عشق در نگاه اول از دیدگاه روانکاوی

عشق در نگاه اول از دیدگاه روانکاوی

چرا گاهی بدون دلیل جذب یک شخص می‌شویم؟

عشق در نگاه اول ، گاهی در نخستین برخورد با فردی دیگر، تجربه می شود که می تواند تجربه‌ای متفاوت و شگفت‌انگیز باشد؛ احساسی که به نظر می‌رسد فراتر از یک علاقه ساده به ظاهر،  یا یک کشش جنسی است. فرد ممکن است بگوید: “ نمی ‌دانم چرا، اما چیزی در او وجود هست که مرا جذب می کند ” یا  “احساس کردم او برای من آشناست، انگار سال‌هاست او را می‌شناسم“.

برای بسیاری از افراد این سوال مطرح است که چگونه ممکن است تنها با دیدن یک فرد برای نخستین بار، احساس نزدیکی، علاقه یا حتی شیفتگی شکل بگیرد؟

این مقاله به قلم دکتر ملینا شیرانی ، روانکاو نوشته شده و مبحث عشق در نگاه اول از دیدگاه روانکاوی را توضیح می دهد :

از دیدگاه روانکاوی، این اتفاق تنها یک واکنش سطحی و لحظه‌ای نیست. پشت این تجربه، فرآیندهای عمیق ناهشیار وجود دارند که در انتخاب‌ها و احساسات ما نقش دارند.

ما انسان‌ها هنگام ورود به یک رابطه، تنها با بخش آگاه ذهن خود انتخاب نمی‌کنیم. تجربه‌های کودکی، رابطه با والدین، نیازهای عاطفی، خاطرات هیجانی و تصاویری که در طول زندگی از عشق و صمیمیت ساخته‌ایم، همگی در نحوه علاقه مند شدن ما به دیگران نقش دارند.

به همین دلیل، گاهی یک فرد می‌تواند در همان نگاه اول احساسی از آشنایی عمیق در ما ایجاد کند؛ گویی بخشی از روان ما پیش از شناخت منطقی او، چیزی را در او تشخیص داده است.

ضمیر ناخودآگاه (ذهن ناهشیار) و عشق در نگاه اول از دیدگاه روانکاوی

ذهن ناهشیار انسان بسیار گسترده‌تر از بخش آگاه روان است. ما همیشه از تمام دلایلی که باعث علاقه مند شدنمان به یک فرد می‌شوند، آگاه نیستیم.

بسیاری از اطلاعات و نشانه‌ها قبل از آنکه به سطح آگاهی ( ذهن هشیار ) ما برسند، توسط ذهن ناهشیار  پردازش می‌شوند. حالت نگاه، نوع لبخند، شیوه صحبت کردن، زبان بدن، میزان آرامش، اعتماد به ‌نفس و حتی نحوه حضور یک فرد در یک موقعیت، می ‌توانند پیام‌هایی ظریف به ذهن ناهشیار ما ارسال کنند.

احساس‌هایی مانند ” او برای من آشناست ” یا  ” نمی‌دانم چرا ؟ اما به او اعتماد دارم ” می‌توانند نتیجه همین پردازش‌های ناهشیار باشند.

سه دلیل برای عشق در نگاه اول از دیدگاه روانکاوی

دلیل اول : تداعی ویژگی های والدین در طرف مقابل

یکی از مفاهیم مهم روانکاوی این است که تجربه‌های اولیه زندگی، به‌خصوص رابطه کودک با والدین، می‌توانند در روابط عاطفی بزرگسالی اثرگذار باشند.

فروید معتقد بود که انتخاب‌های عاشقانه انسان کاملاً تصادفی نیستند و تجربه‌های اولیه کودک در شکل‌گیری الگوهای علاقه‌مندی او نقش دارند.

بر این اساس، گاهی فردی در بزرگسالی ما را جذب می‌کند، زیرا ویژگی‌هایی دارد که برای ذهن ناهشیار ما آشنا هستند؛ ویژگی‌هایی که ممکن است ما را به یاد یکی از والدین، به‌خصوص والد جنس مخالف، بیندازند.

این شباهت الزاماً ظاهری نیست. ممکن است مربوط به نوع محبت کردن، شیوه حمایت، میزان قدرت، آرامش، توجه یا حتی نحوه ارتباط گرفتن فرد باشد.

عشق در نگاه اول به خاطر تداعی ویژگی های والدین، همیشه منفی نیست. افراد زیادی جذب ویژگی‌های سالمی می‌شوند که در والدین خود تجربه کرده‌اند. اما اگر رابطه فرد با والدین همراه با زخم‌های حل‌نشده، خشم، محرومیت عاطفی یا وابستگی شدید بوده باشد، ممکن است رابطه جدید به جای تجربه یک ارتباط تازه، تبدیل به تکرار یک الگوی قدیمی شود.

دلیل دوم : نیمه پنهان وجود یا سایه (Shadow)

در روانشناسی تحلیلی یونگ، مفهوم سایه به بخش‌هایی از شخصیت اشاره دارد که فرد آن‌ها را نپذیرفته، سرکوب کرده یا اجازه رشد و بروز به آن‌ها نداده است.

گاهی ما در فرد دیگری جذب ویژگی‌هایی می‌شویم که خودمان در زندگی کمتر تجربه کرده‌ایم.

برای مثال، فردی که همیشه بسیار منطقی، محتاط و کنترل‌شده بوده است، ممکن است به فردی آزاد، جسور و هیجان‌طلب جذب شود. این جذب فقط به دلیل تفاوت میان آن دو نیست؛ بلکه ممکن است فرد مقابل نماینده بخشی از شخصیت خود او باشد که تاکنون فرصت ظهور پیدا نکرده است.

شخص مقابل، گاهی مانند آینه‌ای عمل می‌کند که بخش‌های فراموش‌شده یا ناهشیار وجود ما را به ما نشان می‌دهد.

اما اگر فرد نتوانسته باشد با این بخش‌های سایه خود مواجه شود، ممکن است عشق در نگاه اول بعدها به تعارض تبدیل شود. چیزی که ابتدا بسیار جذاب به نظر می‌رسید، ممکن است به دلیل نپذیرفتن همان ویژگی‌ها، باعث اضطراب و تنش شود.

عشق در نگاه اول

دلیل سوم : عشق در نگاه اول از جایگاه یک ایگوی سالم و مستقل؛ علاقه مندی از روی بلوغ روانی

عشق در نگاه اول همیشه از کمبود، زخم یا نیازهای حل‌نشده سرچشمه نمی‌گیرد.

گاهی فردی با یک ایگوی سالم، منسجم و مستقل جذب شخص دیگری می‌شود، زیرا در او نیز ویژگی‌هایی مشابه با بلوغ روانی خودش می‌بیند.

در این حالت، فرد مقابل انتخاب نمی‌شود تا جای خالی چیزی را پر کند. او قرار نیست منبع ارزشمندی، هویت یا امنیت روانی فرد باشد.

دو فرد سالم می‌توانند یکدیگر را انتخاب کنند، نه به این دلیل که یکی چیزی دارد که دیگری ندارد، بلکه به این دلیل که هر دو دارای ظرفیت شناخت خود، ارتباط سالم و رشد هستند.

در این نوع علاقه، هدف ، گرفتن و جبران کردن نیست؛ بلکه اشتراک گذاشتن است. دو انسان با جهان‌های درونی خود وارد رابطه می‌شوند تا تجربه‌ها، افکار، ارزش‌ها و احساساتشان را با یکدیگر سهیم شوند.

این نوع عشق بیشتر از آنکه از وابستگی سرچشمه بگیرد، از انتخاب آگاهانه و همراهی دو فرد مستقل شکل می‌گیرد.

آیا عشق در نگاه اول از دیدگاه روانکاوی خوب است یا بد؟

روانکاوی، عشق در نگاه اول را نه به طور کامل رد می‌کند و نه آن را نشانه قطعی یک عشق حقیقی یا موفق می داند.

این تجربه می‌تواند از مسیرهای مختلفی شکل بگیرد: گاهی از انتقال الگوهای قدیمی، گاهی از مواجهه با بخش‌های ناهشیار شخصیت و گاهی از انتخاب سالم یک فرد بالغ و مستقل.

اگر عشق در نگاه اول  بیشتر از نیاز شدید، ترس از تنهایی، وابستگی یا تلاش برای ترمیم زخم‌های گذشته ایجاد شده باشد، ممکن است رابطه در ادامه با مشکلاتی روبه‌رو شود.

اما اگر این جذب از یک ایگوی سالم و شناخت نسبتاً واقع‌بینانه از خود و دیگری سرچشمه بگیرد، می‌تواند آغاز یک ارتباط ارزشمند باشد.

بنابراین پرسش اصلی روانکاوی این نیست که: آیا عشق در نگاه اول واقعی است یا نه؟

بلکه پرسش عمیق‌تر این است:

وقتی در نگاه اول جذب کسی می‌شویم، واقعاً چه چیزی را در او دیده‌ایم؟ خودِ واقعی او ، یا تصویری را که ذهن ناخودآگاه ما از او ساخته است؟

جهت آشنایی بیشتر با روانکاو و روانکاوی بر روی لینک سبز رنگ کلیک کنید.

می توانید مقاله دکتر ملینا شیرانی درباره خیانت را مطالعه نمایید : روانکاوی خیانت زن در رابطه؛ از فقدان عاطفی تا میل ناهشیار 

دریافت نوبت مطب یا مشاوره آنلاین 

مشاوره آنلاین مراجعین خارج از کشور