خیانت زناشویی

خیانت زناشویی

خیانت زناشویی : آنچه زنان باید درباره خیانت زناشویی بدانند و آنچه مردان باید به آن توجه کنند

امروزه  خیانت زناشویی به یکی از مباحث چالش برانگیز تبدیل شده است. اگر چه خیانت در هر ازدواجی تعاریف خودش را دارد و می تواند از جانب هر کدام از همسران رخ بدهد و به علت اینکه پرداختن به ابعاد مختلف یک رابطه از حوصله این بحث خارج است در این مقاله به بررسی برخی از ابعاد روان شناختی خیانت مردان متاهل می پردازیم . برای بسیاری از افراد سوال است که چرا ممکن است یک مرد به همسرش خیانت کند و از طرفی میل به پنهان کردن روابط خارج از چارچوب خود داشته باشد به این نیت که هم بتواند در کنار همسرش زندگی کند و هم از روابط خود با شخص دیگری لذت ببرد ؟ آیا می توانیم بگوییم که اختلال روانی و شخصیتی خاصی در چنین مردانی وجود دارد؟

و اما سوال دیگری که یک روان شناس بالینی در جلسات روزانه خود با آن روبه روست و معمولا از طرف زنان خیانت دیده مطرح می شود این است که آن خانمی که حاضر می شود شخص سوم یک رابطه عاطفی باشد و با اینکه می داند یک مرد متاهل است وارد رابطه با او می شود ، از چه ویژگیهای شخصیتی و روانی برخوردار است و چرا اینکار را انجام می دهد ؟

دکتر ملینا شیرانی بیدآبادی ،  در این مقاله به این دو سوال مهم پاسخ داده است :

خیانت مردان و مهم ترین دلایل آن

1-خیانت زناشویی به دلیل  بد رفتاری ها و عدم کافی بودن همسر 

شاید همه ما این پاسخ کلیشه ای را شنیده ایم که اگر مردی به همسرش خیانت می کند علت را بایستی در نقایص و کمبود ها و کوتاهی های همسرش جستجو کرد ، اگر چه ما همیشه نمی توانیم خیانت ها را به مشکلات روانی افراد ربط بدهیم و در برخی موارد ، نقش رفتارها و ذهنیت های همسر در خیانت یک مرد غیر قابل انکار است ، اما نمی توان در همه موارد همسران را مقصر دانست ، و پذیرش این پاسخ کلیشه ای سبب می شود که  شناخت و مطالعه ابعاد روان شناختی و ساختارهای روانی مردهایی که دست به خیانت زناشویی می زنند و دائما در حال دروغ گفتن به همسر و یا پارتنر خود هستند ، مورد غفلت واقع شود.

2-خیانت زناشویی به دلیل خشم ناهشیار از جنس مخالف

از دیدگاه  یک روانشناس رابطه ، با رویکرد روانکاوی ، یکی از مهمترین دلایل خیانت مردان خشم ناهشیار آنان از جنس مخالف و تمایل به انتقام جویی از آنان است . بنابراین خیانت مردان در زندگی زناشویی در برخی مواقع به ساختارها و پویایی های روانی آنان مربوط می شود .صفت ناهشیار در این جا نشان دهنده این مطلب است که این مردها به صورت آگاهانه و هشیار ، به این خشم آگاهی ندارند بلکه این خشم در اعماق لایه های ذهن ناهشیار آنان قرار دارد و فقط در جریان جلسات روان تحلیلی ، برای آنان ملموس و آشکار خواهد شد . این خشم می تواند در دوره سنی 3 تا 6 سالگی به وجود آمده باشد و ریشه در تعاملات و ارتباطات کودک پسر با اولین زن زندگی خود یعنی مادرش داشته باشد و یا در هر مرحله ای از زندگی او این خشم به وجود آمده باشد .مثلا دوران نوجوانی و ابتدای بزرگسالی

این خشم سبب می شود که مردها تمایل به انتقام جویی از زنان داشته باشند و چون زنان در روابط عاطفی خود با مردها بیشترین آسیب پذیری را دارند معمولا مردهای انتقام جو در این زمینه موفق می شوند . مردی که با وجود تاهل ، وارد یک رابطه غیر مجاز و خارج از چارچوب ازدواج می شود ، دائما مجبور است که نقش بازی کند و دروغ بگوید ، هم به همسرش و هم به شریک جدیدی که انتخاب کرده ، ازطرفی حضور و وجود او سبب می شود که آن دو زن با یکدیگر بر سر او  به رقابت وارد شوند ، و او احساس ارزشمندی ای را که نتوانسته در دوران کودکی از مادر خود و یا در دوران نوجوانی و ابتدای بزرگسالی به دست آورد  به این طریق به دست آورده و احساس تسکین و آرامش می کند .

3-خیانت زناشویی به دلیل اختلال شخصیت وابسته 

وقتی یک رواندرمانگر در جلسه زوج درمانی این سوال را می پرسد که چرا به همسرت خیانت می کنی ؟ برخی از مردها پاسخ می دهند که از ابتدای ازدواج خود متوجه شده اند که در انتخاب خود اشتباه کرده اند و در حقیقت رابطه عاطفی به معنای واقعی کلمه در حال حاضر بین آن ها و همسرانشان وجود ندارد و به عبارتی مدت هاست که دچار طلاق عاطفی شده اند ، اما آن ها عنوان می کنند که هیچ گاه توان فکر کردن به جدا شدن از همسرشان را نداشته و ندارند چرا که  اساسا جدایی و ترک کردن و ترک شدن برای آنان سخت ترین کار دنیاست ، آن ها این راه حل خطرناک را انتخاب می کنند که کمبود هایی که از طرف همسرشان تجربه می کنند را با تشکیل ارتباط عاطفی با یک زن دیگر برای خودشان جبران کنند ، اما از آن جا که چنین افرادی به اختلال شخصیت وابسته مبتلا هستند و نمی توانند تصمیمات قاطع برای زندگی خود اخذ کنند پس از مدتی به پارتنر خود نیز به طور بیمارگونی وابسته می شوند و روزی که متوجه اشتباه خود شده و می خواهند به زندگی خود با همسرشان باز گردند ، توان ترک کردن آن رابطه اشتباه را نیز ندارند و همین سبب می شود که مرد با اینکه دچار احساس سردرگمی و اضطراب است اما عملا هر دو رابطه عاطفی را ادامه دهد و نداند که به کجا می رود .

ارتباط خارج از ازدواج ، عدم تعهد

نقش خانم ها به عنوان نفر سوم رابطه در خیانت زناشویی   

شاید همه خانم ها تا کنون این جمله را شنیده اند که خیانت زناشویی تا اندازه ای به خاطر چشم پوشی و اغماض خانم ها و ورود خانم ها به رابطه با یک مرد متاهل است . تقریبا همه ما این توصیه را در شبکه های اجتماعی از خانم ها شنیده ایم که از خانم ها خواسته اند که خودشان به همجنس خودشان رحم و همدلی داشته باشند و وارد زندگی یک مرد متاهل نشوند . اما در این جا این سوال پیش می آید که مهم ترین دلایل روانشناختی ورود خانم ها به رابطه با یک مرد متاهل چیست ؟ آیا این خانم ها از یک اختلال روانی یا شخصیتی رنج می برند ؟ در ادامه به شرح بیشتر این مطلب می پردازیم :

  • عزت نفس 

از دیدگاه روان شناس روابط عاطفی، خانم هایی که با مردهای متاهل وارد رابطه می شوند از عزت نفس بسیار پایینی برخوردار هستند ، وقتی یک متخصص باورهای هسته ای آنان را مورد کاوش و سنجش قرار می دهد به این نتیجه می رسد که این زنان ، در اعماق ذهن ناهشیار خود ، خودشان را شایسته و بالیاقت نمی دانند ، آیا تصور نمی کنند که لیاقت آن را دارند که با مردی در ارتباط باشند که بتواند به طور کامل به آنان تعهد بدهد و برایشان وقت و احساس و انرژی بگذارد بلکه آنان به صورت ناهشیار معتقدند همین که مردی پیدا بشود و حاضر باشد این زنان را یک گوشه زندگی خود جای بدهد و کمبودهای ناشی از همسرش را با آنان برطرف کند برایشان کافی است و تازه باید از این اتفاق خوشحال و خرسند هم باشند .بسیار دیده شده که وقتی روی افزایش عزت نفس این زنان کار می شود ، این دیدگاه و رفتار ناسالم در آنان کاهش می یابد و آن ها قادر هستند که تصمیمات عاقلانه تر ، با پیامد های بهتری برای روابط عاطفی خود اخذ کنند .

  • آسیب های دوران کودکی 

بسیار از متخصصین روانشناسی بالینی شنیده ایم که تاکید ویژه ای دارند بر اینکه در دوران کودکی و نوجوانی فرزندان خود را با دیگران مقایسه نکنید و رقابت های ناسالم ایجاد نکنید . این مسئله می تواند برای یک روان شناس روابط عاطفی نیز بسیار دارای اهمیت باشد . دخترانی که در کودکی با همتایان خود مورد مقایسه قرار گرفته اند و پدر و مادر و یا اطرافیان در آنان رقابت های ناسالم با دختران دیگر ایجاد کرده اند ، بیشتر در معرض خطر برقراری اینگونه روابط عاطفی در دوران جوانی و بزرگسالی خود هستند ، رابطه با یک مرد متاهل در ذهن ناهشیار این گونه زنان به منزله رقابت کردن با یک زن دیگر بر سر به دست آوردن یک مرد و از میدان به در کردن آن زن است . آن چه بیش از خود رابطه عاطفی برای چنین زنانی لذت بخش است شنیدن این جمله است که آن مرد به آن ها بگوید که همسرش را دیگر دوست ندارد و عاشق آنان شده است و موفق شدن این زنان در این زمینه که بتوانند حتی برای مدتی کوتاه ، احساسات و تمایلات جنسی ، و وقت و زمان و پول یک مرد متاهل را به خودشان اختصاص دهند و همسر او را محروم نمایند برای آنان تسکین و آرامش و عزت نفسی کاذب را به ارمغان می آورد.