روانکاوی خیانت زن در رابطه؛ از فقدان عاطفی تا میل ناهشیار

روانکاوی خیانت زن در رابطه؛ از فقدان عاطفی تا میل ناهشیار

خیانت زن یکی از پیچیده‌ ترین موضوعات در روابط عاطفی است؛ موضوعی که معمولاً با قضاوت، خشم و احساسات شدید همراه می‌شود. بسیاری از افراد زمانی که با این اتفاق روبه‌رو می شوند، تنها یک سؤال در ذهن دارند: دلیل خیانت زن چیست؟

پاسخ به این سؤال از نگاه روانکاوی، برخلاف تصور رایج، ساده نیست. روانکاوی معتقد است رفتارهای انسان تنها بر اساس تصمیم‌های آگاهانه شکل نمی گیرند، بلکه بخش مهمی از انتخاب‌های ما تحت تأثیر تجربه‌های دوران کودکی، تعارض‌های ناهشیار، کیفیت روابط اولیه با والدین و ساختار شخصیت قرار دارد.

به همین دلیل، دو زن ممکن است رفتار مشابهی داشته باشند، اما ریشه‌های روانی آن رفتار در هر یک کاملاً متفاوت باشد. در برخی افراد، فقدان صمیمیت و امنیت عاطفی نقش پررنگ‌تری دارد و در برخی دیگر، تجربه‌های حل‌نشده دوران کودکی، نیاز به تأیید یا تعارض‌های ناهشیار، زمینه‌ساز آسیب‌پذیری بیشتر می شوند.

البته باید تأکید کرد که شناخت ریشه‌های روانی خیانت، به معنای توجیه آن نیست. خیانت در هر رابطه‌ای می‌تواند اعتماد، امنیت و احساس ارزشمندی هر دو نفر را به شدت آسیب بزند. هدف روانکاوی، قضاوت کردن یا مقصر دانستن افراد نیست؛ بلکه تلاش می‌کند بفهمد چه فرایندهایی در روان انسان رخ می‌دهد که گاهی او را به سمت انتخاب‌هایی می‌برد که حتی با ارزش‌ها و باورهای خودش نیز در تعارض است.

در سال‌های فعالیت حرفه‌ای، بعضا با زنانی روبه‌رو شده‌ام که پس از آشکار شدن خیانت، بیش از هر چیز از خودشان می‌پرسیدند: چرا من این کار را انجام دادم؟ بسیاری از آن‌ها نه قصد پایان دادن به زندگی مشترک را داشتند و نه تصور می‌کردند روزی وارد رابطه‌ای خارج از چارچوب ازدواج شوند. همین تجربه‌ها نشان می‌دهد که برای فهم دلیل خیانت زن، باید فراتر از ظاهر رفتارها رفت و لایه‌ های عمیق‌تر روان را شناخت.

در این مقاله، با تکیه بر دیدگاه‌های فروید، ملانی کلاین، وینیکات و لاکان، تلاش می‌کنیم به این پرسش پاسخ دهیم که روانکاوی، خیانت زن را چگونه تبیین می‌کند و چه عواملی می‌توانند برخی زنان را در برابر آن، آسیب‌پذیرتر کنند؟

اگر احساس می کنید رابطه شما با کاهش صمیمیت، تعارض‌های تکرارشونده یا بحران اعتماد روبه‌رو شده است، مراجعه به دکتر روانکاو می‌تواند به شناخت ریشه‌های این مشکلات و انتخاب مسیر مناسب درمان کمک کند.

در مقاله دیگری به مبحث دلیل خیانت مرد پرداخته ایم که برای مطالعه بیشتر می توانید به مقاله روانکاوی خیانت مرد ، مراجعه کنید.

دلیل خیانت زن از دیدگاه روانکاوی چیست؟

از دیدگاه روانکاوی، خیانت زن معمولاً نتیجه یک علت واحد نیست. برخلاف باورهای ساده‌انگارانه که خیانت را تنها ناشی از نارضایتی جنسی یا پایان عشق می‌دانند، روانکاوی معتقد است این رفتار حاصل تعامل پیچیده‌ای از عوامل مختلف است؛ عواملی مانند تجربه‌های دوران کودکی، تعارض‌های ناهشیار، کیفیت دلبستگی، ساختار شخصیت، احساس فقدان عاطفی و شرایط رابطه فعلی.

در واقع روانکاوی به جای اینکه بپرسد چه کسی مقصر است؟، سؤال دیگری مطرح می‌کند:

چه اتفاقی در دنیای درونی این زن افتاده که او را به سمت چنین انتخابی سوق داده است؟

گاهی زن سال‌ها در یک رابطه زندگی کرده است، اما به تدریج احساس کرده دیگر دیده نمی‌شود، شنیده نمی‌شود و کسی دنیای درونی او را درک نمی‌کند. گاهی نیز ریشه مسئله به سال‌های نخست زندگی بازمی‌گردد؛ زمانی که الگوهای اولیه عشق، امنیت و ارزشمندی در ذهن او شکل گرفته‌اند.

به همین دلیل، روانکاوی معتقد است شناخت علت خیانت، تنها با بررسی رفتار امروز فرد ممکن نیست؛ بلکه باید تاریخچه روابط عاطفی، تجربه‌های کودکی و ساختار شخصیت او نیز مورد توجه قرار گیرد.

فقدان عاطفی؛ زمانی که زن دیگر خود را در نگاه شریک عاطفی‌اش نمی بیند

یکی از مهم‌ترین مفاهیمی که در روانکاوی می‌تواند به درک بهتر دلیل خیانت زن کمک کند، مفهوم فقدان عاطفی است.

بسیاری از زنان، بیش از آنکه از کمبود امکانات، هدایا یا حتی رابطه جنسی شکایت داشته باشند، از یک احساس مشترک سخن می گویند:

دیگر احساس نمی‌کنم همسرم مرا می‌بیند.

اما منظور از ” دیده شدن “چیست؟

از نگاه روانکاوی، زن تنها نیاز ندارد که شریک عاطفی‌اش زیبایی او را تحسین کند یا علاقه خود را با کلمات ابراز نماید. او نیاز دارد احساس کند که هیجان‌ها، نگرانی‌ها، خستگی‌ها، آرزوها و رنج‌هایش توسط شریک زندگی‌اش فهمیده می شوند.

برای مثال، زمانی که مرد به همسرش می گوید:

  • احساس می‌کنم امروز ناراحتی، دوست داری درباره‌اش صحبت کنیم؟
  • می‌بینم این روزها خیلی خسته‌ای و فشار زیادی را تحمل می کنی.
  • می‌دانم این اتفاق چقدر تو را ناراحت کرده است.

در واقع تنها در حال صحبت کردن نیست؛ بلکه هیجان‌های همسرش را به او انعکاس می دهد.

در روانکاوی، این فرایند را Mirroring یا انعکاس هیجانی می‌نامند؛ یعنی انسان احساس کند فرد مهم زندگی‌اش، دنیای درونی او را می‌بیند و آن را به رسمیت می‌شناسد.

بسیاری از زنان زمانی که این تجربه را برای مدت طولانی از دست می‌دهند، به تدریج احساس تنهایی عاطفی می‌کنند؛ حتی اگر سال‌ها در کنار همسر خود زندگی کرده باشند.

در چنین شرایطی، اگر فرد دیگری بتواند احساس توجه، درک شدن و ارزشمندی را در آن‌ها زنده کند، ممکن است زمینه شکل‌گیری یک وابستگی عاطفی فراهم شود.

البته باید تأکید کرد که فقدان عاطفی هرگز خیانت را توجیه نمی‌کند. بسیاری از زنانی که چنین کمبودهایی را تجربه می‌کنند، هرگز وارد رابطه‌ ای خارج از زندگی مشترک نمی‌شوند و با گفت‌وگو، زوج‌درمانی یا روان‌درمانی تلاش می‌کنند مشکلات رابطه را حل کنند.

اما از دیدگاه روانکاوی، این کمبودها می‌توانند برخی افراد را در برابر این آسیب، آسیب‌پذیرتر کنند.

گاهی خیانت، از لحظه آشنایی با فردی جدید آغاز نمی‌شود؛ بلکه از زمانی آغاز می‌شود که زن برای مدت طولانی احساس می کند دیگر در نگاه شریک عاطفی خود دیده، شنیده و فهمیده نمی شود.

نقش رابطه پدر و دختر در شکل‌گیری روابط عاطفی زن

از دیدگاه فروید، سال‌های سه تا شش سالگی یکی از مهم‌ترین دوره‌های رشد شخصیت کودک است. در این مرحله، دختر برای نخستین بار رابطه خود با پدر را به عنوان مهم‌ترین مرد زندگی تجربه می‌کند و بخشی از تصویر ذهنی او از عشق، امنیت، توجه و ارزشمندی شکل می گیرد.

روانکاوی معتقد است اگر پدر بتواند با حفظ مرزهای سالم، محبت، احترام و پذیرش را به دختر خود منتقل کند، او به تدریج احساس ارزشمندی را درونی می‌کند و در بزرگسالی کمتر برای اثبات ارزش خود به تأیید دیگران وابسته خواهد بود.

اما گاهی این رابطه از تعادل خارج می‌شود و دو الگوی متفاوت را ایجاد می‌کند که هر دو می‌توانند در برخی زنان، آسیب‌پذیری نسبت به خیانت را افزایش دهند:

۱. محرومیت از محبت و توجه پدر

برخی دختران در دوران کودکی، از محبت، توجه یا حضور عاطفی پدر محروم بوده‌اند. این محرومیت ممکن است به دلیل اشتغال زیاد پدر، فاصله عاطفی، تعارض‌های خانوادگی یا ناآگاهی او ایجاد شده باشد.

از نگاه روانکاوی، این کمبود همیشه در سطح آگاهی باقی نمی‌ماند، بلکه ممکن است به صورت یک فقدان ناهشیار در روان فرد ثبت شود.

در بزرگسالی، برخی از این زنان ممکن است به طور ناهشیار جذب مردانی شوند که بتوانند همان احساس ارزشمندی و توجه ازدست‌ رفته را برای لحظاتی در آن‌ها زنده کنند.

گاهی آنچه زن را جذب می‌کند، خود آن مرد نیست؛ بلکه احساسی است که در حضور او تجربه می‌کند: “بالاخره کسی مرا می بیند.”

البته این به معنای آن نیست که هر دختری که از محبت پدر محروم بوده، در آینده خیانت خواهد کرد. چنین تجربه‌ای تنها می تواند در برخی افراد، زمینه آسیب‌پذیری بیشتری ایجاد کند.

۲. توجه افراطی و وابستگی به تأیید دیگران

در نقطه مقابل، گاهی دختر در دوران کودکی، توجهی بیش از اندازه یا همراه با مرزهای هیجانی نامناسب از سوی پدر دریافت می کند.

در چنین شرایطی، ممکن است کودک به تدریج این باور را درونی کند که ارزش او به میزان توجه و تحسینی وابسته است که از دیگران دریافت می کند.

در بزرگسالی، این زنان ممکن است بیش از حد به تأیید دیگران نیاز داشته باشند و اگر این الگو شدت پیدا کند، برخی ویژگی‌های شخصیت نمایشی نیز در آن‌ها شکل بگیرد.

در چنین شرایطی، گاهی ورود به روابط متعدد، نه از سر عشق، بلکه به عنوان راهی برای حفظ احساس ارزشمندی یا دریافت تأیید تجربه می شود.

با این حال، باید تأکید کرد که هیچ‌یک از این تجربه‌های کودکی، سرنوشت قطعی انسان را تعیین نمی‌کنند. عوامل متعدد دیگری مانند رابطه با مادر، تجربه‌های بعدی زندگی، رشد فردی، روان‌درمانی و کیفیت رابطه زناشویی، همگی می‌توانند این الگوهای اولیه را تغییر دهند و ترمیم کنند یا نتایج متفاوت دیگری را رقم بزنند.

روانکاوی خیانت زن از نگاه فروید

زیگموند فروید معتقد بود که بسیاری از رفتارهای بزرگسالان، ریشه در تجربه‌های سال‌های نخست زندگی دارند. از نگاه او، شخصیت انسان تنها محصول تصمیم‌های آگاهانه نیست، بلکه تعارض‌های ناهشیار نیز نقش مهمی در شکل‌گیری روابط عاطفی و انتخاب‌های فرد ایفا می کنند.

اگرچه فروید هیچ‌گاه نظریه‌ ای اختصاصی درباره خیانت زن ارائه نکرد، اما بسیاری از روانکاوان معاصر، با تکیه بر مفاهیم بنیادی نظریه او، تلاش کرده‌اند این رفتار را بهتر تبیین کنند.

از دیدگاه فروید، کیفیت عبور کودک از مراحل رشد روانی، به‌ویژه در سال‌های سه تا شش سالگی، بر شیوه تجربه عشق، احساس امنیت، انتخاب شریک عاطفی و نحوه برقراری صمیمیت در بزرگسالی اثر می‌گذارد.

اگر برخی تعارض‌های این دوره بدون حل شدن باقی بمانند، ممکن است فرد در بزرگسالی، به جای مواجهه مستقیم با نیازهای هیجانی خود، به دنبال راه هایی برای جبران ناهشیار این کمبودها باشد.

به همین دلیل، روانکاوی فرویدی خیانت را ، نشانه‌ای از تعارض‌های حل‌نشده، نیازهای برآورده‌نشده و تلاش ناهشیار فرد برای بازیابی احساس امنیت، ارزشمندی یا عشق می داند.

البته این بدان معنا نیست که هر فردی با تجربه های دشوار کودکی، در آینده وارد رابطه‌ای خارج از چارچوب زندگی مشترک خواهد شد. تجربه های بعدی زندگی، کیفیت رابطه عاطفی، رشد فردی و روان‌درمانی می توانند بسیاری از این الگوها را تغییر دهند.

دلیل خیانت زن

ملانی کلاین؛ وقتی احساس فقدان، حتی در یک رابطه خوب باقی می ماند

ملانی کلاین، از مهم‌ترین نظریه‌پردازان مکتب روابط ابژه، معتقد بود آنچه در روابط عاشقانه تجربه می‌کنیم، تنها به رفتار شریک عاطفی مربوط نیست؛ بلکه بازتابی از الگوهای عمیقی است که از نخستین روابط زندگی، به‌ویژه رابطه با مراقبان اولیه، در ذهن ما شکل گرفته‌اند.

از نگاه کلاین، کودک به تدریج تصویر ذهنی خود از “دیگری” را می‌سازد؛ تصویری که بعدها بر کیفیت روابط عاشقانه نیز اثر می‌گذارد.

اگر کودک در سال‌های نخست زندگی نتواند احساس امنیت، پذیرش و عشق پایدار را تجربه کند، ممکن است در بزرگسالی نیز همواره احساس کند چیزی در رابطه کم است؛ حتی زمانی که شریک عاطفی او، رابطه‌ای نسبتاً سالم و رضایت‌بخش را فراهم کرده باشد.

در چنین شرایطی، گاهی ورود فردی جدید به زندگی، بیش از آنکه ناشی از عشق باشد، تلاشی ناهشیار برای پر کردن همان احساس فقدان است.

به همین دلیل، برخی زنان پس از ورود به یک رابطه جدید نیز احساس رضایت پایدار پیدا نمی‌کنند؛ زیرا مسئله اصلی، کمبود شریک عاطفی نیست، بلکه احساسی است که سال‌ها پیش در ساختار روان آن‌ها شکل گرفته است.

وینیکات؛ وقتی زن احساس می کند دیگر خودش نیست

دونالد وینیکات، یکی از تأثیرگذارترین روانکاوان قرن بیستم، معتقد بود انسان برای رشد سالم، به محیطی نیاز دارد که در آن احساسات، نیازها و هویت واقعی او دیده و پذیرفته شوند.

از نگاه وینیکات، اگر فرد بتواند “خود واقعی” یا True Self را در رابطه تجربه کند، احساس امنیت، صمیمیت و آرامش بیشتری خواهد داشت. اما اگر برای حفظ رابطه، ناچار باشد احساسات واقعی خود را سرکوب کند و تنها نقش همسر، مادر یا فردی همیشه فداکار را بازی کند، به تدریج ممکن است از خودِ واقعی فاصله بگیرد و False Self یا “خود کاذب “شکل بگیرد.

در برخی روابط، زن سال‌ها تلاش می‌کند نیازهای دیگران را بر نیازهای خود مقدم بداند، از تعارض‌ها اجتناب کند و احساسات واقعی خود را پنهان نگه دارد. این وضعیت ممکن است به تدریج احساس پوچی، فرسودگی و تنهایی عاطفی ایجاد کند.

در چنین شرایطی، گاهی آشنایی با فردی که او را بدون قضاوت می‌شنود، احساساتش را جدی می‌گیرد و به او فرصت می‌دهد خودِ واقعی‌اش را تجربه کند، می‌تواند زمینه شکل‌گیری یک وابستگی عاطفی را فراهم کند.

البته باید تأکید کرد که این موضوع، خیانت را توجیه نمی‌کند؛ بلکه نشان می‌دهد چرا در برخی موارد، مسئله اصلی نه کمبود عشق، بلکه از دست دادن ارتباط با خود واقعی است.

لاکان؛ گاهی زن عاشق مرد نمی شود، عاشق احساسی می شود که در کنار او تجربه می کند

ژاک لاکان، روانکاو فرانسوی، نگاه متفاوتی به روابط عاشقانه داشت. از دیدگاه لاکان، ما اغلب تصور می‌کنیم عاشق یک شخص شده‌ایم، در حالی که گاهی آنچه ما را جذب می کند، احساسی است که در کنار آن فرد تجربه می کنیم.

به بیان دیگر، ممکن است زنی احساس کند در کنار فردی جدید، دوباره زنده شده است؛ دوباره دیده می شود، شنیده می‌شود و ارزشمند است. آنچه او را جذب کرده، لزوماً خود آن مرد نیست، بلکه تجربه‌ای است که حضور آن مرد در روان او ایجاد می کند.

به همین دلیل، بسیاری از روابطی که با شدت و هیجان فراوان آغاز می‌شوند، پس از مدتی همان احساس فقدان اولیه را دوباره آشکار می کنند؛ زیرا مشکل اصلی هرگز در انتخاب شریک عاطفی نبوده، بلکه در تلاش ناهشیار فرد برای پر کردن خلأیی بوده است که ریشه‌ای عمیق تر دارد و نیازمند بررسی است .

از نگاه لاکان، هیچ انسانی نمی‌ تواند به طور کامل فقدان درونی انسان دیگری را پر کند. به همین دلیل، اگر فرد ریشه‌های این احساس را نشناسد، ممکن است این چرخه را بارها در روابط مختلف تکرار کند.

نقطه مشترک تمام نظریه های روانکاوی درباره خیانت زن

اگرچه فروید، ملانی کلاین، وینیکات و لاکان هر یک از زاویه‌ای متفاوت به روابط عاطفی نگاه کرده‌اند، اما در یک نکته با یکدیگر اشتراک دارند.

همه آن‌ها معتقدند که رفتار انسان، تنها نتیجه اتفاقات امروز نیست.

تجربه‌های کودکی، کیفیت رابطه با والدین، احساس امنیت، شیوه تجربه عشق، نیاز به دیده شدن، ساختار شخصیت و تعارض‌های ناهشیار، همگی می‌توانند بر کیفیت روابط عاطفی بزرگسالی اثر بگذارند.

به همین دلیل، روانکاوی تلاش می‌کند بفهمد:

چه چیزی سال‌ها پیش در روان این فرد شکل گرفته است که امروز در رابطه عاشقانه او خود را نشان می‌دهد؟

آیا خیانت زن به معنای پایان عشق است؟

یکی از دردناک‌ترین پرسش هایی که پس از آشکار شدن خیانت در ذهن افراد شکل می‌گیرد، این است:

آیا اگر شخصی در رابطه ، خیانت کند به معنای آن است که دیگر همسرش را دوست ندارد؟

از دیدگاه روانکاوی، پاسخ به این سؤال همیشه ساده نیست.

گاهی خیانت می‌تواند نشانه فاصله عاطفی عمیق، پایان تدریجی دلبستگی یا وجود مشکلات حل‌نشده در رابطه باشد. اما در برخی موارد نیز، خیانت بیشتر از آنکه نشان‌دهنده نبود عشق باشد، بیانگر تعارض‌هایی درونی، نیازهای هیجانی برآورده نشده یا تلاش ناهشیار فرد برای تجربه دوباره احساس ارزشمندی است.

روانکاوی میان عشق، نیاز و میل ناهشیار تفاوت قائل می‌شود.ممکن است فردی همزمان که به شریک زندگی خود احساس وابستگی، محبت یا تعهد دارد، بخش‌هایی از وجودش را تجربه کند که احساس می‌کند نادیده گرفته شده‌اند. اگر این بخش‌ها شناخته و بیان نشوند، ممکن است به شکل رفتارهایی ظاهر شوند که خود فرد نیز بعداً از آن‌ها احساس سردرگمی یا پشیمانی کند.

اما شناخت این فرایندها به معنای حذف مسئولیت فرد نیست. انسان حتی زمانی که تحت تأثیر تعارض‌های ناهشیار قرار دارد، همچنان مسئول انتخاب‌ها و رفتارهای خود است.

روانکاوی تلاش نمی‌کند خیانت را توجیه کند؛ بلکه تلاش می‌کند بفهمد چه چیزی در روان فرد باعث شده است یک انتخاب آسیب‌زا، برای او در آن لحظه به یک راه حل تبدیل شود.

روانکاوی چگونه می تواند به درمان و ترمیم پس از خیانت کمک کند؟

خیانت یکی از تجربه‌های بسیار آسیب‌زننده در رابطه عاطفی است. فردی که با خیانت مواجه شده است، ممکن است احساس خشم، تحقیر، ناامنی، بی‌اعتمادی و حتی فروپاشی تصویر ذهنی خود از رابطه را تجربه کند.

در چنین شرایطی، هدف درمان تنها تصمیم‌گیری درباره ماندن یا جدا شدن نیست؛ بلکه ابتدا باید فضای روانی امنی ایجاد شود تا هر دو نفر بتوانند تجربه خود را بهتر درک کنند.

در روانکاوی و رویکردهای عمیق‌نگر، تلاش می‌شود به پرسش‌هایی مانند این‌ها پاسخ داده شود:

  • چه نیازهایی در رابطه دیده نشده‌اند؟
  • چه الگوهایی از روابط گذشته در رابطه فعلی تکرار شده‌اند؟
  • فرد چگونه عشق، صمیمیت و ارزشمندی را تجربه می‌کند؟
  • چه ترس‌ها یا تعارض‌های ناهشیاری بر رفتارها اثر گذاشته‌اند؟

راهکارهایی برای پیشگیری از خیانت در رابطه عاطفی

پیشگیری از خیانت تنها با کنترل کردن شریک عاطفی امکان‌پذیر نیست.

رابطه سالم نیازمند تجربه مداوم امنیت، صمیمیت و دیده شدن است.

برخی عوامل محافظت‌کننده در رابطه عبارتند از:

  • گفت‌وگوی منظم درباره احساسات و نیازها
  • توجه به دنیای درونی شریک عاطفی
  • ابراز محبت و قدردانی
  • حفظ صمیمیت عاطفی و جسمی
  • شناخت الگوهای تکرارشونده در رابطه
  • مراجعه به زوج‌درمانی هنگام شکل‌گیری مشکلات جدی

در واقع، بسیاری از بحران‌های بزرگ رابطه، از فاصله‌های کوچک و حل نشده‌ای آغاز می‌شوند که به مرور زمان عمیق‌تر شده‌اند.

جمع بندی

از دیدگاه روانکاوی، خیانت زن پدیده‌ای چند بعدی است و نمی ‌توان آن را به یک دلیل ساده محدود کرد.

گاهی فقدان عاطفی در رابطه عاطفی و گاهی هم تجربه های کودکی، تعارض‌های ناهشیار و نیاز به بازیابی بخش‌هایی از خود که در رابطه سرکوب شده‌اند، می توانند در شکل‌گیری این رفتار نقش داشته باشند.

فروید بر اهمیت تجربه‌های اولیه زندگی و تعارض‌های ناهشیار تأکید داشت. ملانی کلاین نقش روابط اولیه و احساس فقدان را بررسی کرد. وینیکات نشان داد که فاصله گرفتن از خود واقعی چگونه می‌تواند فرد را دچار خلأ درونی کند و لاکان به ما یادآوری کرد که انسان گاهی در جست‌وجوی پر کردن فقدان‌هایی است که ریشه‌ای عمیق‌تر از یک رابطه خاص دارند.

با این حال، شناخت این عوامل هرگز به معنای توجیه خیانت نیست.

خیانت انتخابی است که می‌تواند آسیب عمیقی به اعتماد و امنیت رابطه وارد کند؛ اما شناخت ریشه‌های روانی آن، فرصتی برای آگاهی، درمان و جلوگیری از تکرار الگوهای آسیب‌زا فراهم می‌کند.

در نهایت، روانکاوی به ما یادآوری می‌کند که پشت هر رفتار انسانی، داستانی وجود دارد؛ داستانی از نیازها، ترس‌ها، تجربه‌ها و احساساتی که گاهی خود فرد نیز از ریشه های آن‌ها آگاه نیست.

در صورتی که مایلید دیدگاه علم روانکاوی به ایجاد عشق در اولین نگاه را بدانید می توانید مقاله عشق در نگاه اول از دیدگاه روانکاوی را مطالعه نمایید.

دکتر ملینا شیرانی ، روانکاو و روانشناس روابط ، در حوزه روابط عاطفی، تعارض‌های زوجین و فرآیندهای ناهشیار در روابط انسانی فعالیت می‌کند. در جلسات رواندرمانی، تمرکز بر شناخت ریشه‌های مشکلات، افزایش آگاهی هیجانی و کمک به ترمیم روابط آسیب‌دیده است.

برای آشنایی بیشتر با روند جلسات روانکاوی می توانید به مقاله آنچه قبل از جلسه روانکاوی باید بدانید ، مراجعه نمایید.