طرحواره تنبیه و نقش تخریبی آن در روابط بین فردی

طرحواره تنبیه و نقش تخریبی آن در روابط بین فردی

طرحواره تنبیه یکی از طرحواره‌های ناسازگار اولیه است که آثار مخرب آن تنها به روابط عاطفی محدود نمی‌شود، بلکه می‌تواند خود را در روابط اجتماعی، محیط کار، دوستی‌ها، روابط خانوادگی و حتی تعاملات معمولی و روزمره نیز نشان دهد. افراد دارای این طرحواره معتقدند اگر کسی مرتکب رفتاری شود که از دیدگاه آنان نامطلوب است یا با استانداردهای ذهنی آن‌ها مطابقت ندارد، باید حتماً تنبیه و مجازات شود و با عواقب منفی رفتار خود روبه‌رو گردد. این گرایش تنبیه گرایانه در روابط، معمولا به شکل قهر کردن ، پاسخ ندادن ، بازی با نقطه ضعف های طرف مقابل و یا محروم کردن او از توجه ، احترام و محبت ، توسط فرد مبتلا به طرحواره بروز پیدا می کند.

در این الگوی فکری، اشتباه کردن چیزی نیست که بتوان دربارهٔ آن گفت‌وگو کرد، از آن درس گرفت، آن را جبران کرد و در نهایت از آن گذشت؛ بلکه خطایی است که باید با مجازات و تنبیه پاسخ داده شود. این افراد معمولاً باور کمتری به بخشش، گذشت و عفو کردن دارند و ممکن است به همان اندازه نیز در پذیرش بخشش دیگران دربارهٔ اشتباهات خود با دشواری روبه‌رو شوند. در نگاه آن‌ها، فرد خطاکار باید تاوان رفتار خود را بپردازد و صرف پشیمانی، عذرخواهی یا تلاش برای جبران، لزوماً برای پایان‌یافتن تنبیه کافی نیست.

اما نکتهٔ مهم این است که طرحوارهٔ تنبیه تنها به شیوهٔ برخورد فرد با دیگران مربوط نمی‌شود. افرادی که این طرحواره در آن‌ها فعال است، ممکن است خود نیز دائماً نگران تنبیه‌شدن باشند. آن‌ها ممکن است تصور کنند که اگر مرتکب اشتباهی شوند، با پیامدهایی سخت و غیرقابل‌جبران روبه‌رو خواهند شد. به همین دلیل، گاهی تلاش می‌کنند تعاملات خود با دیگران را تا حد امکان محدود کنند، کمتر در معرض قضاوت قرار بگیرند، به دیگران اعتماد نکنند و پشت درهای بسته بمانند تا احتمال اشتباه کردن یا مواجه‌شدن با پیامدهای ناخوشایند را کاهش دهند.

ریشه‌های شکل‌گیری طرحواره تنبیه

ریشهٔ شکل‌گیری این طرحواره، مانند بسیاری از طرحواره‌های ناسازگار اولیه، می‌تواند به تجربیات دوران کودکی بازگردد. والدین سخت‌گیر و خشنی که برای مواجهه با اشتباهات کودک به‌طور مکرر از تنبیه، مجازات، سرزنش شدید و محرومیت استفاده می‌کنند، ممکن است در شکل‌گیری این الگو نقش داشته باشند.

کودکی که بارها به دلیل اشتباهات خود با واکنش‌های شدید روبه‌رو می‌شود، ممکن است به‌تدریج این باور را درونی کند که اشتباه کردن مستحق مجازات است و فرد خطاکار نباید به‌سادگی بخشیده شود. در چنین فضایی، فرصت یادگیری از اشتباه، گفت‌وگو دربارهٔ پیامدهای رفتار و ترمیم رابطه ممکن است جای خود را به ترس از مجازات و انتظار برای تنبیه بدهد.

این کودک ممکن است در بزرگسالی همان الگویی را که در محیط خانواده تجربه کرده است، در روابط خود تکرار کند؛ یعنی هنگام مواجهه با رفتار نامطلوب دیگران، به‌جای بررسی موقعیت و درنظرگرفتن امکان جبران، به این نتیجه برسد که فرد مقابل باید به دلیل رفتار خود تلافی ببیند و مجازات شود. البته تجربهٔ کودکی به‌تنهایی سرنوشت روانی فرد را تعیین نمی‌کند و شکل‌گیری این طرحواره می‌تواند تحت تأثیر مجموعه‌ای از تجربیات و عوامل دیگر نیز قرار داشته باشد.

سه سبک مقابله‌ای در طرحواره تنبیه

افراد دارای طرحوارهٔ تنبیه ممکن است برای مواجهه با این الگوی ذهنی، به سه سبک مقابله‌ای اصلی متوسل شوند: تسلیم، اجتناب و جبران افراطی. این سبک‌ها به شیوه‌های متفاوتی بروز پیدا می‌کنند و ممکن است یک فرد در موقعیت‌های مختلف بیش از یک سبک را تجربه کند.

۱. تسلیم در برابر طرحواره تنبیه

در سبک تسلیم، فرد گرایش خود را به مجازات و تلافی و انتقام می‌پذیرد و مطابق آن‌ها رفتار می‌کند. او ممکن است به‌راحتی دیگران را به دلیل اشتباهاتشان مستحق مجازات بداند و در مواجهه با رفتار نامطلوب، به‌جای انعطاف و گفت‌وگو، بر ضرورت تنبیه تأکید کند.

از سوی دیگر، ممکن است همین فرد وقتی خودش اشتباهی مرتکب می‌شود، احساس کند سزاوار سرزنش، محرومیت یا مجازات است. در این وضعیت، فرد نه‌تنها در قبال دیگران سخت‌گیر است، بلکه با خودش نیز با شدت و خشونت روانی برخورد می‌کند و به‌سختی می‌تواند اشتباهات انسانی خود را بپذیرد.

۲. اجتناب از طرحواره تنبیه

در سبک اجتناب، فرد تلاش می‌کند از موقعیت‌هایی که ممکن است در آن‌ها اشتباه کند، مورد قضاوت قرار بگیرد یا با واکنش تنبیه‌گرانه مواجه شود، فاصله بگیرد. ممکن است از صمیمیت، ارتباطات اجتماعی، بیان نظر مخالف یا ورود به موقعیت‌های تازه اجتناب کند؛ زیرا تصور می‌کند هرگونه خطا می‌تواند عواقب ناخوشایندی به دنبال داشته باشد.

در این شرایط، محدودکردن روابط و دوری از دیگران می‌تواند راهی برای کاهش اضطراب ناشی از ترس از مجازات باشد. بااین‌حال، این راهبرد ممکن است به‌تدریج فرصت تجربهٔ روابط امن، اصلاح باورهای قبلی و یادگیری شیوه‌های سالم‌تر مواجهه با اختلاف را کاهش دهد.

۳. جبران افراطی در طرحواره تنبیه

در سبک جبران افراطی، فرد ممکن است برای مقابله با احساس آسیب‌پذیری، ترس از اشتباه یا تجربهٔ تنبیه در گذشته، به فردی بسیار سخت‌گیر، قضاوت‌گر و تنبیه‌کننده تبدیل شود. او ممکن است در روابط خود به‌گونه‌ای رفتار کند که گویی باید خطاهای دیگران را شناسایی کند، آن‌ها را به پاسخ‌گویی وادارد و اجازه ندهد که از پیامدهای رفتارشان به‌آسانی عبور کنند.

در این وضعیت، فرد ممکن است در برخورد با دیگران همان موضعی را اتخاذ کند که زمانی در برابر آن احساس ترس یا درماندگی داشته است. او با قرارگرفتن در جایگاه فردی که مجازات می‌کند، می‌تواند احساس کند بر موقعیت تسلط دارد و دیگر در جایگاه فرد آسیب‌پذیر قرار نمی‌گیرد.

طرحواره تنبیه چگونه روابط عاطفی و اجتماعی را تخریب می‌کند؟

یکی از ویژگی‌های مهم این طرحواره، دشواری در پذیرش این واقعیت است که انسان‌ها ممکن است اشتباه کنند، رفتار نامناسبی داشته باشند و درعین‌حال توانایی یادگیری، جبران و تغییر را نیز داشته باشند. افراد دارای این الگو ممکن است استانداردهای ذهنی سخت‌گیرانه‌ای برای رفتار دیگران در نظر بگیرند و انتظار داشته باشند اطرافیانشان همواره مطابق آن‌ها عمل کنند.

اگر دوست، همکار، آشنا یا شریک عاطفی آن‌ها مرتکب خطا یا رفتاری نامطلوب شود، ممکن است معتقد باشند که فرد باید تمام‌وکمال مجازات شود و به‌اصطلاح ادب شود! در چنین شرایطی، شدت واکنش فرد ممکن است با ماهیت اشتباه تناسب نداشته باشد و حتی پس از عذرخواهی یا تلاش برای جبران نیز ادامه پیدا کند.

این افراد ممکن است از دید اطرافیان، افرادی کینه‌ورز و انتقام‌جو به نظر برسند؛ زیرا به‌جای آنکه اختلاف را از طریق گفت‌وگو حل کنند، گاهی از قهرکردن، منفی‌کاری، سرزنش مکرر یا محروم‌کردن دیگران از توجه، احترام و محبت به‌عنوان ابزاری برای تنبیه استفاده می‌کنند. در روابط عاطفی، این رفتار می‌تواند احساس امنیت و صمیمیت را تضعیف کند؛ اما پیامدهای آن به رابطهٔ عاشقانه محدود نیست و ممکن است همکاری، دوستی و روابط خانوادگی و اجتماعی را نیز فرسوده کند.

برای مثال، در محیط کار ممکن است فردی به دلیل یک اشتباه کوچک از همکار خود کینه به دل بگیرد و مدت‌ها بعد نیز آن اشتباه را به یاد بیاورد. در یک رابطهٔ دوستانه ممکن است انتظار داشته باشد که فرد مقابل برای خطای خود تاوانی طولانی بپردازد. در خانواده نیز ممکن است اشتباهات اعضا به موضوعاتی تبدیل شوند که بارها تکرار و یادآوری می‌شوند و به فرصتی برای تحقیر یا سرزنش مجدد تبدیل می‌گردند.

در چنین روابطی، مسئله فقط سخت‌گیری یا نارضایتی نیست؛ بلکه دشواری در عبور از خطا و پذیرش امکان ترمیم است. فرد ممکن است به‌جای آنکه بپرسد چگونه می‌توان این مشکل را حل کرد، بر این موضوع متمرکز شود که فرد خطاکار چگونه باید مجازات شود.

برای دریافت نوبت مطب و یا جلسه آنلاین با دکتر ملینا شیرانی می توانید بر روی آیکن واتس اپ کلیک کنید:

عدم تحمل انتقاد و انعطاف‌ناپذیری شخصیت

یکی از جنبه‌های نگران‌کننده این الگو، انعطاف‌ناپذیری در قضاوت و دشواری در تغییر موضع است. وقتی فرد باور دارد که هر خطا باید با مجازات پاسخ داده شود، ممکن است فضای اندکی برای درنظرگرفتن شرایط، انگیزه‌ها، تفاوت‌های فردی و امکان جبران باقی بگذارد. در نتیجه، روابط او ممکن است به عرصه‌ای برای داوری مداوم دربارهٔ رفتار دیگران تبدیل شود.

این انعطاف ناپذیری می‌تواند تعاملات فرد را محدود کند؛ زیرا روابط انسانی ناگزیر با اختلاف‌نظر، سوءتفاهم، ناکامی و اشتباه همراه‌اند. اگر فرد نتواند این واقعیت‌ها را بپذیرد و برای حل تعارض‌ها انعطاف نشان دهد، احتمال دارد روابط خود را به‌تدریج فرسوده کند یا از ترس مواجهه با خطا و قضاوت، از برقراری روابط تازه فاصله بگیرد.

عدم تحمل انتقاد، خلق پایین، اعتمادبه‌نفس پایین و آسیب‌پذیری در برابر افسردگی نیز از جمله موضوعاتی هستند که در بررسی این الگو باید به آن‌ها توجه کرد. فردی که در قضاوت دربارهٔ خود و دیگران سخت‌گیر است و به‌سختی می‌تواند از خطاها عبور کند، ممکن است در مواجهه با ناکامی‌ها و تعارض‌های بین‌فردی نیز فشار روانی بیشتری تجربه کند. بااین‌حال، این ویژگی‌ها در همهٔ افراد دارای طرحوارهٔ تنبیه یکسان نیستند و وجود این طرحواره به‌تنهایی به معنای ابتلا به افسردگی یا داشتن اعتمادبه‌نفس پایین نیست.

پیامدهای احتمالی این الگو می‌تواند به اطرافیان نزدیک فرد نیز گسترش پیدا کند. زندگی در فضایی که در آن اشتباهات به‌سختی بخشوده می‌شوند، اختلاف‌ها به مجازات منتهی می‌شوند و فرد دائماً در معرض سرزنش یا محرومیت قرار دارد، ممکن است با افت خلق، کاهش عزت‌نفس، تضعیف اعتمادبه‌نفس و احساس ناامنی روانی همراه شود. به‌ویژه زمانی که این رفتارها مزمن و شدید باشند، اعضای خانواده ممکن است به‌تدریج احساس کنند برای حفظ رابطه باید دائماً مراقب رفتار خود باشند و از هرگونه اشتباه یا مخالفت پرهیز کنند.

آیا می‌توان از چرخه تنبیه خارج شد؟

شناخت طرحواره تنبیه نخستین گام برای تغییر آن است. فرد باید بتواند میان مسئولیت‌پذیری و مجازات تفاوت قائل شود. مسئولیت‌پذیری به معنای پذیرفتن پیامدهای رفتار، درک آسیب واردشده و تلاش برای جبران است؛ اما مجازات‌کردن مداوم فرد خطاکار لزوماً به اصلاح رفتار یا ترمیم رابطه منجر نمی‌شود.

همچنین لازم است فرد بیاموزد که اشتباه‌کردن بخشی از تجربه انسانی است و هیچ‌کس، نه خود او و نه دیگران، نمی‌تواند همیشه مطابق تمام استانداردهای ذهنی عمل کند. بخشش به معنای انکار خطا، چشم‌پوشی از آسیب یا کنارگذاشتن مرزهای شخصی نیست؛ بلکه می‌تواند به معنای پذیرش امکان تغییر و پایان‌دادن به مجازاتی باشد که دیگر نقشی در حل مسئله ندارد.

در روابط سالم، افراد می‌توانند دربارهٔ رفتارهای نامطلوب صحبت کنند، مسئولیت اشتباهات خود را بپذیرند، برای جبران تلاش کنند و در صورت امکان رابطه را ترمیم کنند. اگر فردی دائماً دیگران را تنبیه می‌کند، از بخشش ناتوان است یا از اشتباهات گذشته برای سرزنش و کنترل اطرافیان استفاده می‌کند، لازم است این الگو را جدی بگیرد و در صورت نیاز از کمک تخصصی زوج درمانی و یا گفتگو با متخصص روانشناس روابط ، بهره‌مند شود.

طرحواره درمانی و درمان تله های ذهنی برای افرادی که به این طرحواره مبتلا هستند می تواند تا اندازه زیادی مفید واقع شود.

برای مطالعه بیشتر درباره طرحواره ها می توانید به مقاله” طرحواره استحقاق و تحلیل آن از دیدگاه روانکاوی” مراجعه نمایید.