغت ثابتی برای تعبیر خواب وجود ندارد. برای مثال، ممکن است دیدن یک خانه برای یک نفر یادآور امنیت دوران کودکی باشد و برای فرد دیگری نمادی از محدودیت، کنترل یا خاطرات دردناک گذشته. بنابراین، مهمتر از خود نماد، تداعیهایی است که آن نماد در ذهن همان فرد ایجاد میکند. به همین دلیل، روانکاو به جای اینکه بگوید این خواب حتماً چنین معنایی دارد، از مراجع میخواهد آزادانه درباره اجزای خواب صحبت کند تا معنای شخصی آن آشکار شود. دیدگاه کارل گوستاو یونگ درباره تعبیر خواب کارل گوستاو یونگ در سالهای ابتدایی فعالیت حرفهای خود از نزدیکترین همکاران فروید بود، اما به مرور زمان اختلاف نظرهای عمیقی میان آنها شکل گرفت. یکی از مهمترین این اختلافها، نگاه آنها به رؤیا بود. اگر فروید رؤیا را بیشتر بازتاب خواستهها و تعارضهای واپسراندهشده میدانست، یونگ معتقد بود رؤیاها تنها به گذشته و امیال سرکوبشده مربوط نمیشوند؛ بلکه میتوانند پیامی برای رشد روانی فرد نیز داشته باشند. از دیدگاه یونگ، رؤیا تلاش میکند بخشهایی از شخصیت را که در زندگی روزمره نادیده گرفته شدهاند، دوباره به آگاهی نزدیک کند. به همین دلیل، رؤیا فقط گذشته را توضیح نمیدهد، بلکه گاهی مسیر آینده و رشد شخصیت را نیز نشان میدهد. ناخودآگاه فردی و ناخودآگاه جمعی یکی از […]
جلسات گروه درمانی آنلاین دکتر ملینا شیرانی با رویکرد نمایش درمانی
فعالیت ها
فعالیت های تخصصی دکتر ملینا شیرانی
مصاحبه ها
مصاحبه های خبری دکتر ملینا شیرانی









