تفاوت دلبستگی اجتنابی و دلبستگی دوسوگرا در روابط عاطفی ، فقط در این نیست که یک نفر از صمیمیت فاصله میگیرد و دیگری به رابطه نزدیکتر میشود. هر دو الگو میتوانند باعث شوند فرد در رابطه احساس ناامنی، سردرگمی یا نارضایتی کند، اما نحوه واکنش آنها به صمیمیت، فاصله، ترس از دست دادن و تعارض با یکدیگر متفاوت است.
ممکن است فردی بارها با خود فکر کند: “چرا وقتی به طرف مقابل نزدیک میشوم، عقب میرود؟” یا برعکس، از خودش بپرسد: “چرا وقتی طرف مقابلم کمی فاصله میگیرد، اینقدر مضطرب میشوم و نمیتوانم آرام بمانم؟”
برای پاسخ به این پرسشها، شناخت سبکهای دلبستگی میتواند نقطه شروع مهمی باشد.
دکتر ملینا شیرانی ، روانکاو و روانشناس روابط عاطفی
دلبستگی چیست و چرا در روابط عاطفی اهمیت دارد؟
سبک دلبستگی به الگوهایی اشاره دارد که بر نحوه برقراری و حفظ روابط نزدیک، تجربه صمیمیت و واکنش فرد هنگام احساس تهدید یا فاصله در رابطه تأثیر میگذارند.
در روابط بزرگسالی، سبک دلبستگی میتواند روی موضوعاتی مانند اعتماد، صمیمیت، استقلال، ابراز نیازهای عاطفی و نحوه برخورد با تعارض اثر بگذارد.
اگر چه سبک دلبستگی یک فرد در دوران کودکی و بر اساس نوع ارتباط و کنش و واکنش ها با مراقبت کننده اصلی شکل گرفته است اما سبک دلبستگی یک برچسب قطعی برای شخصیت فرد نیست. یک انسان ممکن است در یک رابطه احساس امنیت بیشتری داشته باشد و در رابطهای دیگر واکنشهای اضطرابی یا اجتنابی بیشتری نشان دهد. بنابراین نباید با مشاهده چند رفتار، شخص یا شریک عاطفی او را بهسرعت “اجتنابی“ یا “دوسوگرا“ نامید.
دلبستگی اجتنابی چیست؟
فردی که الگوی دلبستگی اجتنابی در او پررنگتر است، معمولاً با صمیمیت عاطفی زیاد راحت نیست و ممکن است برای حفظ استقلال خود به فاصله گرفتن متوسل شود.
این فرد لزوماً بیاحساس یا بیعلاقه نیست. ممکن است عاشق شود، دلتنگ شود و رابطه برایش اهمیت زیادی داشته باشد، اما زمانی که رابطه بیش از حد نزدیک، عاطفی یا وابستهکننده میشود، احساس فشار یا ناراحتی کند.
در چنین شرایطی ممکن است:
- کمتر درباره احساسات خود صحبت کند.
- هنگام بالا رفتن تنش، سکوت یا عقبنشینی کند.
- برای داشتن فضای شخصی بیشتر، تلاش کند.
- از وابستگی زیاد خود یا شریک عاطفیاش ناراحت شود.
- در برابر صحبت درباره آینده رابطه مقاومت نشان دهد.
- وقتی رابطه بسیار صمیمی میشود، ناگهان فاصله بیشتری ایجاد کند.
- نیازهای عاطفی خود را کماهمیت جلوه دهد.
- ترجیح دهد مشکلات را به تنهایی حل کند.
بنابراین رفتار فرد اجتنابی را نباید صرفاً به “عدم علاقه” تعبیر کرد. گاهی فاصله گرفتن راهی است که فرد برای مدیریت احساس آسیبپذیری یا حفظ احساس کنترل در رابطه یاد گرفته است.
دلبستگی دوسوگرا یا اضطرابی چیست؟
در الگوی دلبستگی دوسوگرا یا اضطرابی، مسئله اصلی معمولاً نگرانی درباره از دست دادن رابطه، طرد شدن یا کافی نبودن علاقه طرف مقابل است.
فرد ممکن است به صمیمیت و اطمینان عاطفی زیادی نیاز داشته باشد و وقتی نشانهای از فاصله میبیند، اضطرابش افزایش پیدا کند.
برای مثال ممکن است:
- مرتب به رفتار و لحن شریک عاطفی خود فکر کند.
- به اطمینان گرفتن درباره علاقه طرف مقابل نیاز داشته باشد.
- از طرد یا ترک شدن بترسد.
- هنگام ایجاد فاصله، بیشتر به سمت شریک عاطفی خود حرکت کند.
- بارها درباره احساس طرف مقابل سؤال کند.
- درگیر مقایسه خود با دیگران شود.
- نشانههای کوچک تغییر در رابطه را بیش از حد بررسی کند.
در اینجا هم نباید هر فردی را که در یک رابطه نگران است، دارای دلبستگی اضطرابی دانست. گاهی نگرانی فرد واکنشی طبیعی به یک رابطه واقعاً نامطمئن یا رفتارهای ناسازگارانه طرف مقابل است.
در واقع تشخیص و ارزیابی سبک دلبستگی فرد در فضای بالینی و اتاق درمان و توسط متخصص روانشناسی بالینی انجام می شود.
تفاوت دلبستگی اجتنابی و دوسوگرا در روابط عاطفی چیست؟
تفاوت دلبستگی اجتنابی و دوسواگرا را میتوان در نحوه واکنش فرد به صمیمیت، فاصله و احساس تهدید در رابطه مشاهده کرد.
فردی که الگوی اجتنابی در او پررنگتر است، ممکن است زمانی که صمیمیت یا فشار عاطفی افزایش پیدا میکند، به فاصله گرفتن نیاز پیدا کند. او ممکن است کمتر صحبت کند، سکوت کند، زمان بیشتری برای خودش بخواهد یا از گفتوگوهای عاطفی فاصله بگیرد.
در مقابل، فردی که الگوی دوسوگرا یا اضطرابی در او پررنگتر است، ممکن است زمانی که احساس کند شریک عاطفیاش در حال فاصله گرفتن است، اضطراب بیشتری تجربه کند و تلاش کند دوباره نزدیکی و اطمینان را برقرار کند. ممکن است بیشتر پیام بدهد، درباره رابطه سؤال کند، به دنبال اطمینان گرفتن باشد یا رفتار طرف مقابل را بیشتر تحلیل کند.
بنابراین میتوان به شکل ساده گفت:
فرد اجتنابی ممکن است هنگام احساس فشار، فاصله بگیرد؛ در حالی که فرد دوسوگرا یا اضطرابی ممکن است هنگام احساس فاصله، بیشتر نزدیک شود.
البته این تفاوت به معنای آن نیست که همه افرادی که دارای این الگوهای دلبستگی هستند دقیقاً یکسان رفتار میکنند. سبک دلبستگی تحت تأثیر تجربههای زندگی، روابط گذشته، شرایط رابطه فعلی و ویژگیهای فردی قرار دارد.
تفاوت دلبستگی اجتنابی و دوسوگرا در مواجهه با صمیمیت
برای فردی با ویژگیهای اجتنابی، صمیمیت میتواند هم خواستنی و هم دشوار باشد.
ممکن است او از داشتن رابطه لذت ببرد، اما وقتی رابطه جدیتر میشود، احساس کند آزادی یا استقلالش در حال محدود شدن است. در نتیجه ممکن است رفتارهایی مانند کمتر پیام دادن، نیاز بیشتر به تنهایی، تغییر موضوع هنگام صحبتهای عاطفی یا عقبنشینی هنگام تعارض را نشان دهد.
گاهی حتی ممکن است بعد از یک دوره نزدیکی، ناگهان فاصله ایجاد کند.
این رفتار لزوماً به این معنا نیست که احساسات فرد از بین رفته است؛ اما اگر این الگو به شکل مداوم تکرار شود، میتواند برای طرف مقابل آزاردهنده باشد.
تفاوت دلبستگی اجتنابی و دوسوگرا در واکنش به ترس از دست دادن
برای فردی با ویژگیهای اضطرابی، فاصله گرفتن شریک عاطفی میتواند احساس ناامنی شدیدی ایجاد کند.
ممکن است هر نوع محرک یا رویدادی در رابطه این سوالات را در ذهن او ایجاد کند:
“شاید دیگر دوستم ندارد؟”
“آیا شخص دیگری وارد زندگیاش شده؟”
“چرا رفتارش تغییر کرده؟”
در چنین شرایطی ممکن است فرد بیشتر پیام بدهد، تماس بگیرد، درباره احساس طرف مقابل سؤال کند یا بارها رفتار او را مرور و تحلیل کند.
این تلاش برای نزدیک شدن معمولاً با هدف رسیدن به امنیت انجام میشود، اما گاهی میتواند نتیجه معکوس داشته باشد و طرف مقابل را بیشتر به سمت فاصله گرفتن سوق دهد.
تفاوت دلبستگی اجتنابی و دوسوگرا چگونه باعث جذب آن ها به یکدیگر می شود؟
جذب شدن دو نفر با این الگوها لزوماً تصادفی نیست.
فرد اضطرابی ممکن است در ابتدا فرد اجتنابی را به دلیل استقلال، آرامش ظاهری یا کنترل هیجانیاش جذاب ببیند. در مقابل، فرد اجتنابی ممکن است از توجه و علاقه زیاد فرد اضطرابی احساس دوستداشتنی بودن یا اهمیت کند.
اما با جدیتر شدن رابطه، همان ویژگیهایی که در ابتدا جذاب بودند ممکن است به منبع تعارض تبدیل شوند.
فرد اضطرابی به دنبال نزدیکی بیشتری میرود و فرد اجتنابی احساس فشار بیشتری میکند.فرد اجتنابی فاصله میگیرد و فرد اضطرابی احساس خطر بیشتری میکند ، در نتیجه هر کدام از دو نفر رفتاری انجام میدهند که دقیقاً ترس طرف مقابل را تقویت میکند.
چرخه معیوب تفاوت دلبستگی اجتنابی و دوسوگرا در رابطه عاطفی
فرض کنید یکی از زوجین با دلبستگی اضطرابی احساس میکند رابطه سرد شده است. او برای دریافت اطمینان، پیام بیشتری میدهد و درباره رابطه سؤال میکند.
طرف مقابل که احتمالا با سبک دلبستگی اجتنابی است این افزایش پیگیری را فشار عاطفی تجربه میکند و برای آرام شدن، فاصله میگیرد.
اما فاصله گرفتن برای فرد اول به معنای خطر بیشتری است. بنابراین او بیشتر پیگیری میکند.
هرچه پیگیری بیشتر شود، طرف مقابل بیشتر احساس فشار میکند و بیشتر عقبنشینی میکند.
به این ترتیب چرخهای شکل میگیرد:
افزایش فاصله ← افزایش اضطراب ← نزدیک شدن بیشتر ← فاصله گرفتن بیشتر طرف مقابل ← احساس فشار ← نزدیک شدن بیشتر ← اضطراب بیشتر
این چرخه میتواند به مرور هر دو نفر را خسته کند.
فرد اضطرابی ممکن است بگوید:
“اگر او کمی بیشتر به من اطمینان میداد، اینقدر پیگیر نمیشدم.”
و فرد اجتنابی ممکن است بگوید:
“اگر او اینقدر به من فشار نمیآورد، من هم اینقدر فاصله نمیگرفتم.”
در واقع، گاهی مشکل فقط رفتار یکی از دو نفر نیست؛ بلکه چرخهای است که رفتار هر دو نفر آن را تقویت میکند.
آیا فرد با دلبستگی اجتنابی می تواند عاشق شود؟
یکی از برداشتهای اشتباه درباره دلبستگی اجتنابی این است که فرد اجتنابی احساسات عاطفی ندارد.
اجتناب از صمیمیت با ناتوانی در عاشق شدن یکی نیست.
فردی با ویژگیهای اجتنابی نیز میتواند عشق، دلتنگی، وابستگی و نیاز به رابطه را تجربه کند. مسئله ممکن است این باشد که تحمل و بیان این احساسات برای او دشوار است.
بنابراین بهتر است به جای پرسیدن اینکه:
“آیا فرد اجتنابی واقعاً من را دوست دارد؟”
به الگوی کلی رابطه نگاه کنیم:
آیا رابطه ظرفیت صمیمیت، گفتوگو، مسئولیتپذیری و پاسخگویی متقابل را دارد؟
زیرا صرفاً داشتن احساس، برای ساختن یک رابطه سالم کافی نیست.
آیا فرد با دلبستگی دوسوگرا واقعا وابسته است؟
دلبستگی اضطرابی نیز به معنای “وابستگی بیش از حد” یا ضعف شخصیت نیست.
ممکن است فردی بسیار مستقل، موفق و توانمند باشد اما در روابط عاطفی، ترس شدیدی از طرد شدن تجربه کند.
گاهی چیزی که از بیرون به شکل “وابستگی” دیده میشود، در واقع تلاش فرد برای به دست آوردن احساس امنیت در رابطه است.
مسئله زمانی جدیتر میشود که اضطراب رابطه باعث شود فرد دائماً رفتار شریک خود را بررسی کند، نتواند بدون اطمینان گرفتن آرام شود یا بخش بزرگی از زندگی ذهنی خود را صرف تحلیل رابطه کند.
آیا یک شخص می تواند همزمان هم رفتار اجتنابی داشته باشد و هم دوسوگرا؟
بله.
انسانها همیشه در چهارچوبهای کاملاً ساده قرار نمیگیرند.
فرد ممکن است همزمان به صمیمیت نیاز داشته باشد و از آن بترسد. ممکن است زمانی که احساس تنهایی میکند به سمت دیگری حرکت کند، اما وقتی طرف مقابل نزدیک میشود، خودش عقب برود.
در چنین شرایطی، رفتار فرد میتواند برای خودش و شریک عاطفیاش بسیار گیجکننده باشد.
بنابراین تشخیص سبک دلبستگی فقط با یک رفتار یا یک تست ساده قابل اتکا نیست و بهتر است الگوی رابطه در طول زمان بررسی شود.

از کجا بدانیم که آیا مشکل به سبک دلبستگی مربوط است یا خود رابطه؟
گاهی فردی تصور میکند “من دلبستگی اضطرابی دارم”، در حالی که شریک عاطفی او واقعاً رفتار غیرقابل پیشبینی، سرد و گرم یا غیرمتعهدانه دارد.
از طرف دیگر، ممکن است فردی شریک خود را “اجتنابی” بداند، در حالی که طرف مقابل اساسا تمایلی به ادامه رابطه ندارد.
بنابراین نباید هر رفتار ناخوشایندی را با برچسب سبک دلبستگی توجیه کرد.
برای تجزیه و تحلیل بهتر وضعیت، افراد می توانند این سوالات را از خودشان بپرسند:
- آیا این الگو در روابط مختلف من تکرار میشود؟
- آیا اضطراب یا فاصله گرفتن من فقط در این رابطه اتفاق میافتد؟
- آیا نیازهای عاطفی من در این رابطه واقعاً پاسخ داده میشوند؟
- آیا میتوانیم درباره نیازها و مرزها گفتوگو کنیم؟
- آیا هر دو نفر برای بهتر شدن رابطه تلاش میکنند؟
- آیا رفتار طرف مقابل واقعاً قابل پیشبینی و قابل اعتماد است؟
این پرسشها کمک میکنند تفاوت میان “الگوی دلبستگی فرد” و “کیفیت واقعی رابطه” را بهتر ببینیم.
آیا سبک دلبستگی قابل تغییر است؟
در پاراگراف های قبلی به تفاوت سبک دلبستگی اجتنابی و دوسوگرا پرداختیم و در ادامه بایدبه این نکته اشاره کنیم که سبک دلبستگی یک سرنوشت تغییرناپذیر نیست.
تجربههای جدید، روابط امنتر و رواندرمانی میتوانند به فرد کمک کنند الگوهای قدیمی خود را بهتر بشناسد و شیوههای متفاوتی برای برقراری رابطه و تنظیم هیجان پیدا کند.
هدف رواندرمانی این نیست که فرد را به یک شخصیت کاملاً متفاوت تبدیل کند؛ بلکه میتواند به او کمک کند بفهمد:
“وقتی احساس میکنم قرار است رها شوم، چه اتفاقی در من میافتد؟”
یا:
“وقتی کسی بیش از حد به من نزدیک میشود، چرا نیاز پیدا میکنم فاصله بگیرم؟”
شناخت این چرخه، اولین قدم برای ایجاد تغییر است.
برای دریافت نوبت مشاوره آنلاین و یا نوبت حضوری در تهران و اصفهان می توانید از طریق واتس اپ با ما در ارتباط باشید :
چه زمانی رواندرمانی میتواند کمککننده باشد؟
اگر الگوهای مشابه بارها در روابط عاطفی یک شخص تکرار میشوند، اگر جدایی یا احتمال طرد شدن اضطراب زیادی ایجاد میکند، اگر دائماً بین نزدیک شدن و فاصله گرفتن نوسان ایجاد می شود، یا اگر یک فرد نمی تواند رابطهای را که برایش مهم است به شکل امن و آرام تجربه کند، بررسی این الگوها در رواندرمانی و دریافت جلسه با مشاور روابط عاطفی میتواند مفید باشد.
زوج درمانی برای زوج هایی که با این الگوهای تکراری مواجه شده اند، فرصتی ایجاد می کند که بتوانند به جای اینکه فقط رفتار طرف مقابل را بررسی و مرور کنند به آنچه در درون خودشان می گذرد نیز توجه داشته باشند و بتوانند الگوهای مسئله ساز را تغییر بدهند.
جمع بندی
تفاوت دلبستگی اجتنابی و دوسوگرا در روابط عاطفی را میتوان در واکنش متفاوت این دو الگو به صمیمیت و فاصله دید.
فرد اجتنابی ممکن است هنگام احساس نزدیکی یا فشار عاطفی بیشتر فاصله بگیرد، در حالی که فرد دوسوگرا یا اضطرابی ممکن است هنگام احساس فاصله، بیشتر به رابطه نزدیک شود و به دنبال اطمینان باشد.
اما هیچکدام از این برچسبها بهتنهایی توضیح کاملی برای یک رابطه نیستند.
مهمتر از اینکه افراد سوال کنند که آیا ” اجتنابی هستم یا دوسوگرا؟” این است که بدانند در روابط عاطفی چه چرخهای را تکرار میکنند و این چرخه چگونه بر انتخابها، احساسات و رفتارهای آنان تأثیر میگذارد و چه پیامد هایی را در روابط عاطفی برای آنان به دنبال دارد.
گاهی مسئله این نیست که یکی از دو نفر “زیادی نزدیک” یا دیگری “زیادی دور” است؛ مسئله این است که هر دو نفر در چرخهای گرفتار شدهاند که رفتار هر کدام، واکنش دیگری را تقویت میکند و شناخت همین چرخه میتواند آغاز مسیر تغییر باشد.
اگر به مطالعه مطالب مرتبط با روانشناسی عشق و روابط عاطفی علاقه مند هستید می توانید مقاله ” چگونه یک مرد عاشق می شود ” را مطالعه کنید.


