نمایش درمانگر کیست ؟

نمایش درمانگر کیست؟

یکی از سوالاتی که معمولا برای افراد، به ویژه کسانی که در آستانه تصمیم‌گیری برای مراجعه به رواندرمانگر یا انتخاب یک رویکرد رواندرمانی هستند، مطرح می‌شود این است که نمایش درمانگر کیست و چگونه می‌تواند به حل مسائل و مشکلات روانشناختی افراد کمک کند. این متن به قلم دکتر ملینا شیرانی، نمایش درمانگر، نوشته شده است.

نمایش درمانگر یعنی چه ؟

نمایش درمانگر، یک رواندرمانگر متخصص است که در رشته روان‌شناسی بالینی تحصیل کرده و برای انجام روان‌درمانی، دارای صلاحیت حرفه‌ای و مجوزهای لازم است. یک رواندرمانگر می‌تواند رویکردهای متفاوتی را برای کمک به افراد انتخاب کند و در آن رویکرد، آموزش و تجربه بالینی کسب نماید.

برای مثال، یک رواندرمانگر ممکن است به مکتب روانکاوی فروید علاقه‌مند باشد و برای درمان مراجعین از رویکرد روانکاوی استفاده کند. رواندرمانگر دیگری نیز ممکن است با پیروی از مکتب آرون بک، رویکرد درمان شناختی ـ رفتاری را انتخاب نماید. به همین ترتیب، نمایش درمانگر نیز رواندرمانگری است که بر اساس رویکرد نمایش درمانی یا سایکودراما به درمان مشکلات مراجعین می‌پردازد.

بنابراین، نمایش درمانگر یک متخصص رواندرمانی است که در جهت تسهیل فرایند درمان روانشناختی افراد، از پتانسیل‌ها و کارکردهای نمایش و اجرای نقش استفاده می‌کند.

برخلاف تصور برخی افراد، نمایش درمانگر یک بازیگر یا متخصص تئاتر و نمایش نیست و نمایش درمانی نیز با تئاتر به معنای متعارف آن تفاوت دارد. همچنین شرکت در جلسات نمایش درمانی مستلزم برخورداری از استعداد بازیگری یا داشتن تجربه قبلی در زمینه اجرای نقش و نمایش نیست.

در واقع، نمایش درمانی با استفاده از ظرفیت‌ها و تاثیرات روانشناختی نمایش و اجرای نقش، تکنیک‌هایی را به کار می‌گیرد که متناسب با نیازها و شرایط هر مراجع انتخاب می‌شوند. این تکنیک‌ها در یک فضای کاملا درمانی و بالینی که ارتباطی با صحنه تئاتر و اجرای نمایش ندارد، توسط یک متخصص نمایش درمانگر مورد استفاده قرار می‌گیرند تا به افراد در شناخت بهتر خود، حل تعارض‌های روانی و ایجاد تغییرات سازنده در زندگی کمک کنند.

نمایش‌درمانی (Psychodrama) در برخی منابع با عنوان سایکودراما و نمایش‌درمانگر نیز با عنوان سایکودراماتیست ( Psychodramatist ) مطرح می‌ گردند. بنابراین در  برخی از قسمت های این متن ، از این اصطلاحات به‌صورت مترادف استفاده شده است.

اولین نمایش درمانگر تاریخ رواندرمانی و تاریخچه شکل‌گیری نمایش درمانی

در طول تاریخ، فلاسفه و دانشمندان زیادی نمایش و اجرای نقش را بر سلامت روان و رفتارهای انسان موثر دانسته‌اند. ارسطو در آثار خود از اصطلاح کاتارسیس به معنای پالایش و تصفیه هیجانی و عاطفی استفاده کرده و معتقد بوده است که این پالایش هیجانی در نتیجه مواجهه با تراژدی رخ می‌دهد. شکسپیر نیز نمایش و اجرای نقش را دارای ظرفیت درمانگرانه می‌دانست. در یکی از آثار او به نام شاه لیر، به صندلی خالی اشاره شده است که می‌توان آن را نوعی عمل نمایش درمانگرانه تلقی کرد. در بخش تکنیک‌های مورد استفاده نمایش درمانگر، توضیحات بیشتری درباره تکنیک صندلی خالی ارائه خواهد شد.

اما شخصی که برای نخستین بار در سال 1936 نمایش درمانی را به عنوان یک روش رواندرمانی پایه‌گذاری کرد، ژاکوب مورنو بود. بنابراین می‌توان گفت که اولین نمایش درمانگر رسمی در تاریخ رواندرمانی، مورنو است.

مورنو علاقه زیادی به تئاتر داشت و اغلب به تماشای نمایش‌های مختلف می‌رفت. او به تدریج به این نتیجه رسید که اجرای نقش می‌تواند از نظر روانشناختی بر افراد تاثیرگذار باشد و حتی به درمان برخی مشکلات روانشناختی کمک کند. مهم‌ترین عواملی که توجه مورنو را به ظرفیت‌های درمانی نمایش و اجرای نقش جلب کرد، دو مفهوم خلاقیت و خودجوشی بودند.

مورنو مشاهده می‌کرد که در یک فضای نمایشی، افراد به صورت فی‌البداهه دیالوگ‌هایی می‌سازند یا رفتارهایی از خود نشان می‌دهند که انعکاس‌دهنده هیجانات، تعارض‌ها و عواطف پنهان در لایه‌های عمیق روان آنان است. به همین دلیل معتقد بود که اجرای نقش می‌تواند راهی برای دسترسی به بخش‌هایی از تجربه انسانی باشد که در گفتگوی معمولی کمتر فرصت بروز پیدا می‌کنند.

زمانی که مورنو نخستین صحنه نمایش درمانی خود را تاسیس کرد، یک صحنه دایره‌ای شکل، پلکانی و سه طبقه طراحی نمود. این ساختار به افراد کمک می‌کرد که از سطوح پایین‌تر به سطوح بالاتر حرکت کنند و همزمان مواجهه عمیق‌تری با هیجانات، تعارض‌ها و لایه‌های پنهان روان خود داشته باشند. مورنو برای توصیف این فرایند از اصطلاح «از پیرامون به مرکز» یا Peripheral to Central استفاده می‌کرد؛ مفهومی که نشان می‌داد افراد به تدریج از موضوعات سطحی‌تر به سمت مسائل عمیق‌تر و بنیادی‌تر زندگی خود حرکت می‌کنند.

مورنو همچنین به یکی از تفاوت‌های مهم میان روانکاوی کلاسیک و نمایش درمانی اشاره کرده است؛ تفاوتی که تا حد زیادی دلیل علاقه او به نمایش درمانی و انتخاب آن به عنوان یک روش رواندرمانی را توضیح می‌دهد. او معتقد بود که برخلاف روانکاوی کلاسیک که امکان اجرای مستقیم ذهنیات یا Acting Out را محدود می‌کند، نمایش درمانی به افراد اجازه می‌دهد که در یک فضای امن، حمایت‌گر و کنترل‌شده، ذهنیات خود را به صحنه آورده و آن‌ها را در قالب نقش اجرا کنند.

از دیدگاه مورنو، بسیاری از هیجانات، تعارض‌ها و تجربه‌های روانی زمانی بهتر شناخته می‌شوند که فرد بتواند آن‌ها را نه فقط در ذهن، بلکه در عمل و در قالب تجربه‌ای زنده بازآفرینی کند. به همین دلیل او امکان اجرای ذهنیات را برای بسیاری از مراجعان، فرایندی شفابخش‌تر و موثرتر می‌دانست.

 مهم‌ترین تکنیک‌های مورد استفاده نمایش درمانگر

معمولا یک نمایش درمانگر در جلسات گروهی با گروهی از افراد کار می‌کند، اما نمایش درمانگر می‌تواند در جلسات انفرادی نیز با یک مراجع همکاری کرده و به حل مشکلات روانشناختی او کمک نماید. در نمایش درمانی تکنیک‌های متنوعی وجود دارد که بسته به نیاز مراجعان و اهداف درمانی مورد استفاده قرار می‌گیرند. در ادامه به برخی از مهم‌ترین تکنیک‌های مورد استفاده نمایش درمانگر اشاره می‌کنیم:

معکوس‌سازی نقش: در این تکنیک افراد خود را به جای فرد مقابل تصور می‌کنند و نقش او را بر عهده می‌گیرند. این تکنیک به افراد کمک می‌کند تا موقعیت را از دیدگاه شخص دیگری تجربه کرده و درک عمیق‌تری نسبت به احساسات، افکار و انگیزه‌های او به دست آورند.

صندلی خالی: این تکنیک بیشتر برای بیان حرف‌های ناگفته، تخلیه هیجانات سرکوب شده و پرداختن به روابط ناتمام مورد استفاده قرار می‌گیرد. صندلی خالی معمولا در ارتباط با افرادی به کار می‌رود که دیگر در زندگی مراجع حضور ندارند یا امکان دسترسی به آن‌ها وجود ندارد.

تکنیک های مورد استفاده نمایش درمانگر : تکنیک صندلی خالی در نمایش درمانی

تکنیک مجسمه‌سازی: این تکنیک به افراد کمک می‌کند تا ذهنیات، احساسات و روابط خود را از طریق شکل دادن به حالات مختلف بدن و نحوه قرار گرفتن در فضا به نمایش بگذارند. مجسمه‌سازی می‌تواند ابعاد پنهان روابط و هیجانات افراد را آشکار سازد.

تکنیک آینه: در این تکنیک رفتارها، زبان بدن، لحن صحبت کردن و شیوه تعامل مراجع توسط فرد دیگری بازتاب داده می‌شود. این بازتاب به مراجع کمک می‌کند تا آگاهی بیشتری نسبت به رفتارها و تاثیر آن‌ها بر دیگران، محیط اطراف و حتی بر خودش به دست آورد.

البته تکنیک های مورد استفاده نمایش درمانگر یا سایکودراماتیست ، به موارد فوق محدود نمی شوند و بسته به رویکرد درمانی ، هدف جلسه و نیازهای مراجعان می توانند متفاوت باشند . یک نمایش درمانگر حرفه ای ، صرفا از تکنیک ها به صورت مکانیکی و از پیش تعیین شده استفاده نمی کند ، بلکه با توجه به شرایط هر مراجع و پویایی های حاکم بر جلسه درمان ، مناسب ترین تکنیک را انتخاب می کند.

آنچه موجب اثربخشی نمایش درمانی می شود صرفا استفاده از یک تکنیک خاص نیست ، بلکه نحوه به کارگیری این تکنیک ها در یک فضای درمانی امن و حمایت گر است . در چنین فضایی افراد فرصت پیدا می کنند که هیجانات ، تعارض ها ، روابط و الگوهای رفتاری خود را نه فقط در قالب گفتگو بلکه در قالب تجربه ای زنده و ملموس مشاهده و بررسی کنند. به همین دلیل بسیاری از نمایش درمانگران معتقدند که تجربه کردن یک موقعیت در صحنه نمایش درمانی می تواند تاثیر عمیق تری نسبت به صرفا صحبت کردن درباره آن موقعیت داشته باشد.

مهم‌ترین ابزارهای نمایش درمانگر

مهم‌ترین ابزارهای نمایش درمانگر برای انجام نمایش درمانی عبارتند از: فضای مناسب و کافی برای اجرای تکنیک‌ها، صحنه مخصوص اجرای نقش، و همچنین ابزارهایی مانند میز، صندلی و اشیایی که معمولا در زندگی روزمره مورد استفاده قرار می‌گیرند. این ابزارها به مراجعان کمک می‌کنند تا موقعیت‌ها، روابط و تجربیات زندگی خود را به شکلی ملموس‌تر بازسازی کرده و مورد بررسی قرار دهند.

علاوه بر فضای فیزیکی و امکانات مورد نیاز، افراد حاضر در جلسه نیز بخشی از ابزارهای درمانی نمایش درمانگر محسوب می‌شوند. در نمایش درمانی معمولا شخص اصلی که موضوع درمان حول محور او شکل می‌گیرد، پروتاگونیست یا بازیگر نقش اول نامیده می‌شود. سایر شرکت‌کنندگان می‌توانند به عنوان ایگوی کمکی یا در نقش افراد مهم زندگی پروتاگونیست مانند پدر، مادر، خواهر، برادر، همسر یا سایر افراد تاثیرگذار ایفای نقش کنند.

گروه دیگری از شرکت‌کنندگان نیز به عنوان تماشاگر در فرایند درمان حضور دارند. اگرچه این افراد مستقیما در اجرای نقش مشارکت نمی‌کنند، اما مشاهده و بازخوردهای آنان می‌تواند به درک بهتر مسائل و تجربه‌های هیجانی پروتاگونیست کمک کند.

ابزارهای مورد استفاده سایکودراماتیست

در این میان، نمایش درمانگر وظیفه هدایت، نظارت و تحلیل فرایند درمان را بر عهده دارد. او با مدیریت فضای درمانی، انتخاب تکنیک‌های مناسب و کمک به شکل‌گیری تعاملات درمانگرانه، شرایطی را فراهم می‌کند که افراد بتوانند با احساس امنیت بیشتری به بررسی هیجانات، تعارض‌ها و الگوهای ارتباطی خود بپردازند.

در واقع، آنچه نمایش درمانی یا سایکودراما  را از بسیاری از روش‌های صرفا گفتگو محور متمایز می‌کند، استفاده همزمان از فضا، حرکت، نقش‌آفرینی، اشیا و تعاملات انسانی در مسیر درمان است. به همین دلیل هر یک از اجزای حاضر در جلسه می‌توانند در خدمت فرایند درمان و افزایش آگاهی روانشناختی افراد قرار گیرند.

تفاوت نمایش درمانگر و دراماتراپیست

برای پرداختن به تفاوت نمایش درمانگر و دراماتراپیست، ابتدا باید به این نکته اشاره کرد که نمایش درمانی و دراماتراپی با یکدیگر تفاوت دارند. اگرچه گاهی این دو اصطلاح به اشتباه به جای یکدیگر به کار برده می‌شوند، به ویژه در زبان فارسی که همیشه معادل‌های دقیقی برای ترجمه مفاهیم تخصصی وجود ندارد.

نمایش درمانگران پیرو مکتب مورنو معتقدند که نمایش درمانی بر دو عنصر بسیار مهم خلاقیت و خودجوشی استوار است که در بخش‌های قبل درباره آن‌ها توضیحاتی ارائه شد. به همین دلیل در نمایش درمانی معمولا هیچ نمایشنامه یا دیالوگ از پیش تعیین شده‌ای وجود ندارد که مشخص کند هر یک از شرکت‌کنندگان باید چه بگویند یا چه رفتاری انجام دهند.

در مقابل، دراماتراپی به دلیل شباهت بیشتر به فضای تئاتر، معمولا اتکای بیشتری به نمایشنامه، داستان، روایت یا دیالوگ‌های از پیش طراحی شده دارد. به همین دلیل فرایند درمان در دراماتراپی اغلب در قالب ساختارهای نمایشی مشخص‌تری دنبال می‌شود.

بنابراین مهم‌ترین تفاوت نمایش درمانگر یا سایکودراماتیست با یک دراماتراپیست در این است که نمایش درمانگر فضای درمانی را بر اساس خلاقیت، خودجوشی و تجربه زنده مراجعان پیش می‌برد و تلاش می‌کند افراد بدون تکیه بر نقش‌ها و دیالوگ‌های از پیش تعیین شده، احساسات، تعارض‌ها و تجربه‌های شخصی خود را به صحنه بیاورند.

پیروان مورنو معتقدند که دقیقا همین عنصر خودجوشی و خلاقیت است که می‌تواند به آشکار شدن هیجانات پنهان، افزایش خودآگاهی و در نهایت درمان مشکلات روانشناختی و ارتباطی افراد کمک کند. به همین دلیل اگرچه نمایش درمانی و دراماتراپی هر دو از عناصر نمایشی بهره می‌برند، اما اهداف، فلسفه درمانی و شیوه استفاده از نمایش در این دو رویکرد یکسان نیست.

انواع رویکردهای مختلف نمایش درمانگر

نمایش درمانی یک رویکرد کاملا جداگانه و انعطاف‌ناپذیر برای رواندرمانی نیست، بلکه یک قالب و چارچوب انعطاف‌پذیر برای رواندرمانی محسوب می‌شود که می‌تواند بر پایه هر یک از مکاتب موجود در رواندرمانی مورد استفاده قرار گیرد. به همین دلیل امروزه پژوهش‌های متعددی نشان‌دهنده به‌کارگیری نمایش درمانی مبتنی بر سایر رویکردهای رواندرمانی هستند.

از جمله این رویکردها می‌توان به سایکودرامای تحلیلی مبتنی بر روانکاوی و مکاتب روان‌تحلیل‌گری، سایکودرامای مبتنی بر طرحواره‌درمانی و همچنین سایکودرامای مبتنی بر درمان شناختی ـ رفتاری اشاره کرد. در تمامی این موارد، ساختار اصلی نمایش درمانی حفظ می‌شود، اما مفاهیم نظری و اهداف درمانی از رویکرد پایه اقتباس می‌شوند.

یک نمایش درمانگر بر اساس آموزش‌های تخصصی، تجربیات بالینی و همچنین علاقه حرفه‌ای خود به سایر رویکردهای رواندرمانی، می‌تواند از نمایش درمانی مبتنی بر آن رویکرد استفاده کند. برای مثال، در جلسات سایکودرامای مبتنی بر درمان شناختی ـ رفتاری به افراد کمک می‌شود تا از طریق تکنیک‌های نمایش درمانی، خطاهای شناختی، باورهای ناکارآمد و الگوهای رفتاری قدیمی خود را شناسایی کرده و در جهت اصلاح آن‌ها گام بردارند.

در مقابل، سایکودرامای تحلیلی بیشتر بر تجربه‌های گذشته، هیجانات سرکوب شده، تعارض‌های ناهشیار و مکانیسم‌های دفاعی روانی متمرکز است و تلاش می‌کند از طریق بازآفرینی تجربه‌ها و روابط مهم زندگی فرد، به شناخت عمیق‌تری از دنیای درونی او دست یابد.

بنابراین اگرچه تکنیک‌های مورد استفاده نمایش درمانگر ممکن است در رویکردهای مختلف شباهت‌هایی با یکدیگر داشته باشند، اما اهداف درمانی، نحوه تفسیر تجربه‌های مراجع و مسیر درمان می‌تواند بر اساس رویکرد نظری انتخاب شده متفاوت باشد. همین انعطاف‌پذیری یکی از ویژگی‌های مهم نمایش درمانی است که امکان استفاده از آن را در کنار بسیاری از رویکردهای معتبر رواندرمانی فراهم کرده است.

نقش نمایش درمانگر در جلسات درمانی

یک نمایش درمانگر به واسطه رویکرد خود در رواندرمانی، از شکل سنتی جلسات درمانی که در آن رواندرمانگر پشت میز یا بر روی صندلی نشسته و مراجع روبه‌روی او قرار می‌گیرد فاصله می‌گیرد. در واقع فضای درمانی در نمایش درمانی محدود به گفتگو میان مراجع و نمایش درمانگر نیست.

نمایش درمانگر در جلسات درمانی بیشتر در نقش یک تسهیل‌کننده، هماهنگ‌کننده و هدایت‌گر فرایند درمان ظاهر می‌شود. او شرایطی را فراهم می‌کند که افراد بتوانند از طریق تعامل، اجرای نقش و مشارکت در فعالیت‌های درمانی، تجربه‌های درونی خود را بهتر مشاهده و درک کنند.

در واقع سایکودراماتیست به افراد کمک می‌کند که نه فقط از طریق گفتگو، بلکه از طریق اجرا، حرکت، تجربه مستقیم و تعامل با سایر اعضای گروه به شناخت بیشتری از آنچه در درونشان و در روابط بین فردی آنان می‌گذرد دست یابند. این فرایند می‌تواند به آشکار شدن هیجانات پنهان، تعارض‌های حل نشده و الگوهای ارتباطی تکرارشونده کمک کند.

نمایش درمانگر همچنین وظیفه دارد فضای درمانی را به گونه‌ای مدیریت کند که افراد احساس امنیت روانی کافی برای بیان احساسات و تجربه‌های خود داشته باشند. او در طول جلسه با انتخاب تکنیک‌های مناسب، هدایت تعاملات گروهی و توجه به نیازهای هر یک از شرکت‌کنندگان، به پیشبرد فرایند درمان کمک می‌کند.

در بسیاری از موارد، افراد در جلسات نمایش درمانی این فرصت را پیدا می‌کنند که موقعیت‌ها و روابط مهم زندگی خود را بازآفرینی کرده و شیوه‌های جدیدی از تفکر، احساس و رفتار را تجربه کنند. نمایش درمانگر نیز در این مسیر به آنان کمک می‌کند تا الگوهای رفتاری جدید را شناسایی کرده، آن‌ها را در فضای درمانی تمرین کنند و برای استفاده از آن‌ها در زندگی واقعی آمادگی بیشتری به دست آورند.

نمایش درمانگر و بدن انسان در فرآیند درمان

جلسات نمایش درمانی دارای سه مرحله اصلی هستند که عبارتند از: گرم‌کردن یا آماده‌سازی، اجرا یا نمایش، و مرحله سوم یعنی اشتراک‌گذاری.

گرم‌کردن یا آماده‌سازی شامل انجام حرکات آرام به منظور کسب آمادگی جسمانی و روانشناختی شرکت‌کنندگان برای شروع جلسه نمایش درمانی است. اگرچه در این مقاله مجال پرداختن به جزئیات مراحل اجرای نمایش درمانی وجود ندارد، اما توجه به مرحله آغازین هر جلسه که شامل گرم‌کردن و حرکات بدنی است، نشان‌دهنده اهمیت بدن در فرایند روان‌درمانی از نگاه نمایش درمانگر است.

جلسات نمایش درمانی نه تنها در مرحله آغازین، بلکه در حین اجرا نیز به بدن و آنچه در بدن رخ می‌دهد توجه ویژه‌ای دارند. بسیاری از تکنیک‌های نمایش درمانی مانند مجسمه‌سازی یا اغراق، در مرحله اجرا نیز اهمیت بدن و بیان جسمانی را برجسته می‌کنند. این موضوع همسو با بسیاری از نظریه‌ها و پژوهش‌هاست که بیان می‌کنند بدن انسان دارای حافظه هیجانی است و بسیاری از تروماها، خاطرات تلخ و حتی تجربه‌های مثبت در حافظه بدنی افراد ذخیره می‌شوند.

به همین دلیل توجه به بدن و آنچه در آن می‌گذرد، در واقع بخشی از فرایند درمان است که نمایش درمانگر به آن توجه ویژه دارد.

اهمیتی که نمایش درمانی برای جسم و تجربه‌های جسمانی انسان قائل است تا آنجا است که حتی مکاتب بعدی روان‌درمانی که برخی از اصول خود را از نمایش درمانی اقتباس کرده‌اند، مانند گشتالت‌درمانی، نیز به اهمیت بدن و تجربه‌های فیزیولوژیکی در لحظه اکنون توجه ویژه‌ای داشته‌اند.

در بسیاری از اختلالات روانی مانند افسردگی و اضطراب، تماس انسان با بدن و آنچه در بدن می‌گذرد کاهش می‌یابد. برای مثال، فرد افسرده ممکن است زبان بدن و حرکات بسیار محدود و خشک داشته باشد و ساعت‌ها بدون تغییر وضعیت بدنی در یک حالت ثابت بنشیند، بدون اینکه آگاهی واضحی از خستگی یا نیازهای بدنی خود داشته باشد.

نمایش درمانی و بدن انسان

از سوی دیگر، یک فرد مضطرب ممکن است در طول شبانه‌روز توجه کمی به تنفس و وضعیت جسمانی خود داشته باشد و همین موضوع می‌تواند یک چرخه معیوب ایجاد کند. در این چرخه، کاهش آگاهی بدنی به تداوم علائم روانی کمک می‌کند و علائم روانی نیز به نوبه خود تماس فرد با بدنش را کاهش می‌دهند.

به طور مشابه، در افسردگی نیز کاهش انگیزه برای حرکت، ورزش یا حتی پیاده‌روی دیده می‌شود و این بی‌تحرکی می‌تواند به تشدید علائم افسردگی منجر شود.

یکی از مزیت‌های مهم نمایش درمانی این است که علاوه بر پرداختن به ذهن، افکار و هیجانات، به بدن انسان نیز توجه می‌کند و به افراد کمک می‌کند تماس قطع‌شده با بدن خود را دوباره بازیابند.

همه ما درباره ارتباط متقابل جسم و روان مطالب زیادی شنیده‌ایم؛ از جمله اینکه عقل سالم در بدن سالم است یا اینکه بیماری‌های جسمانی می‌توانند بر وضعیت روانی اثر بگذارند و برعکس، اختلالات روانی نیز می‌توانند بیماری‌های جسمی را تشدید کنند.

اگرچه این دو بعد از وجود انسان به‌طور جدایی‌ناپذیری به هم مرتبط هستند، اما در عمل، اغلب نظام‌های درمانی به‌صورت تخصصی‌تر بر یکی از این دو حوزه تمرکز می‌کنند. کمتر پیش می‌آید که در سیستم‌های پزشکی، به‌صورت سیستماتیک به وضعیت روانی بیمار توجه شود، همان‌طور که در بسیاری از جلسات روان‌درمانی نیز توجه به بدن به اندازه کافی پررنگ نیست، هرچند این موضوع بسته به رویکرد درمانگر متفاوت است.

در برخی اختلالات روانی، افراد به‌تدریج از بدن خود و تجربه‌های جسمانی‌شان فاصله می‌گیرند. برای مثال، در اسکیزوفرنی ممکن است پدیده‌ای به نام کاتاتونیا یا جمود جسمانی دیده شود که در آن فرد برای مدت طولانی در یک وضعیت بدنی ثابت باقی می‌ماند بدون اینکه احساس خستگی یا درد را به‌طور طبیعی تجربه کند.

در فاز شیدایی اختلال دوقطبی نیز نیاز به خواب به‌طور قابل توجهی کاهش می‌یابد، بدون اینکه فرد احساس خستگی داشته باشد. همچنین در افسردگی می‌توان کندی روانی-حرکتی را مشاهده کرد که شامل کاهش سرعت گفتار، حرکات و فعالیت‌های روزمره است.

حتی بدون دانش تخصصی نیز معمولاً تشخیص وضعیت هیجانی افراد از روی زبان بدن دشوار نیست. برای مثال، فردی که اعتماد به نفس پایین دارد، ممکن است زبان بدن بسته و غیرانعطاف‌پذیر داشته باشد. فرد مضطرب اغلب حرکات بی‌قرار مانند تکان دادن پاها یا قدم زدن مداوم را نشان می‌دهد و فرد افسرده معمولاً در گفتار، صدا و حرکات بدنی کندی قابل توجهی دارد.

در جلسات نمایش درمانی به افراد کمک می‌شود نسبت به زبان بدن خود آگاهی بیشتری پیدا کنند، تمرین کنند از طریق تغییر ژست‌ها و وضعیت بدنی حالت‌های هیجانی متفاوتی را تجربه کنند و همچنین از طریق بازخورد گروهی متوجه شوند که بدن آن‌ها چگونه بر دیگران تاثیر می‌گذارد.

این پرسش که آیا ابتدا وضعیت ذهنی بر بدن اثر می‌گذارد یا بدن بر ذهن، همواره موضوع بحث میان متخصصان بوده است. برخی معتقدند تغییرات شناختی و هیجانی ابتدا رخ می‌دهند و سپس در بدن منعکس می‌شوند، در حالی که برخی دیگر بر این باورند که تغییرات بدنی می‌توانند آغازگر تغییرات روانی باشند.

با این حال، آنچه روشن است این است که ذهن و بدن در یک رابطه متقابل قرار دارند و هر یک می‌تواند دیگری را تحت تاثیر قرار دهد. به همین دلیل در نمایش درمانی، امکان کار همزمان با بدن و روان وجود دارد و تغییر در یکی از این دو حوزه می‌تواند به تغییر در حوزه دیگر منجر شود.

نمایش درمانگر چگونه به هماهنگی جسم و ذهن کمک می‌کند؟

رواندرمانگران بالینی هر کدام نظریات و روش‌های خاص خود را برای درمان مراجعان دارند. به طور مثال در رویکرد روانکاوی بیشتر بر تغییر هیجانات و حالات روانی تاکید می‌شود و روانکاو معتقد است که با تغییر حالات ذهنی و روانی، وضعیت‌های جسمانی نیز دستخوش تغییر خواهند شد.

در مقابل، یک نمایش درمانگر بر این باور است که دست‌یابی به حالت‌های فیزیولوژیک و جسمانی افراد و ایجاد تغییر در آن‌ها، در بسیاری از مواقع ساده‌تر و سریع‌تر از دسترسی به لایه‌های پنهان ذهن ناهشیار است. به همین دلیل، در برخی شرایط می‌توان با آگاهی نسبت به تجربه‌های فیزیولوژیک و تغییر آن‌ها، به شکل موثرتری بر حالات ذهنی و روانی اثر گذاشت و فرایند درمان را سرعت بخشید.

بنابراین نمایش درمانگر در عمل یک استراتژی جامع‌تر از روان‌درمانی را دنبال می‌کند که هم شامل دسترسی به لایه‌های ناهشیار ذهن و تغییر هیجانات است و هم شامل کار مستقیم با تجربه‌های جسمانی و فیزیولوژیک.

این دیدگاه در برخی سنت‌های مراقبه‌ای مانند مدیتیشن و آیین‌های ذن نیز مورد توجه قرار گرفته است؛ سنت‌هایی که می‌توان آن‌ها را به نوعی از تاثیر متقابل شرق بر روانشناسی غربی دانست. در این رویکردها نیز توجه به بدن، تنفس و تجربه لحظه اکنون جایگاه مهمی دارد.

با صنعتی شدن جوامع و تغییر سبک زندگی، بخش زیادی از فعالیت‌های روزمره انسان‌ها از حالت جسمانی به فعالیت‌های ذهنی و نشسته تغییر کرده است. در نتیجه، بسیاری از افراد از بدن خود فاصله گرفته‌اند. ورزش نمی‌کنند، بازی نمی‌کنند، الگوی خواب و تغذیه منظم ندارند و حتی تنفس آن‌ها در بسیاری موارد سطحی و منقطع است. این عوامل می‌توانند در ایجاد یا تشدید اختلالات روانی نقش داشته باشند.

وقتی یک نمایش درمانگر برنامه درمانی یا پلن درمان را طراحی می‌کند، معمولا در آن به فعالیت‌های بدنی، حرکات جسمانی و حتی نمایش دادن حالت‌های ذهنی از طریق زبان بدن توجه ویژه‌ای دارد. در این فرایند، تصویر بدنی افراد به تدریج تغییر می‌کند. آن‌ها یاد می‌گیرند که در طول شبانه‌روز ارتباط بیشتری با بدن خود داشته باشند، که این موضوع می‌تواند به افزایش اعتماد به نفس، بهبود خلق و تجربه احساس آرامش و آسودگی بیشتر منجر شود.

 نمایش درمانگر و پدیده انتقال در جریان درمان

انتقال یک اصطلاح در روانکاوی و یکی از مواردی است که همواره مورد توجه روانکاوان و روان تحلیل گران و نیز نمایش درمانگر با رویکرد روانکاوی و روان تحلیلی قرار دارد . قبل از آن بهتر است که به این مطلب بپردازیم که منظور از اصطلاح انتقال در روانکاوی چیست ؟ و نمایش درمانگر چگونه باید با پدیده انتقال مواجه شود ؟

در روانکاوی ، انتقال به معنای آن است که مراجع ، احساسات ، انتظارات ، آرزوها ، ترس ها و الگوهای ارتباطی گذشته خود را به افراد مهم زندگی فعلی خود و از جمله رواندرمانگر منتقل می کند . به همین دلیل ممکن است مراجع بدون آنکه آگاه باشد ، نمایش درمانگر را یادآور یکی از والدین ، خواهر و برادر ، معلم ، شریک عاطفی یا سایر افراد تاثیرگذار زندگی خود بداند و واکنش هایی را نسبت به او نشان دهد که ریشه در روابط گذشته دارد .

انتقال صرفا یک مانع در مسیر درمان نیست بلکه یکی از ارزشمندترین منابع شناخت دنیای درونی مراجع محسوب می شود . بسیاری از تعارض های حل نشده ، ترس های ارتباطی ، احساس طرد شدگی ، خشم های سرکوب شده و نیازهای ارضا نشده افراد در قالب پدیده انتقال در جلسات درمانی آشکار می شوند . به همین دلیل یک نمایش درمانگر با مشاهده و تحلیل این فرایند می تواند به درک عمیق تری از الگوهای ارتباطی مراجع دست یابد .

در جلسات نمایش درمانی ، انتقال گاهی با وضوح بیشتری نسبت به بسیاری از رویکردهای دیگر خود را نشان می دهد زیرا افراد نه تنها درباره روابط خود صحبت می کنند بلکه آن روابط را به صورت زنده و در قالب اجرای نقش بازآفرینی می کنند . در نتیجه احساسات ، تعارض ها و الگوهای ارتباطی آنان فرصت بیشتری برای آشکار شدن پیدا می کنند . برای مثال ممکن است فردی که همواره از انتقاد والدین خود رنج برده است در جلسه نمایش درمانی نسبت به بازخوردهای نمایش درمانگر حساسیت زیادی نشان دهد یا هنگام ایفای نقش یکی از اعضای خانواده ، هیجانات شدیدی را تجربه کند که پیش از آن نسبت به آن ها آگاهی نداشته است .

نمایش درمانگر موظف است که انتقال را با دقت مشاهده کند اما از قضاوت شتاب زده درباره آن بپرهیزد . هدف از توجه به انتقال این نیست که تمامی رفتارهای مراجع صرفا بر اساس تجربیات گذشته تفسیر شوند ، بلکه هدف کمک به مراجع برای شناخت الگوهای تکرارشونده ای است که ممکن است سال ها بر روابط بین فردی او تاثیر گذاشته باشند .

از سوی دیگر ، همان گونه که انتقال از سوی مراجع شکل می گیرد ، امکان بروز انتقال متقابل نیز وجود دارد . انتقال متقابل به احساسات و واکنش هایی گفته می شود که در پاسخ به مراجع در درمانگر شکل می گیرد . به همین دلیل یک نمایش درمانگر حرفه ای همواره نیازمند خودآگاهی ، آموزش تخصصی ، سوپرویژن و تحلیل مداوم واکنش های شخصی خود است تا بتواند فضای درمانی را در جهت منافع مراجع حفظ کند .

بنابراین پدیده انتقال برای نمایش درمانگر صرفا یک مفهوم نظری نیست بلکه یکی از ابزارهای مهم شناخت دنیای روانی مراجع است . آگاهی نسبت به این فرایند به افراد کمک می کند تا الگوهای ارتباطی قدیمی خود را بهتر بشناسند ، آن ها را مورد بازبینی قرار دهند و روابط سالم تری را در زندگی شخصی و اجتماعی خود تجربه کنند .

اخلاق حرفه ای نمایش درمانگر

یک نمایش درمانگر مقید به تمامی اصول اخلاق حرفه ای رواندرمانگران است .

رعایت اخلاق حرفه ای در نمایش درمانی از اهمیت ویژه ای برخوردار است زیرا در این رویکرد ، افراد اغلب احساسات عمیق ، تجربیات دردناک ، تعارض های بین فردی و خاطرات شخصی خود را در حضور سایر اعضای گروه آشکار می کنند . به همین دلیل ایجاد یک فضای امن ، محترمانه و حمایت گر از مهم ترین مسئولیت های نمایش درمانگر محسوب می شود .

اصل رازداری یکی از مهم ترین اصول اخلاق حرفه ای است . نمایش درمانگر موظف است از اطلاعات شخصی مراجعان محافظت کند و پیش از شروع جلسات گروهی نیز اهمیت حفظ محرمانگی مطالب مطرح شده توسط سایر اعضا را برای شرکت کنندگان توضیح دهد . احساس امنیت روانی زمانی شکل می گیرد که افراد اطمینان داشته باشند تجربیات و احساسات آنان مورد سوء استفاده قرار نخواهد گرفت .

اصل احترام به کرامت انسانی نیز جایگاه ویژه ای در کار نمایش درمانگر دارد . افراد شرکت کننده در جلسات نمایش درمانی دارای پیشینه های فرهنگی ، اجتماعی ، خانوادگی و شخصیتی متفاوتی هستند . نمایش درمانگر باید بدون قضاوت ، تحقیر یا برچسب زدن با آنان برخورد کند و تفاوت های فردی را به رسمیت بشناسد .

از سوی دیگر ، مشارکت در فعالیت های نمایش درمانی باید بر اساس رضایت آگاهانه افراد صورت گیرد . هیچ فردی نباید مجبور شود نقشی را اجرا کند یا درباره موضوعی صحبت کند که آمادگی روانی لازم برای مواجهه با آن را ندارد . یکی از وظایف نمایش درمانگر این است که سرعت و عمق فرایند درمان را متناسب با ظرفیت روانی هر فرد تنظیم کند .

حفظ مرزهای حرفه ای نیز از دیگر اصول اساسی اخلاق حرفه ای است . رابطه بین مراجع و نمایش درمانگر یک رابطه درمانی است و باید در همین چارچوب باقی بماند . رعایت مرزهای حرفه ای به ایجاد اعتماد ، امنیت و اثربخشی بیشتر جلسات درمانی کمک می کند و از شکل گیری روابط آسیب زا جلوگیری می نماید .

نمایش درمانگر همچنین موظف است تنها در حوزه ای فعالیت کند که برای آن آموزش تخصصی و صلاحیت حرفه ای کافی را کسب کرده است . استفاده صحیح از تکنیک های نمایش درمانی ، دریافت آموزش های مستمر ، بهره گیری از سوپرویژن و پایبندی به استانداردهای علمی از جمله مسئولیت های حرفه ای هر نمایش درمانگر است .

در نهایت می توان گفت که اخلاق حرفه ای صرفا مجموعه ای از قوانین و مقررات نیست بلکه بخشی جدایی ناپذیر از هویت حرفه ای نمایش درمانگر است . هر اندازه که دانش تخصصی و مهارت های درمانی اهمیت دارند ، پایبندی به اصول اخلاقی نیز در ایجاد یک رابطه درمانی موثر ، امن و شفابخش نقش اساسی ایفا می کند .

نقش نمایش درمانگر در درمان اختلالات روانشناختی از جمله وسواس

اختلال وسواس یکی از اختلالات آزاردهنده و نسبتاً پیچیده است که از دیرباز مورد توجه رواندرمانگران در رویکردهای مختلف رواندرمانی بوده است. افراد مبتلا به وسواس معمولاً با اضطراب، تردید و نگرانی‌های مداوم درگیر هستند و همین موضوع می‌تواند شرکت در جلسات رواندرمانی، به‌ویژه رواندرمانی‌های گروهی را برای آنان دشوار کند.

یکی از مزیت‌های مهم جلسات نمایش درمانی برای افراد مبتلا به وسواس این است که آن‌ها در قالب این جلسات می‌توانند آسان‌تر و سریع‌تر با افکار وسواسی خود مواجه شوند. همچنین فرصت پیدا می‌کنند تمرین‌هایی را برای ایجاد الگوهای رفتاری جدید، یعنی کاهش یا توقف رفتارهای وسواسی، انجام دهند.

علاوه بر این، مواجه شدن با گروه همتایان و تجربه پیشرفت در کنار دیگر اعضای گروه می‌تواند به افزایش اعتماد به نفس و احساس خودکارآمدی در افراد مبتلا به وسواس کمک کند. این تجربه جمعی، نقش مهمی در کاهش احساس انزوا و افزایش انگیزه برای تغییر دارد.

سایکودراما و اختلال وسواس

نقش سایکودراماتیست در جلسات با مبتلایان به وسواس این است که به آنان کمک کند تا بتوانند با افکار وسواسی خود مواجه شوند، اضطراب خود را بهتر کنترل کنند، افکار و رفتارهای وسواسی را به چالش بکشند و در نهایت الگوهای رفتاری جدید را در یک فضای امن و حمایت‌گر با هدایت درمانگر تمرین و تجربه کنند.

در واقع نمایش درمانگر در این فرایند، تنها یک ناظر نیست، بلکه تسهیل‌گر تجربه‌ای است که در آن فرد می‌تواند به جای اجتناب از اضطراب، به شکل کنترل‌شده با آن مواجه شود و مسیرهای رفتاری تازه‌ای را امتحان کند.

دکتر ملینا شیرانی و رویکردهای نوآورانه در نمایش درمانی

دکتر ملینا شیرانی، نمایش درمانگر تحلیلی، با آغاز دوره تحصیلی در مقطع دکترا به نمایش درمانی یا سایکودراما علاقه‌مند شد و مطالعات تخصصی خود را در این زمینه آغاز کرد.

او موفق شد به عنوان رساله دکترای تخصصی خود، پروتکل نمایش درمانی یا سایکودراما را برای مبتلایان به وسواس پایه‌گذاری کرده و آن را بر روی گروه آزمایشی اجرا نماید. این پروتکل به تایید دکتر دنیل گیولاسا رسیده است که می‌توانید جزئیات آن را در صفحه درباره دکتر ملینا شیرانی مشاهده کنید.

همچنین مقالات حاصل از این پژوهش با عناوین “بررسی اثربخشی سایکودراما بر علائم وسواس و خشم بیماران مبتلا به وسواس” و “بررسی اثربخشی سایکودراما بر احساس گناه بیماران مبتلا به وسواس” به چاپ رسیده‌اند.

این نتایج نشان می‌دهد که نمایش درمانی می‌تواند در کنار رویکردهای دیگر رواندرمانی، ظرفیت بالایی برای مداخله در اختلالات مرتبط با وسواس و هیجانات همراه آن داشته باشد و امکان استفاده بالینی هدفمندتری را فراهم کند.

اگر تمایل دارید که درباره نقش روانکاو و تفاوت آن با سایر متخصصان سلامت روان بیشتر بدانید، می‌توانید به صفحه روانکاو در تهران و اصفهان  مراجعه کنید.

جلسات نمایش درمانی گروهی با دکتر ملینا شیرانی در تهران و اصفهان 

دکتر ملینا شیرانی ، جلسات نمایش درمانی گروهی ( سایکودراما ) را به صورت هفتگی برگزار می کنند . برای دریافت اطلاعات بیشتر یا رزرو نوبت از طریق واتس آپ با ما در ارتباط باشید .

در صورت تمایل به مطالعه مطالب بیشتر درباره نمایش درمانی و نقش نمایش درمانگر در سلامت روان، می‌توانید مقاله زیر به قلم دکتر ملینا شیرانی را مطالعه نمایید:

نمایش درمانی و سلامت روان 

تکنیک های سایکودراما