این مقاله به این سوال پاسخ می دهد که نیاز یه رواندرمانی چرا و چگونه ایجاد می شود و علائم آن کدامند ؟ روان انسان درست مانند جسم او نیازمند مراقبت، توجه و رسیدگی است. همانطور که هیچیک از ما نمیتوانیم ادعا کنیم در طول زندگی هرگز دچار سرماخوردگی، سردرد یا دنداندرد نشدهایم، نمیتوانیم روان خود را نیز از آسیبها و فشارهای زندگی مصون بدانیم.
روان ما نیز همانند جسم، آسیبپذیر است و میتواند تحت تأثیر شرایط مختلف دچار فشار، زخم و فرسودگی شود. شرایط محیطی، فشارهای شغلی، مسائل اقتصادی، تجربههای عاطفی، سبک فرزندپروری، عوامل ژنتیکی، فقدانها، شکستها و سوگها همگی میتوانند بر روان انسان اثر بگذارند و تعادل درونی او را مختل کنند. دکتر ملینا شیرانی ، روانکاو و روانشناس بالینی در ادامه به شرح بیشتری درباره نیاز به رواندرمانی می پردازد :
روان آسیبدیده و نیاز به رواندرمانی
زمانی که روان انسان دچار آسیب یا فشارهای حلنشده میشود، بخش قابل توجهی از انرژی روانی فرد صرف کنترل، مهار یا جبران آن تنشها میگردد. در چنین شرایطی، گویی بخشی از توان روانی فرد درگیر یک فرایند ناتمام باقی میماند.
در نتیجه، فرد ممکن است در حوزههای مختلف زندگی مانند کار، روابط عاطفی، تصمیمگیری، لذت بردن از زندگی و حتی مراقبت از جسم خود دچار افت عملکرد شود. احساس خستگی مزمن، بیانگیزگی، اضطراب یا تکرار الگوهای ناکارآمد میتواند از پیامدهای این وضعیت باشد و این اهمیت نیاز به رواندرمانی را آشکار می کند.
ارتباط روان و جسم
امروزه بسیاری از پژوهشها و دیدگاههای تخصصی در حوزه سلامت، بر ارتباط نزدیک میان روان و جسم تأکید دارند. در بسیاری از موارد، عوامل روانشناختی میتوانند در بروز، تشدید یا تداوم برخی از مشکلات جسمانی نقش داشته باشند.
به همین دلیل است که در برخی شرایط، درمانهای صرفاً دارویی یا جسمی بهتنهایی کافی نیستند و به طور همزمان نیاز به رواندرمانی نیز احساس میشود. ترکیب درمانهای پزشکی با رواندرمانی، در بسیاری از موارد میتواند به بهبود پایدارتر منجر شود.
علائم نیاز به رواندرمانی کدامند؟
رواندرمانی تنها برای شرایط بحرانی یا اختلالات شدید نیست. بلکه در بسیاری از مواقع، نشانههایی در زندگی روزمره وجود دارند که میتوانند بیانگر نیاز به کمک تخصصی باشند، برخی از مهم ترین علائم نیاز به رواندرمانی عبارتند از :
- احساس مداوم کسالت یا بیحوصلگی بدون دلیل مشخص
- اضطراب و بیقراری
- نارضایتی پایدار از خود یا زندگی
- تکرار الگوهای ناموفق در روابط عاطفی
- قرار گرفتن در روابط آسیبزا یا انتخابهای تکرارشونده ناسالم
- احساس ناتوانی در رسیدن به اهداف مالی یا شغلی با وجود تلاش زیاد
- تجربه بیماریهای جسمی مزمن همراه با فشارهای روانی
این نشانهها میتوانند بیانگر این باشند که روان فرد نیازمند رسیدگی و کمک تخصصی است.
انواع رواندرمانی
رواندرمانی یک مسیر واحد و یکشکل نیست، بلکه رویکردهای مختلفی دارد که بسته به شرایط فرد انتخاب میشوند. برخی از رایجترین آنها عبارتند از:
رواندرمانی تحلیلی (روانکاوی): تمرکز بر ریشههای عمیقتر مشکلات و تجربههای گذشته . برای آشنایی بیشتر با رویکرد روانکاوی توصیه می کنیم که مطلب نوشته شده با عنوان روانکاو : آنچه قبل از جلسه روانکاوی باید بدانید را مطالعه کنید.
درمان شناختی رفتاری (CBT): تمرکز بر افکار، احساسات و رفتارهای فعلی و اصلاح الگوهای ناکارآمد
درمان حمایتی: کمک به کاهش فشار روانی و افزایش توان سازگاری فرد
درمان رابطهمحور: تمرکز بر الگوهای ارتباطی در روابط بینفردی
گروهدرمانی: نوعی از رواندرمانی که در آن فرد در کنار دیگران با مسائل مشابه در یک گروه درمانی شرکت میکند. در این روش، افراد از تجربههای یکدیگر یاد میگیرند، احساس تنهایی کاهش مییابد و بازخوردهای واقعی و انسانی از دیگر اعضا دریافت میکنند. یکی از روش های مورد استفاده در گروه درمانی ، نمایش درمانی یا سایکودراما است . برای مطالعه بیشتر در این زمینه می توانید مقاله نمایش درمانی و تاثیر آن بر سلامت روان را مطالعه نمایید .
به طور کلی هر یک از این رویکردهای ذکر شده میتواند در شرایط خاصی مفید باشد و انتخاب آن بر اساس نیاز فرد انجام میشود.
یک مثال ساده از نیاز به رواندرمانی و تاثیر آن
برای درک بهتر، فردی را در نظر بگیرید که در روابط عاطفی خود همواره وارد رابطههایی میشود که در نهایت به آسیب، طرد یا نارضایتی ختم میشوند. در نگاه اول ممکن است این موضوع بدشانسی یا انتخاب اشتباه به نظر برسد.
اما در رواندرمانی، به این الگو عمیقتر نگاه میشود. گاهی ریشه این تکرارها در تجربههای گذشته، سبک دلبستگی یا زخمهای حلنشده عاطفی قرار دارد. آگاهی از این الگوها میتواند مسیر انتخابهای بعدی فرد را تغییر دهد.
تفاوت مشاوره و رواندرمانی
در بسیاری از مواقع، این دو مفهوم با هم اشتباه گرفته میشوند.
- مشاوره معمولاً به مسائل مشخصتر و کوتاهمدتتر مانند تصمیمگیری، ازدواج یا مشکلات موقعیتی میپردازد.
- رواندرمانی فرآیندی عمیقتر است که به الگوهای پایدار شخصیتی، هیجانی و روابطی میپردازد.
به بیان ساده، مشاوره بیشتر به مسئله میپردازد، در حالی که رواندرمانی به الگوی پشت مسئله توجه دارد.
در واقع نیاز به رواندرمانی زمانی مطرح می شود که با الگوهای پایدارتری مواجه هستیم که در زندگی فردی یا بین فردی شخص ایجاد مشکل می کنند و تصمیم و برنامه درمانی بر آن است که به صورت عمیق تر و گسترده تر و پایدارتری به اصلاح و برطرف شدن آن الگوها پرداخته شود.
آیا روانشناس نیز نیاز به رواندرمانی دارد؟
پاسخ به این سؤال مثبت است. روانشناس یا رواندرمانگر نیز پیش از هر چیز یک انسان است؛ با همان ساختارهای هیجانی، آسیبپذیریها و تجربههای انسانی.
همانطور که یک پزشک ممکن است بیمار شود، یا یک دندانپزشک خود نیاز به درمان دندان پیدا کند، یک روانشناس نیز میتواند درگیر مسائل روانی یا هیجانی شود و نیاز به رواندرمانی داشته باشد.
در بسیاری از رویکردهای حرفهای، تجربه رواندرمانی شخصی برای درمانگران نهتنها مفید، بلکه در برخی موارد ضروری تلقی میشود.
البته روان شناس و رواندرمانگر با یکدیگر تفاوت دارند ، برای مطالعه بیشتر به مقاله تفاوت روانشناس و رواندرمانگر ، مراجعه نمایید.
با مراجعه به صفحات دریافت نوبت و نوبت مشاوره آنلاین مراجعین خارج از کشور ، می توانید با دکتر ملینا شیرانی نوبت جلسه روان درمانی دریافت کنید.

